این مرحله از زندگی یک پله از پلههای پیشرفتم است
دانشجوی برتر مقطع كارشناسی ارشد رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی كشور در سال 1389، فارغالتحصیل از دانشگاه علامه طباطبایی و زاده یاسوج است و 29 سال سن دارد. در دانشگاه علامه طباطبایی و دانشکده فنی تربیت دبیر شهید رجایی، تربیت بدنی و کاربرد رایانه در تربیت بدنی تدریس میکند.
مرادی در شهر خودش یاسوج مقطع كارشناسی را در رشته ریاضی محض تحصیل كرده و در آن زمان مسوول شورای مرکزی انجمنهای ورزشی در دانشگاه بوده، همچنین دبیر انجمنهای فرهنگی تربیتی هلال احمر شهر یاسوج و چهار سال نیز نایب رییس تکواندو استان کهگلویه و بویر احمد بوده؛ در مقاطع سنی نوجوانان در سال 75، جوانان در سال 77 و زمانی كه درسال 84 دانشجو بوده، به تیم ملی فوتبال دعوت شده است.
فضای خانوادگی که در آن بزرگ شده، کاملا ورزشی بوده و به قول خودش ورزش در خونش است.از وضعیت ورزش در شهر و استانی که در آن به دنیا آمده، ناراضی است.
مهدی مرادی در مورد فعالیتها و مهارتهایش توضیح میدهد: خانوادهام ورزشی هستند و به عبارتی دیگر ورزش در خونم وجود دارد. چون در انجمنهای ورزشی فعالیت میکردم با وزارت علوم ارتباط داشتم و رشته ریاضی از نظر ورزشی راضیام نگرد، همین مساله منجر به این شد که در مقطع کارشناسی ارشد در رشته تربیتبدنی مشغول تحصیل شوم. وقتی وارد این رشته شدم گرایش مدیریت را انتخاب کردم و با انرژی تمام و پشتکاری عالی به اندازه یک دانشجوی دکترا فعالیت کردم.
چون رشتهام ریاضی بود، پیش نیازهایی را گذراندم، اما از لحاظ نمره، بالاترین معدل را داشتم. از نظر پژوهشی هم در چندین همایش خارجی و داخلی شرکت کردم و از نظر فرهنگی هم فعالیتهایی داشتم. مقالاتی که در همایشهای مختلف ارائه دادم، حدود 15 مقاله بود.
در عرصه فرهنگی، در هفتمین جشنواره نقد کتاب که خانه کتاب برگزار میکند نیز به خاطر نقد کتاب آمار و احتمالات کاربردی و روانشناسی علوم تربیتی، جایزه شایسته تقدیر را دریافت کرده و رشته جدید ورزشی هم ابداع و سه عنوان کتاب در حوزه کارشناسی تربیت بدنی، آمار و مدیریت تالیف کردم.
وی درباره چگونگی انتخابش به عنوان دانشجوی نمونه بیان میکند: در مجموع در این دو سالی که این رشته را میخواندم، سعی کردم که به بهترین شکل ممکن آن را بگذارنم و همیشه شعارم این بود که در این دو سال به اندازه یک دانشجوی دکترا برای خودم رزومه جمع کنم.
باید صادقانه بگویم که یاعلی گفتم، به خدا توکل کردم و در این راه تلاش کردم؛ یعنی تلاش کردم همه پتانسیلهای بالقوهام را به صورت بالفعل در بیاورم و بین خودم و وجدانم و خدا در هر کاری، حائل قائل نشدم و احساس میکنم که خدا بیش از آن چیزی که فکر میکردم در حقم لطف داشته است، یعنی وقتی به عقب بر میگردم، عامل موفقیتم را فقط خدا میدانم.
مهدی مرادی که دستی هم در حوزه رسانه و ارتباطات دارد و در چندین مجله ورزشی قلمی زده است، در مورد معرفی دانشجویان نمونه کشوری و بالا رفتن انگیزه آنها میگوید: معمولا زمانی که از بحث انگیزش صحبت به میان میآید، به دو مقوله یا بعد میرسیم، اول انگیزش درونی و دیگری انگیزش برونی؛ شخصیتها هم دو گونهاند، برخی مبتنی بر انگیزه درونی و برخی مبتنی بر انگیزه برونیاند. به همین دلیل وقتی افرادی که مبتنی بر انگیزه درونی هستند، مورد تشویق قرار میگیرند، راضی میشوند. اما افرادی که مبتنی بر انگیزه برونیاند، وقتی مورد تشویق قرار میگیرند، مطلع میشوند که مسیرشان به سمت تکامل و رشد صحیح است، اما با این تشویق راضی نشده و به کار خود ادامه میدهند.
برای مثال زمانی که بر روی پایان نامه ام کار میکردم انتظار بالاترین نمره یعنی 20 را داشتم، اما نمره ام 19/80 شد و با وجود اینکه بالاترین نمره در طول این سالها بود، از خودم راضی نبودم،چون خودم را مستحق بالاترین نمره میدانستم. حالا هم که به عنوان دانشجوی نمونه انتخاب شدم، خوشحالم ولی این خوشحالی به خاطر این نیست که به مرحله ای که خواستم، رسیدم. این مرحله از زندگیام، یک پله است از پلههایی که به سمت پیشرفت حرکت میکنم.
***