رودخانه آبشوران محل پسماند فاضلاب خانه‌هاست

|
۱۳۹۴/۰۲/۲۸
|
۱۵:۲۱:۴۲
| کد خبر: ۲۸۵۹۵۶
رودخانه آبشوران محل پسماند فاضلاب خانه‌هاست
آن زمان، امکانات مثل حالا زیاد نبود، ولی امنیت بود. همسایه‌ها همه به فکر هم بودیم. اگر یک روز همسایه‌‎ای را نمی‌دیدم، حتماً به سراغ او می‌رفتیم و از احوالش جویا می‌شدیم.

خان باجی درحالی که عینک ته استکانی به چهره زده و با دستانی لرزان به عصای چوبی‌اش تکیه داده است، نگاهش را از سنگ فرش‌های آجری حیاط می‌گیرد و با حسرت انتهای حیاط را نشان می‌دهد: «قدیما هر روز صبح در مطبخ (آشپزخانه) غذا می‌پختم و با شش تا بچه، در دو اتاق که طبقه بالای مطبخ بود روزگار خوبی داشتم. هشت اتاق دور تا دور حیاط، را می‌بینی! مستاجرها هرکدام با دوسه تا بچه قدو نیم قد در یکی از  اتاق‌ها زندگی می‌کردند. روی هم ماهی 20 قران (20تومان) کرایه جمع می‌کردم. آن زمان مثل حالا نبود. خانه‌ها آب لوله کشی و برق نداشتند. سر هر کوچه، لوله آب بود. شب‌ها که خلوت می‌شد با زن‌های همسایه یا با شوهر مرحومم، سرکوچه می‌رفتیم و رخت چرک‌ها را می‌شستم یا برای استفاده آب می‌آوردیم. تلفن نبود،  اما دور هم خوش بودیم و هر روز از حال هم با خبر می‌شدیم.

شب‌های تابستان پشت بام‌های گل اندود شده را آب و جارو می‌کردیم و رختخواب‌هایمان را زیرآسمان پرستاره، پهن می کردیم. بعضی خانواده‌ها هم توی حیاط تخت می زدند و دور آن را با ملحفه  سفید، می‌پوشاندند.

هر شب رختخواب‌ها را از پله‌های چوبی بالا می‌بردم و صبح‌ها دوباره پایین می‌آوردم، اما حالا یک قدم را به کمک عصا بر می‌دارم.پیری است دیگر.حوض را می‌بینی پر بود از آب و ماهی گَلی. اما حالا؟! 60 ساله توی این خانه، زندگی می‌کنم همه همسایه‌های قدیمم مرده‌اند یا از این محله رفته‌اند.بچه‌هایم  اصرار می‌کنند اینجا را بفروشم، اما تا زنده‌ام در این خانه هستم یادگار شوهرم است و سندش را به نام من زد.

آن زمان، امکانات مثل حالا زیاد نبود، ولی امنیت بود. همسایه‌ها همه به فکر هم بودیم. اگر یک روز همسایه‌‎ای را نمی‌دیدم، حتماً به سراغ او می‌رفتیم و از احوالش جویا می‌شدیم. حالا همه چیز دارم. آب، برق، موبایل. اما! دور و اطرافم خالی است هفته به هفته کسی درِ خانه را نمی‌زند.»

آقای محراب‌پور، کارشناس تاریخ درباره قدمت خیابان جلیلی کرمانشاه می‌گوید:« از ابتدای چهارراهی که حد فاصل میدان آزادی به سمت میدان شهداست شروع می‌شود و تا مسجد  میدان جلیلی ادامه دارد. دو طرف راسته خیابان را مغازه‌های تعمیر موتورسیکلت و لوازم یدکی فرا گرفته است. اکثر خانه‌های قدیمی از تیر و چوب و آجر، در کوچه‌های باریک و تو در تو که بیش از 200 سال قدمت دارند که جز قدیم‌ترین  محله‌های کرمانشاه، و زادگاه بسیاری از بزرگان این شهر بوده است.»

کارشناس باز نشسته میراث فرهنگی درباره آثار و بناهای قدیم خیابان جلیلی می‌گوید:«همچنان که مسجد آیت‌الله جلیلی، در سال 1185هجری شمسی در روزگار سلطنت کریم خان زند، اولین مسجدی است که در کرمانشاه ساخته شده و بانی اصلی مسجد، شفیع خان زند بوده، که هم اکنون مسجد در وسط میدان جلیلی قرار دارد.»

عمو علی پیرمرد 85 ساله، ساکن خیابان جلیلی که دل پرغصه‌ای از مسوولان شهرش دارد در باره محل زندگی‌اش چنین می‌گوید:«خیابان جلیلی با وجود این که نیاز به بازسازی دارد، اما سالیان سال است که بافت قدیمی خود را حفظ کرده و اکثر خانه‌های محله به خاطر فرسوده بودن و عدم توانایی مالک خود، در معرض تخریب قرار دارد.

رودخانه آبشوران که از وسط محله جلیلی می‌گذرد و محل پسماند فاضلاب خانه‌هاست معضلی برای ساکنان محله است. خانه ما کنار رودخانه  آبشوران نزدیک پل آهنی هست. زمان قدیم، وقتی خیلی باران می بارید رودخانه پرآب می‌شد. تا سطح کوچه بالا می‌آمد. آب زیاد جاری می شد و آبشوران را با خود می شست و می برد. اما حالا تنها چیزی که از آبشوران نصیب ساکنان اطرافش شده؛ بوی تعفن و جانورهای آن است..مسوولان، بارها برای بازدید آمده‌اند.فیلم گرفته، نقشه کشیده‌اند و  قول پوشاندن سطح  رودخانه که پهنایش بیش ازپنج متر است را داده‌اند. اما! قول‌ها و مساعدت‌های آن‌ها کنار طرح تعریض خیابان جلیلی سال‌‎هاست به خواب رفته است و خیال بیدار شدن ندارد. کسی به فکر خیابان جلیلی نیست.»

وقت خداحافظی از خان باجی، مادربزرگ سالخورده، آرام از کنار حوض بدون آب و ماهی بلند می‌شود و تعارفم می‌کند به صرف چای. نگاهی  با حسرت به آن سوی حیاط می‌اندازد. انگار همین دیروز بود که از مطبخ برای مهمان‌ها، چای داغ و لب سوز می‌ریخت، اما حالا؟!

 

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه