حماسه ایستادگی در چهارراه ولیعصر (عج)/ روایتی از پرچمی که بیشتر از ۸۰۰ ساعت است پایین نیامده
به گزارش برنا، چهارراه ولیعصر (عج) این روزها میزبان صحنهای است که چشم هر عابری را به سمت آسمان میکشاند. تپش قلب تهران با اهتزاز پرچمی گره خورده که سیوپنج شبانهروز، حتی برای یک ثانیه هم طعم زمین را نچشیده است. مصطفی خوراشادی، هنرمندی که موسیقی را به نفع این مأموریت مقدس رها کرد، همراه با دوستانش ایستاده است تا روایتگر حکایتی باشد که از مشهد آغاز شد و اکنون در قلب تهران ریشه دوانده است.
آغاز یک عهد از جوار خورشید
طرح اولیه این حرکت مانا ششم فروردین ماه سال جاری در مشهد مقدس اجرا شد. برادران خوراشادی با نگاهی معنوی به جنگ تحمیلی سوم و تجاوز آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک پاک ایران، تصمیم گرفتند نمادی برای عرض ارادت به ساحت رهبر شهید انقلاب و شهدای این جنگ خلق کنند. این فکر اولیه به سرعت برق و باد تبدیل به پروژهای عظیم شد که تمام زندگی آنها را تحت تأثیر قرار داد.
روزهای نخستین این حرکت با دشواریهایی همراه بود، اما به هر نحوی بود ایده اولیه به اجرا درآمد. مصطفی خوراشادی که راوی ماجراهای این پرچم برای خبرنگار برناست میگوید: درگیر تولید یک قطعه موسیقی حماسی بودم، که تضادی میان هنر و این وظیفه میدانی حس کردم و به سرعت دریافتم که برافراشته ماندن این پرچم، اولویتی بالاتر از هر نُت و ترانهای دارد و باید تمام قد در میدان حاضر شد.

ملحق شدن کامل او به جمع پرچمداران، خونی تازه در رگهای این حرکت جاری ساخت. برادران خوراشادی و گروه همراهشان با همعهدی بستند که نوبتهای پاسداری را طوری تنظیم کنند تا مبادا لحظهای غفلت، این نماد را به لرزه بیندازد. آنها معتقد بودند این کار، پیامی روشن به بدخواهان کشور صادر میکند که ملت بیدار است و هرگز عقب نمینشیند.
حمایتهای مردمی از همان ساعات ابتدایی به شکلی وصفناپذیر آغاز شد. رهگذران با مشاهده عزم راسخ این جوانان، داوطلبانه برای کمک پیشقدم شدند و این حرکت را از یک ایده شخصی به پویشی عمومی بدل کردند. مشهد نقطه شروع بود، اما تهران آغوش خود را برای میزبانی از این حماسه باز کرد.
آزمون طوفان در قلب پایتخت
تهران چندی پیش شاهد وزش بادهای سهمگین و طوفانی بود که بسیاری از سازههای شهری را با چالش مواجه کرد. بنرها و استندهای فلزی پشت سر پرچمداران به کلی ویران شدند و فشار باد به حدی بود که هیچ سازه فلزی یارای مقابله با آن را نداشت. در این لحظات بحرانی، قدرت ایمان جایگزین محاسبات مهندسی و حماسهای نوین خلق شد.
بچههای تیم پرچم به جای عقبنشینی، تن خود را سپر بلای این پارچه سه رنگ کردند. چندین و چند نفر با حلقه کردن دستانشان به دور چوب پرچم در آن ساعات دشوار، نقش میله و استند پایه را ایفا کردند تا تعادل پرچم حفظ شود. فشار فیزیکی طاقتفرسا بود، اما ارادهها هرگز زیر بار تندبادهای موسمی کمر خم نکردند و ایستادگی با قدرت ادامه یافت.

مردم عادی با مشاهده این صحنه حماسی، بیدرنگ از خودروهای خود پیاده شدند و به کمک شتافتند. جمعی فشرده از پیر و جوان تشکیل شد تا هر کس گوشهای از این بار سنگین را به دوش بکشد. بیش از یک ساعت نبرد تنبهتن با باد و باران ثابت کرد که این پرچم، ریشه در قلوب انسانها دارد.
اتفاقات آن روز بارانی، پیوندی عمیقتر میان پرچمداران و شهروندان ایجاد کرد. هر وزش تندباد، گویی امتحانی الهی بود تا میزان پایمردی عاشقان وطن را به رخ جهانیان بکشد. ایستادگی در برابر طوفان نشان داد که حتی در سختترین شرایط جنگ تحمیلی سوم، اراده ملت بزرگ ایران خللناپذیر باقی میماند.
ثانیههایی که زمان ایستاد
حکایت ۳۰ ثانیهای که پرچم در آستانه سقوط قرار گرفت، یکی از دراماتیکترین بخشهای این ۳۵ روز است. در یک لحظه حساس، گرههای بالایی پرچم بر اثر فشار مداوم باز شدند و پارچه شروع به لغزیدن کرد. نفسها در سینه حبس شد و همگان تصور کردند که پرچم پایین میآید، اما نه.
شتاب مردم برای جلوگیری از تماس پرچم با زمین، صحنهای بیبدیل خلق کرد. عابری با سیم، دیگری با سنجاق و نفر سوم با طناب به سمت جایگاه دویدند تا مانع سقوط شوند. هماهنگی خیرهکنندهای میان غریبهها شکل گرفت که گویی سالها برای این لحظه تمرین کرده بودند و در نهایت موفق شدند.

بازگشت پرچم به وضعیت پایدار در کمتر از نیم دقیقه، روحیه تیم را دوچندان کرد. این رخداد به همگان ثابت کرد که دعای خیر شهدا، نگهدار این نماد مقدس است. مصطفی این لحظه را نقطه عطف معنوی کل این دوره ۳۵ روزه میداند که شکوه ایستادگی را معنا بخشید.
تجربه این لرزش کوتاه، باعث شد تا سیستمهای نظارتی و حفاظتی پرچم با دقت بیشتری تقویت شوند. حالا دیگر فقط دستها نگهدار نیستند، بلکه غیرت جمعی مانع از افتادن حتی یک گوشه از این بیرق میشود. این سی ثانیه، نمادی از کل تاریخ ماست که در بحرانها، مردم راه نجات را مییابند.
میزبانی از زائران راه دور
آوازه این پرچم مرزهای تهران را درنوردیده و پای مشتاقان را از شهرهای دور به چهارراه ولیعصر (عج) باز کرده است. بانویی از شهر میانه، تنها با دیدن تصاویر قاب تلویزیون، مسیر طولانی را پیمود تا فقط ۵ دقیقه این پرچم را در آغوش بگیرد. او بدون هماهنگی قبلی آمد و اشکریزان، خواهان سهمی در این افتخار ملی شد.
لیست ثبتنام برای نگاه داشتن پرچم تا بیست روز آینده کاملاً پر شده است. مشتاقان بسیاری از ساعتها قبل در انتظار میمانند تا نوبتشان فرا برسد و لحظاتی زیر این سایه بایستند. مدیریت این حجم از استقبال، خود هنری بزرگ است که اعضای تیم پرچم با سعه صدر و مهربانی آن را به انجام میرسانند.

تلفیق دعا، مناجات و قرائت قرآن در زیر این پرچم، فضایی معنوی را ایجاد کرده است. هر کسی که بالا میرود، حاجتی در دل دارد و با خلوص نیت، برای پیروزی جبهه حق دعا میکند. این سکو حالا به پایگاهی برای تجلی شور و شعور مذهبی و ملی مردم تبدیل شده است.
پذیرایی از میهمانان ناخوانده که از راه دور میآیند، در اولویت برنامههای تیم قرار دارد. آنها معتقدند این حال خوب باید میان همه تقسیم شود و هیچکس نباید ناامید از این میدان بازگردد. برکت این حضورهای خالصانه، تضمینکننده تداوم اهتزاز پرچم در روزهای پیشرو و ماههای آینده خواهد بود.
فرجام سرخ و آرزوی شهادت
رویای نهایی جوانانی که سیوپنج روز خواب و خوراک خود را فدای این پرچم کردند، چیزی جز عاقبتبخیری نیست. مصطفی خوراشادی با اطمینانی قلبی، از آرزوی خود برای تبدیل شدن این پرچم به کفن پرچمداران سخن میگوید. او معتقد است سعادتی بالاتر از این نیست که انسان در مسیر خدمت به وطن جان بسپارد.
او ادامه میدهد: «سود واقعی این حرکت، فراتر از نام و نان، در دعای خیر مردمی نهفته است که زیر این سایه گریستهاند. هر آمین گفتنی که از دهان یک پیرزن یا پیرمرد خارج میشود، ذخیرهای برای آخرت این جوانان محسوب میشود. آنها معاملهای با خدای خود کردهاند که هیچ ترازوی دنیوی قادر به سنجش ارزش آن نیست.»

مصطفی میگوید: «نگاه رهبری و لبخند رضایت شهدا، بزرگترین پاداشی است که خستگی را از تن این دلاوران بهدر میکند. ایستادگی در چهارراه ولیعصر (عج)، تمرینی برای سربازی در رکاب حضرت ولیعصر (عج) تلقی میشود و این آمادگی روحی، دستاورد اصلی است. پرچم پایین نمیآید، چون ارادهها به منبعی لایزال متصل هستند.»
امروز در قلب تهران، شاهد آغاز فصلی نوین از مقاومت در برابر استکبار جهانی هستیم. تا زمانی که چنین جوانانی در میانه میدان ایستادهاند، هیچ دشمنی جرأت نگاه چپ به این خاک را نخواهد داشت. این پرچم تا روز پیروزی نهایی، همچنان بر فراز آسمان تهران به اهتزاز خود ادامه میدهد.
انتهای پیام/