به گزارش خبرگزاری برنا از قم، سید جواد میرصفی شاعر جوان قمی در سروده خود آورده است:
نیست تیغی در جهان از ذوالفقار آزاده تر
در هجوم خشم دارد جلوه ای افتاده تر
سائل هوشیار می داند که هنگام نماز
هست دست بخشش او در رکاب آماده تر
یا نمک یا نان جو در سفره مهمان علی ست
هیچ سلطانی غذایش نیست از این ساده تر
چاه سر مست از شراب خوشه ها ی اشک اوست
چاه را با اشکهایش می کند دلداده تر
از صدای ناله اش در مسجد کوفه هنوز
قلب محراب ست خون و صورت سجاده تر
سرخوشان مست دنیا دیده می گویند نیست
در جهان باده ها از باده ی او باده تر