گفتگو برنا با کشاورز سیل زده اهل روستای حلاف خوزستان ؛

استادیوم های ورزشی و خانه های چادری/ زندگی در سیل گم شد

|
۱۳۹۸/۰۱/۲۰
|
۰۵:۴۳:۳۰
| کد خبر: ۸۳۱۷۱۵
استادیوم های ورزشی و خانه های چادری/ زندگی در سیل گم شد
صابر می گوید : زندگی داشتم ؛ کشاورزی می کردم ؛ گندم و جو محصول زمین هایم بود ولی حالا همه جا را آب گرفته است . از این به بعد امیدم به دولت است . نیاز دارم که دولت کمکم کند تا زندگیم دوباره سرپا شود و خانواده ام از آوارگی نجات یابند .

به گزارش خبرنگار برنا ؛از همان روزهای اول پس از وقوع  سیل ؛ با دستور وزیر ورزش و جوانان ؛درب استادیوم های ورزشی برروی مردم سیل زده کشور  گشوده شد تا فضای امن برای اسکان داشته باشند . مردمانی که هر آنچه داشتند را از دست داده بودند ؛ حال ساکن چادرهایی شدند که بر کف استادیوم ها برایشان برپا شده است و در زیر سقف پلاستیکی این چادرها به روزهای گذشته و روزهایی که درآینده ، پیش رو دارند می اندیشند .

در فضای لا به لای این چادرها؛ تنها کودکان هستند  که  ناامید نشدن را یادآوری می کردند و کودکانه با توپ هایشان بازی می کنند و گل می زدند و هورا می کشند و علامت پیروزی به یکدیگر نشان می دهند و لبخند می زنند ؛ لبخندی که بر چهره بزرگسالان نمی بینی ...

یکی از این چادر نشین های سیل زده که این روزهای ساکن استادیوم ورزشی تختی شهر اهواز است صابر نام دارد . مردی 40 ساله که سیل زندگیش را ویران کرد .

صابر در گفتگو با خبرنگار برنا اعزامی برنا به خوزستان  اینگونه از روز زلزله ؛ آنچه رخ داد و این روزهایش می گوید : « اهل روستای حلاف بودم . روستایی در جاده اندیمشک از توابع اهواز. سیل آمد و نابود شدیم . سیل آمد و آواره شدیم . خانه ؛ زندگی ؛ همه را برد . خانه ای داشتم و کشاورزی می کردم ؛ نه دیگر خانه ای دارم و نه زمینی و باغی  برای کشاورزی . نمی دانم آینده چه می شود . »

صابر در حالیکه دست پسر خردسالش را چنان گرفته بود که انگار در آن فضای بسته استادیوم و در آن محیط امن نیز ؛تصور می کرد اگر کمی دور شود او را هم از دست می دهد با صدایی که شادی در آن نبود ادامه داد :  زندگی داشتم ؛ کشاورزی می کردم ؛ گندم و جو محصول زمین هایم بود ولی حالا همه جا را آب گرفته است . از این به بعد امیدم به دولت است . نیاز دارم که دولت کمکم کند تا زندگیم دوباره سرپا شود و خانواده ام از آوارگی نجات یابند . کشاورز در پس این سیل بدبخت شده است. مردم دیگر  هیچی ندارند . تمام وسایل زندگی در آبگرفتگی نابود شد. زندگی در سیل گم شد . زندگی من کشاورزی بود ؛ الان بیکار شدم .

صابر با تاکید بر اینکه مانده ایم که آینده چه می شود گفت : اینکه چه کنیم را نمی دانیم . قبل از سیل ؛ از یک سو قرض گرفته بودیم از یک سوی دیگر وام دریافت کرده بودیم و تمام امیدمان برای باز پس دادن آنها زمین و کشاورزی بود ؛ الان همه چیز را آب برد . ماشین های کشاورزی را قسطی خریدیم ؛ ماشین ها را آب برد و تنها بدهی آنها برایمان مانده است . دیگر به چشم بچه هایم نمی توانم نگاه کنم . فقط توکلم به خداست.

 


 

نظر شما
جوان سال
جوان سال
پیشنهاد سردبیر
جوان سال
جوان سال
جوان سال
پرونده ویژه
جوان سال
بانک سپه
رایتل
اکت
بلیط هواپیما
بازرگانی برنا
دندونت
آژانس عکس برنا
تشریفات شایسته
بانک سپه
رایتل
اکت
بلیط هواپیما
بازرگانی برنا
دندونت
آژانس عکس برنا
تشریفات شایسته
بانک سپه
رایتل
اکت
بلیط هواپیما
بازرگانی برنا
دندونت
آژانس عکس برنا
تشریفات شایسته