جامعه ما همانند ملل دیگر با واقعه ای روبرو گشته بنام مدرنیته

|
۱۳۹۵/۰۳/۱۰
|
۱۳:۱۶:۵۲
| کد خبر: ۴۱۱۲۲۴
جامعه ما همانند ملل دیگر با واقعه ای روبرو گشته بنام مدرنیته
جامعه ما بعنوان یک جامعه و ملت تاریخی و کهن از این تعریف متمایز نیست، واین هویت جمعی باعث شده است که کشورمان در طول تاریخ در فراز و فرودهای وحشتناکی که داشته،فرهنگ وهویت خود را حفظ کند.

تاروپود هر جامعه ای بر پایه ارزش ها وهنجارهای مشترکی است که در طول اعصار زمانی، تحت عنوان فرهنگ ،سینه به سینه منتقل شده است،وهمین ارزش هاست که هویت جمعی را ،که متفکران تحت عنوان روح جامعه از آن یاد می کنند  به وجود می آورد.در اصل هویت بدین گونه ساخته می شودکه این ارزش ها و هنجارها حکم تراز بخشی و تنظیم یک جامعه را بر عهده می گیرند.با توجه به مقدمات فوق،جامعه ما بعنوان یک جامعه و ملت تاریخی و کهن از این تعریف متمایز نیست، واین هویت جمعی باعث شده است که کشورمان در طول تاریخ در فراز و فرودهای وحشتناکی که داشته،فرهنگ وهویت خود را حفظ کند،وبا همین برتری فرهنگی بتواند بر دیگران مسلط شود وآنها را در درون فرهنگ خویش هضم نماید وتحت تاثیر قرار دهد.یکصد و  اندی است جامعه ما همانند ملل دیگر با واقعه ای روبرو گشته بنام مدرنیته،این واقعیت ،هویت شکل گرفته در طول تاریخ را دچار تزلزل ساخته،البته مراد از هویت در این مطلب ترکیب(تجربه مشترک ملی ودینی)است، لذا برای رفع این تضاد، واکنش های گوناگون ویا نسخه های متفاوتی برای برون رفت از این واقعیت،شکل گرفته وارائه شد.عده ای چاره کار را بریدن از گذشته و پیوستن به جریان به وجود آمده تحت عنوان مدرنیته،دانستند.عده ای دیگر موضع دفعی گرفتند وهر آنچه که از آن ناحیه می آمد را طرد کرده وبنا را بر دفاع از سنت به ارث رسیده دانستند. و دسته سوم امری بینابین را انتخاب نمودند وسعی نمودند با استفاده از مبانی مدرنیته،قرائتی نو وسازگار با زمان از سنت ارائه دهند.این سه جریان در طول صد سال گذشته،همیشه جدال های معرفتی و گاه فیزیکی خطرناکی با هم داشته اند وتجربه ی حاصل از این فراز وفرودها،شکل گیری بستری از یک خوانش در جامعه شده است که می توان سه قطب "ملیت /دین /مدرنیته "را در کنار هم وبا ترکیبی نو داشت و بتوان زیستی به روز با تکیه بر سنت ستبر گذشته داشت،البته این خوانش همانند آنچه که در ابتدای این نوشته بیان گشت برگرفته از قدرت فرهنگی بالای روح جمعی جامعه است که دارد خود را بر جدالهای فوق الذکر تحمیل می کند.در همین اوضاع وبا توجه به رویدادی که در بستر جامعه دارد رخ می نماید،نمایندگان تفکرات فوق که در طول دهه های گذشته همیشه یا در نقش اقلیت ویا در نقش حاکمیت ایفای نقش می نمودند،با توجه به اینکه دارند کم فروغ می شوند و همانند برف در تموز آگاهی جامعه،آب می شوند.برای بر هم زدن تعادل جامعه وتغییرات طبیعی کهدر حال رخ دادن است دوباره در یک بازی رفت وبرگشت،موجی را ایجاد می کنند و با استفاده از مواهب تکنولوژی بازی های سمعی وبصری بر پا می کنند تا جامعه را از مسیر اصلی خویش خارج ساخته ،ودوباره در مسیر بازی دوسر باخت گذشته قرار دهند،توگوئی از شکل گیری این جریانها،امری به ذهن متبادر می شود که این دو قطب به ظاهر متضاد با آگاهی از موقعیت خویش  و جایگاه تفکر خود در جامعه،برای ادامه دادن حیات خود،یک تقسیم مسئولیتی برای هم تعریف کرده اند وهمانند دولبه قیچی،ریشه حرکت مدنی واصلاحی جامعه را که دارد هویت نوینی برای خویش باز تعریف می کند،هدف قرار داده اندتا به آن آسیب برسانند.لذا عقلانیت وتجربه تاریخی به ما این حکم را می دهد که این نوع حرکات،آخرین دست و پازدن های نمایندگان این تفکرات است وبهتر است روح جمعی جامعه ،با تکیه بر تجارب گذشته و واقعیات پیرامونی،بی اعتنا به این نوع حرکات به راه صحیح خود تا دست یازیدن به یک تعریف مشترک از خود که همان اصلاح گام به گام در تمام امور است ادامه دهد،تا بتواند در دنیای امروز با تکیه بر فرهنگ غنی خود در کنار ملل دیگر دنیا، به زیستی موجه و بهره مند از تنعّمات مادی ومعنوی دست یابد.
حیدر سمیرکرم

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر