اینجا لوزان، هتل« بوریواژ»!
یادداشتهایم را ورق میزنم. روز عید که دو ساعت وپانزده دقیقه از نیمه شب گذشته، توپ سال تحویل 1394 شلیک شده است و عدهای در هواپیما، در آسمان خدا در پروازند تا برای تامین حقوق ملت ایران هرچه در توان دارند انجام دهند. هرچند، لحظه سال تحویل کنار خانواده نباشند، اما در قلب ملتاند.
نوشتهام: تمامی خبرنگاران و عکاسان خبری جهان در لوزان حاضرند. خبر رسانی مذاکراتی تاریخی و اثربخش شاید مهمترین تصمیم قرن بیستویکم در جریان است. ارسال خبر با این درجه از اهمیت برجسته برای مردم جهان، کار را دشوار کرده است. تیم مذاکره کنندگان 5+1 و ایران، یکی یکی وارد لوزان سوییس می شوند.
کار عکاسان با زاویه مهم عکس خبری که باید به جهان مخابره کنند، صدای چکاچک شلیک دوربینها و شکار لحظهها برای از دست ندادن حتی کسری از ثانیه، وسایل ضبط صدا و تصویرهای تلویزیونی همگی با صداهای درهم فرو رفته گزارشگرانی که با زبانهای متفاوت به انتقال اطلاعات مذاکرات مشغولند.
اما همین، آرامش را از سفیران خبررسانی در هتل محل اقامت و مذاکرات هستهای گرفته است. این را هنگامی متوجه می شوید که پس از ساعتها کار در اتاق خبر، خبرنگارانی را میبینید که از فرط خستگی بر روی لپتاپ روشنشان خوابشان برده است آنها هم که بیدار مانده و برای عقب نیافتادن از دیگر رقبا سخت مشغول کارند. یا خمیازه می کشند و یا بغل انگشت سبابه را به چشمان خواب آلوده شان میمالند تا خوابشان نبرد که مبادا خبری از دستشان بپرد. گاه با گوشیهای آیفون خبر رسانی میکنند با آن امکانات پیشرفته عکاسی و ارسال خبرش! همه خبرنگاران جهان درتلاشی مداوم خستگی را در چهره پنهان کردهاند. به یک کشوقوس بدن روی صندلی و کوبیدن مشتها به سینه، بسنده میکنند.
دکترظریف با آن همه ساعت کاری حتی در نیمههای شب لوزان، از پلههای هتل پایین میآید. وقتی به تیم خبری بچههای سخت کوش ایرانی میرسد لبخند همیشگیاش تمام صورتش را پر میکند. و با سلام و احوالپرسی میگوید: خسته نباشید، کار سختی است، اما برای منافع ملی کار میکنیم.
اینجا لوزان است، حاشیه خیابانی ساحلی، با ستونی از خودروهای سفید رنگ ارسال خبر؛ اما ماهوارهای و باپیشرفتهترین امکاناتی که بشر تاکنون اختراع کردهاست خودنمایی میکند. خودروهایی شبیه عابربانک های سیار خودمان با بشقابی سفید رنگ بر روی سقف، اما با کارکردی متفاوت و پیچیده. هرچه بین ستون خودروهای خبری میگردی خبری از آرم صداوسیمایایران نمی بینی، نکند ما چنین امکاناتی نداریم!؟ شاید بگویند نیازی به این سیستم نداریم!
کسی در شبکه اجتماعی مینویسد: کجای کاری، در حالی که مذاکرات، سخت ادامه دارد اخبار ساعت دو بعدازظهر سیما تنها سه خبر داشت. خبر اول حمله جنگندههای عربستان به یمن و خبر دوم آزادسازی تکریت در عراق و خبر سوم خبری کوتاه و مبهم از مذاکرات.
نوشتم: مگر مذاکرات برای مردم سواحل ونزوئلا در سواحل دریاچه ژنو در جریان است که خبر مهم جهان، میشود سومین خبر سیما!؟ بیراه نیست. شاید مذاکرات برای ساکنان ساختمان سیمای ملی مهم نیست!
لوزان سویس، شهری با ساکنین 125 هزارنفرهاش بر روی سه تپه بناشده که به آن شهر «فراز و نشیب» میگویند. بزرگترین حادثه قرن گذشته در آن اتفاق افتاده و پیمان لوزان در سال1923 میلادی پس از جنگ عالمگیر دوم، به فروپاشی امپراطوری عثمانی بزرگترین حکومت گسترده وقت جهان؛ دامن زد. این شهر مقر کمیته ملی المپیک نیز هست، و رویای عاشقان کتابهای مصور که بزرگترین جشنواره کتاب اروپا هرساله در آن برقراراست. دانشگاه پلیتکنیک لوزان که بیانیه مشهور به توافق ژنو در آن قرائت شد از معتبرترین دانشگاههای مهندسی دنیاست. رده علمی آن در اروپا یک و در جهان پانزدهم است. این شهر بیسواد ندارد و درصد آن صفر است.
هتل پنج ستاره «بوقیوَژ» که به زبان محلی فرانسوی است در ساحل دریاچه زیبای ژنو آرام گرفته است و ما به آن میگوییم «بوریواژ»، یکی از بهترین هتلهای جهان با فهرستی از تاریخ سیاسی وهنری. سال 1853 میلادی بنیان نهاده شده و 162 سال است که هیچگاه بیمسافر نمانده است. در یکی از اتاقهای آن ویکتورهوگو، چارلیچاپلین و سامرست موام به استراحت پرداختهاند. درست آن سوی دریاچه که با چشم غیر مسلح پیداست، روستاها و باغهای فرانسه به چشم میخورد با چشماندازی سحرآمیز.
روزنامههای کشور در تعطیلات پانزده روزه خوش میگذرانند، اما تیمهای خبری همچنان بیاستراحت همگام با تیم مذاکره کننده ایرانی خواب از چشمانشان رخت بربسته و تا هواپیمای حامل دکترظریف وخبرنگاران به تهران برسد مردم در خیابانها شادی و قدردانی خود را از رفتار افتخار آمیز تیم ایرانی در بوق زدن و نورچراغ خودروهایشان با اهتزاز پرچمی سه رنگ نشان میدهند. ادامه مذاکرات تا سه ماه بعد.
لوزان خبرنگاران را با دستی پر به تهران روانه میکند. با کاسهای از آب دریاچه ژنو که پشت سر همه مهمانانی که داشته میریزد.
شاید دوباره برگردند.