چرا پیامبر عمل ناچیز این پیرمرد را مستحق بهشت می‌دانست؟

|
۱۳۹۰/۰۷/۰۵
|
۱۳:۲۹:۰۵
| کد خبر: ۷۸۸۵۵
چرا پیامبر عمل ناچیز این پیرمرد را مستحق بهشت می‌دانست؟
روزی در محضر رسول اكرم (ص ) نشسته بودیم، حضرت به طرفى اشاره كرد و فرمود: مردى از این راه می‌آید كه اهل بهشت است. طولى نكشید كه پیرمردى از آن راه رسید.
به گزارش خبرگزاری برنا، انس مى‌گوید: روزی در محضر رسول اكرم (ص ) نشسته بودیم، حضرت به طرفى اشاره كرد و فرمود: مردى از این راه می‌آید كه اهل بهشت است. طولى نكشید كه پیرمردى از آن راه رسید در حالیكه آب وضوى خویش را با دست راست خشك می‌كرد و به انگشت دست چپش نعلین خویش را آویخته بود. پیش آمد و سلام كرد. فرداى آنروز و همچنین پس ‍ فردا، رسول اكرم (ص ) همان جمله را تكرار كرد و همچنین پیرمرد از راه آمد.

عبدالله بن عمرو بن عاص كه هر سه روز در مجلس حضور داشت و سخن نبى گرامى را شنیده بود تصمیم گرفت با وى تماس بگیرد و از عبادات و اعمال خیرش آگاه گردد و بداند چه چیز او را بهشتى ساخته و باعث رفعت معنویش شده است. از پى او راه افتاد و با وى گفت من از پدرم قهر كرده‌ام و قسم یاد نموده‌ام كه سه شبانه روز به ملاقاتش نروم اگر موافقت می‌كنى به منزل شما بیایم و این مدت را نزد تو بگذرانم. پیرمرد قبول كرد

پسر عمرو بن عاص به خانه او رفت و هر شب در آنجا بود. عبدالله مى‌گوید: در این سه شب ندیدم كه پیرمرد براى عبادت برخیزد و اعمال مخصوص انجام دهد فقط هنگامی که در بستر پهلو به پهلو می‌شد ذكر خدا می‌گفت. او تمام شب را می‌آرمید و چون فجر طلوع می‌كرد براى نماز صبح برمی‌خاست، اما در طول این مدت از او درباره كسى جز خیر و خوبى سخنى نشنیدم .

سه شبانه روز منقضى شد و اعمال پیرمرد آنقدر در نظرم ناچیز آمد كه می‌رفت تحقیرش نمایم ولى خود را نگاه‌ داشتم. هنگام خداحافظى به او گفتم كه بین من و پدرم تیرگى و كدورتى پدید نیامده بود براى این نزد تو آمدم كه سه روز متوالى از نبى اكرم (ص ) درباره‌ات چنین و چنان شنیده بودم، خواستم تو را بشناسم و از عبادات و اعمالت آگاه گردم. اكنون متوجه شدم عمل بسیارى ندارى، نمی‌دانم چه چیز مقام تو را آنقدر بالا برده كه پیامبر گرامى درباره‌ات سخنانى آنچنانى گفته است.

پیرمرد پاسخ داد جز آنچه از من دیدى عملى ندارم. پسر عمرو بن عاص از وى جدا شد و چند قدمى بیشتر نرفته بود كه پیرمرد او را صدا زد و گفت: اعمال ظاهر من همان بود كه دیدى اما در دلم نسبت به هیچ مسلمانى كینه و بدخواهى نیست و هرگز به كسی كه خداوند به او نعمتى عطا نموده است حسد نبرده ام. پسر عمرو بن عاص گفت: همین حسن نیّت و خیرخواهى است كه تو را مشمول عنایات و الطاف الهى ساخته و ما نمى‌توانیم این چنین پاكدل و دگر دوست باشیم .

منبع: داستانها و پندها، جلد 1، نوشته مصطفی زمانی وجدانی
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه