طنز

دستاورد اعتدال: مردم نمی توانند هلی کوپتر بخرند

|
۱۳۹۳/۱۱/۲۸
|
۱۳:۵۳:۲۱
| کد خبر: ۲۶۳۲۸۹
دستاورد اعتدال: مردم نمی توانند هلی کوپتر بخرند
نویسنده:آقای ایکس

به‌عنوان یک روزنامه‌نگار، از دار دنیا فقط یک دوچرخه دارم. چند بار برای امر خیر اقدام کردیم و هر بار پرسیدند «آقا داماد وسیله چی دارن؟» گفتیم دوچرخه. الان هم یک هفته‌ای می‌شود خواستگاری نرفته‌ام که در نوع خودش یک رکورد محسوب می‌شود!
برای جبران کمبودهای زندگی، گاهی در خیال خودم پرواز می‌کنم. لااقل توی خیالم هرچه می‌خواهم دارم. چند روز پیش که داشتم پرواز می‌کردم، صدای وحشتناکی از پشت سر به گوشم رسید که مدام نزدیک و نزدیک تر می‌شد. پشت سرم را نگاه کردم و دیدم یک هلیکوپتر با سرعت پیش می‌آمد. زدم کنار. هلیکوپتر هم کنار من ایستاد و شخصی که داخلش بود به من اشاره کرد؛ بیا!
وارد هلیکوپتر شدم و نگاهی به اطرافم انداختم. گفتم: آقا من تا حالا سوار هلیکوپتر نشده بودم. چقد خفنه!
حداد عادل گفت: این دولت همین است. مردم استطاعت خرید هلیکوپتر ندارند، فقر بیداد می کند.
پرسیدم: پس چطور شما سوار شدین؟
با اخم نگاهی کرد و گفت: وسط حرف من نپر. داشتم می گفتم؛ به چه دلیل در این شرایط اقتصادی ارز کشور در اختیار مرفهین بی درد قرار می گیرد؟
گفتم: مگه دولت قبل مرفهاش درد داشتن؟ البته اون زمان مرفه ها رو پرورش میدادن ماشاا...! بعد خودشون میرفتن خودکفا ارز میگرفتن.
سرفه ای کرد. ناگهان داخل چاله هوایی افتادیم و سرم کوبیده شد به دیواره هلی کوپتر. بلند داد زدم: آخ سرم!
سریع جواب داد: بی خود تمارض نکن! ما قصد سرکوب هیچ کس را نداریم.
گفتم: بله حق که همیشه با شماست. ولی دولت آنقدر هم که میگین بد نیستا! اعتدالیه به هر حال.
گفت: نه! ما خیلی هم موافق اعتدالیم. اما اعتدال بدان معنا است که با قطع نظر از اصولگرا یا اصلاح طلب بودن، کسانی که توانایی خدمت به جامعه را دارند به کار گرفته شوند.
گفتم: دولت قبل که ازش حمایت می کردین واقعا آخر این قضیه بود. شما بگو یه مورد حذف، یه مورد کنار گذاشتن...
باز سرفه کرد و دوباره داخل چاله هوایی افتادیم. شاکی شدم و داد زدم: ای بابا! خب بگو حرف نزنم دیگه. تا دهنمونو باز می کنم چاله هوایی ظاهر میشه.
گفت: یک بار خوب گوش کن دوباره نپرسی. اعتدال یعنی تکرار نشدن سال های 76 تا 84.
خنده ام گرفت و گفتم: اون که اعتدال نیست، اصلاح طلب نبودنه!
صورتش برافروخته شد و گفت: سرفه می کنما!
سرم را گرفتم و گفتم: نه آقا غلط کردم، دیگه نمی گم! فقط جون من یکم با دولت مهربون تر باشین.
جواب داد: اگر ما از دولت انتقاد می کنیم قصد تضعیف نداریم.
با وجود اینکه تهدیدم کرده بود نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و گفتم: دقیقا! یه ضرب دارین می رین واسه تخریب.
پشت یقه ام را گرفت و از هلیکوپتر پرتم کرد بیرون. همینطور که سقوط می کردم داد زد: هلیکوپتر نه! بالگرد!
ناگهان از خیالاتم خارج شدم. رادیو داشت می گفت: تعداد کارت زردهای مجلس به دولت، دو رقمی شد!

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر