تصاویر حضور قرائتی در جبهه و برپایی کلاس / با یك فشنگ سه نفر را به بهشت میبرند
خدا با یك فشنگ سه نفر را به بهشت میبرد. كسی كه برای خدا این فشنگ را ساخته است. كسی كه این را میخرد و در اختیار رزمنده میگذارد و رزمندهای كه پرتاب میكند.
به گزارش خبرنگار سرویس قاب نقره برنا، حجت الاسلام و المسلمین قرائتی بیش از 30 سال است که عمر خود را در راه تربیت و تعلیم مردم کشورمان گذرانده است. ایشان از جمله کسانی هستند که در هنگام 8 سال دفاع مقدس نیز با برپایی کلاسهای درسهایی از قرآن در نقاط مختلف جبهه، به دنبال خدمت رسانی به رزمندگان اسلام بوده است. آنچه در ادامه میخوانید و مشاهده میکنید قسمتی از سخنان ایشان در تاریخ 1363/4/8 درباره "جنگ و جهاد" و برگزاری این کلاسها در جبهه های نبرد حق علیه باطل است:

حدیث داریم خدا با یك فشنگ سه نفر را به بهشت میبرد. «آمن و مقوی به فی سبیل الله و رامین» كسی كه برای خدا این فشنگ را ساخته است. كارمندها و كارگرهای مهمات سازی. كسانی كه در كارخانههای مهمات كار میكنند. كسی كه مهمات را بسازد. مكانیكهایی كه تانك وغیره را تامین میكنند. سازنده به بهشت میرود. «والمقوی به فی سبیل الله» كسی كه این را میخرد و در اختیار رزمنده میگذارد. جبهه را تقویت میكند. با پس اندازش، با گوشوارهاش، با نان و كشمش و حلوا و خرما و عدس و گوسفندش، با اشك و دعایش، با بچهاش، با شستن لباس رزمنده، «ورامین» و رزمندهای كه فشنگ را رها میكند. سازنده، كمك كننده، پرتاب كننده، با یك فشنگ سه نفر به بهشت میروند. سازنده، خریدار كه میخرد و در اختیار رزمنده میگذارد. رزمندهای كه پرتاب میكند.

امام صادق(ع) فرمود: «الخیر كله فی سیر» تمام خیرها زیر سایه شمشیر است. «وفتح سیر»، «ولا یقیم الناس الا سیر» خلاصه خون و شمشیر مردم را نگه میدارد. همه خیرات و بركات زیر سایه انقلاب است. اگر نماز جمعه داریم به خاطر خون است. اگر حجاب داریم به خاطر خون است. اگر روحیه قوی است به خاطر خون است. اگر در دنیا مطرح شدیم به خاطر خون است. اگر كتابهای شهید مطهری ده هزار تا، ده هزار تا چاپ میشده و حالا صدهزار تا چاپ میشود به خاطر خون است. اگر محبوبیات جوانها شعر عشقی بود، حالا محبوبیات آنها چیز دیگری است، به خاطر خون است. اگر در مسجدها پیرمرد بود، حالا در مسجدها جوان است به خاطر خون است. اگر دخترهای دبیرستانی ما همه حجاب دارند به خاطر خون است. اگر كتابهای درسی تغییر كرد به خاطر خون است. اگر كتابهای دانشجو تغییر كرد به خاطر خون است. اگر برنامههای صدا و سیما از رقاصیها و غیره به قال الباقر و قال الصادق رسید، به خاطر خون است. اگر خط ما مثل خط امام شد به خاطر خون است. اگر نمایندگان آمریكا نمایندگان مردم شدند به خاطر خون است. اگر قوانین دادگستری ما اسلامی شد، به خاطر خون است. همه ما اینها را داشتیم، ولی چون اسلحه و خون و انقلاب در ما نبود اینها نبود. ولذا درست است. امام صادق فرمود: تمام خیرها زیر سایه خون است. ما هرچه داریم از مكتب و حسین داریم. حسین اگر خون نمیداد، مكتب زنده نبود. «وسیوف المقالید الجنة» شمشیر كلید بهشت است. «مفاتیح الجنان» یعنی كلید بهشت شمشیر است.

زمان شاه ما رفتیم در یكی از دبیرستانها سخنرانی كنیم. تا رفتیم سخنرانی كنیم، گفتم: بسم الله الرحمن الرحیم، بچهها گفتند: ای! آرام كه شدند، دوباره رفتم گفتم: بسم الله الرحمن الرحیم. خلاصه سه ربع هرچه ما رفتیم سخنرانی كنیم اینها سر و صدا كردند، ما حرف نزنیم. گفتم: خیلی خوب من حرف نمیزنم، اما یك قصه برایتان بگویم. گفتم: یك دكتر كه به تیمارستان میرود دست دیوانهها را میبیند، میخواهد ببیند درجه تب این دیوانه چقدر است. دست دیوانه را كه میگیرد دیوانه میگوید: آهای! دكتر سرش به كار خودش است. چون اگر بخواهد بازی این را ببیند نمیتواند درجه تب را ببیند. اگر آدم بخواهد اعتراض اینها را حساب كند، حواسش پرت میشود. بهترین نوع جنگ این است كه وظیفهای باشد، هل هم ندهند. در راه خدا باشد. خلق نباشد. هوس نباشد. رقابت نباشد. استقامت داشته باشد. همه جانبه باشد. در مقام مال راحت پول بدهد. در مقام جان هم راحت جان بدهد. وقتی میگویند: به جبهه برویم، میگوید: آماده! میگوییم: آقا خمس بده. خمس؟ برو بابا، خودمان هم نداریم. هم مال، هم جان. با بینش باشد. با تقوا باشد. تقوا چسب كارها است. این آیهها و حدیثها خورشیدی برای میوههای نرسیده است. در ایران ما میوههایی رسیدند و چند سال هم هست كه جبهه را براحتی اداره میكنند. این برای من و تو است كه حال نداریم. البته بد نیست كه جبهه رفتهها هم بدانند و یك خرده توجه و شناختشان بیشتر شود.


