به گزارش گروه خبر خبرگزاری برنا، رسیدگی به این پرونده از دوازدهم بهمن ماه سال 93 به دنبال کشته شدن یک متهم فراری به نام مجید از سوی یکی از ماموران کلانتری جنت آباد در دستور کار پلیس قرار گرفت. شواهد نشان می داد مجید در جریان تعقیب و گریز پلیسی و با شلیک یک تیر به قفسه سینه اش کشته شده است. پلیس به تحقیق پرداخت و افسر کلانتری به شلیک مرگبار اعتراف کرد اما ادعا کرد عمدی دست به شلیک نزده است. وی دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محسن زالی بوئینی و با حضور یک مستشار در حالی محاکمه شد که پدر و مادر مجید برای وی حکم قصاص خواستند. آنها گفتند: پسرمان بی دلیل کشته شده است. به همین خاطر از خون او گذشت نمی کنیم.
سپس سرباز وظیفه و یکی از ماموران کادر کلانتری که در جریان تعقیب و گریز مرگبار حضور داشتند به عنوان شاهد روبه روی قضات ایستادند و به تشریح آنچه دیده بودند پرداختند.
مامور کلانتری گفت: ساعت یک نیمه شب به کلانتری گزارش شد سرنشین یک دستگاه پراید در خیابانی خلوت پرسه می زند و به نظر می رسد در حال سرقت از داخل خودرو های منطقه است. چون همان شب سرقت از یک خودرو به کلانتری گزارش شده بود من به عنوان راننده، به همراه یک سرباز و یک افسر پلیس برای بررسی به محل مورد نظر اعزام شدیم. راننده پراید به محض روبه رو شدن با ماشین پلیس گریخت و تعقیب و گریز آغاز شد. چراغ گردان ماشین را روشن کردم و افسر پلیس با بلندگو به راننده پراید اخطار داد تا خودرو را متوقف کند. اما راننده به سرعت ماشینش افزود. ما حتی چند بار تیر هوایی هم شلیک کردیم.
راننده در نزدیکی ورودی اتوبان قرار داشت و می خواست داخل اتوبان بپیچد که سرعت ماشین را زیاد کردم و مقابل او ایستادم اما راننده پراید دنده عقب گرفت. او می خواست دور بزند و فرار کند که سربارز وظیفه و افسر کلانتری از ماشین پیاده شدند. سرباز وظیفه با کلاشینکف تیر هوایی شلیک کرد اما همان موقع متهم با سرعت به سمت افسر پلیس حرکت کرد و او نیز به ناچار به سمت او شلیک کرد. تیر به قفسه سینه مجید برخورد کرد و قبل از رسیدن آمبولانس اروژانس جان سپرد.
سپس سرباز وظیفه در جایگاه شاهد ایستاد. وی گفت: ما حدود پنج کیلومتر راننده پراید مشکوک را تعقیب کردیم. چندین بار به او اخطار دادیم اما توجهی نکرد.متهم به سرعت با پراید به سمت افسر پلیس حرکت کرد.افسر کلانتری هم تعادلش به هم خورد و عقب عقب رفت. در همان لحظه ناخواسته یک تیر شلیک شد و به سینه متهم خورد.
وقتی نوبت به دفاع متهم رسید گفت: من عمدی شلیک نکردم. من و همکارانم همه قوانین به کار گیری اسلحه را به کار گرفتیم. راننده پراید به سمتم در حرکت بود و برای نجات جانم چاره ای غیر از تیراندازی نداشتم. من اتهام قتل عمدی را قبول ندارم.
وی ادامه داد: بعد از شلیک به متهم، خودرو او را بررسی کردیم و اموال مسروقه کشف شد. او دزد حرفه ای وسایل داخل خودرو ها بود و به همین خاطر هم قصد فرار داشت. اگراو بی گناه بود به محض شنیدن اخطار پلیس می ایستاد.
در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.