حدیث داریم خدا با یك فشنگ سه نفر را به بهشت میبرد. «آمن و مقوی به فی سبیل الله و رامین» كسی كه برای خدا این فشنگ را ساخته است. كارمندها و كارگرهای مهمات سازی. كسانی كه در كارخانههای مهمات كار میكنند. كسی كه مهمات را بسازد. مكانیكهایی كه تانك وغیره را تامین میكنند. سازنده به بهشت میرود. «والمقوی به فی سبیل الله» كسی كه این را میخرد و در اختیار رزمنده میگذارد. جبهه را تقویت میكند. با پس اندازش، با گوشوارهاش، با نان و كشمش و حلوا و خرما و عدس و گوسفندش، با اشك و دعایش، با بچهاش، با شستن لباس رزمنده، «ورامین» و رزمندهای كه فشنگ را رها میكند. سازنده، كمك كننده، پرتاب كننده، با یك فشنگ سه نفر به بهشت میروند. سازنده، خریدار كه میخرد و در اختیار رزمنده میگذارد. رزمندهای كه پرتاب میكند.

امام صادق(ع) فرمود: «الخیر كله فی سیر» تمام خیرها زیر سایه شمشیر است. «وفتح سیر»، «ولا یقیم الناس الا سیر» خلاصه خون و شمشیر مردم را نگه میدارد. همه خیرات و بركات زیر سایه انقلاب است. اگر نماز جمعه داریم به خاطر خون است. اگر حجاب داریم به خاطر خون است. اگر روحیه قوی است به خاطر خون است. اگر در دنیا مطرح شدیم به خاطر خون است. اگر كتابهای شهید مطهری ده هزار تا، ده هزار تا چاپ میشده و حالا صدهزار تا چاپ میشود به خاطر خون است. اگر محبوبیات جوانها شعر عشقی بود، حالا محبوبیات آنها چیز دیگری است، به خاطر خون است. اگر در مسجدها پیرمرد بود، حالا در مسجدها جوان است به خاطر خون است. اگر دخترهای دبیرستانی ما همه حجاب دارند به خاطر خون است. اگر كتابهای درسی تغییر كرد به خاطر خون است. اگر كتابهای دانشجو تغییر كرد به خاطر خون است. اگر برنامههای صدا و سیما از رقاصیها و غیره به قال الباقر و قال الصادق رسید، به خاطر خون است. اگر خط ما مثل خط امام شد به خاطر خون است. اگر نمایندگان آمریكا نمایندگان مردم شدند به خاطر خون است. اگر قوانین دادگستری ما اسلامی شد، به خاطر خون است. همه ما اینها را داشتیم، ولی چون اسلحه و خون و انقلاب در ما نبود اینها نبود. ولذا درست است. امام صادق فرمود: تمام خیرها زیر سایه خون است. ما هرچه داریم از مكتب و حسین داریم. حسین اگر خون نمیداد، مكتب زنده نبود. «وسیوف المقالید الجنة» شمشیر كلید بهشت است. «مفاتیح الجنان» یعنی كلید بهشت شمشیر است.

زمان شاه ما رفتیم در یكی از دبیرستانها سخنرانی كنیم. تا رفتیم سخنرانی كنیم، گفتم: بسم الله الرحمن الرحیم، بچهها گفتند: ای! آرام كه شدند، دوباره رفتم گفتم: بسم الله الرحمن الرحیم. خلاصه سه ربع هرچه ما رفتیم سخنرانی كنیم اینها سر و صدا كردند، ما حرف نزنیم. گفتم: خیلی خوب من حرف نمیزنم، اما یك قصه برایتان بگویم. گفتم: یك دكتر كه به تیمارستان میرود دست دیوانهها را میبیند، میخواهد ببیند درجه تب این دیوانه چقدر است. دست دیوانه را كه میگیرد دیوانه میگوید: آهای! دكتر سرش به كار خودش است. چون اگر بخواهد بازی این را ببیند نمیتواند درجه تب را ببیند. اگر آدم بخواهد اعتراض اینها را حساب كند، حواسش پرت میشود. بهترین نوع جنگ این است كه وظیفهای باشد، هل هم ندهند. در راه خدا باشد. خلق نباشد. هوس نباشد. رقابت نباشد. استقامت داشته باشد. همه جانبه باشد. در مقام مال راحت پول بدهد. در مقام جان هم راحت جان بدهد. وقتی میگویند: به جبهه برویم، میگوید: آماده! میگوییم: آقا خمس بده. خمس؟ برو بابا، خودمان هم نداریم. هم مال، هم جان. با بینش باشد. با تقوا باشد. تقوا چسب كارها است. این آیهها و حدیثها خورشیدی برای میوههای نرسیده است. در ایران ما میوههایی رسیدند و چند سال هم هست كه جبهه را براحتی اداره میكنند. این برای من و تو است كه حال نداریم. البته بد نیست كه جبهه رفتهها هم بدانند و یك خرده توجه و شناختشان بیشتر شود.

نظر شما