مجید تفرشی: ما یک روز درباره خلیج فارس حرف میزنیم، رقبایمان ۳۶۵ روز!
مجید تفرشی، دبیر علمی این همایش، در آغاز سخنان خود با اشاره به سابقه ۱۵ ساله فعالیتهای منظم خود در حوزه خلیجفارس اظهار داشت: «واقعیت این است که من حدود ۱۵ سال - یا کمی کمتر - است که بهطور منظم درباره خلیجفارس جلساتی را در داخل و خارج از کشور برگزار کردهام. نخستین جلسه، اگر اشتباه نکنم، در آبان ۱۳۹۰ به مناسبت چهلمین سالگرد اعاده حاکمیت ایران بر جزایر سهگانه خلیجفارس بود و آخرین نشست نیز در آبان ۱۴۰۰، به مناسبت پنجاهمین سال این رویداد.»
وی در ادامه به چالشهای اولیه در برگزاری این نشستها پرداخت و گفت: «در ابتدا برای بسیاری دشوار بود که بپذیرند باید موضوع بازگشت جزایر سهگانه، ازجمله ابوموسی، را گرامی بداریم یا به مناسبت آن مراسمی برگزار کنیم؛ چون تصور میکردند این کار به نوعی تجلیل از تصمیمات دوره پهلوی است و به همین دلیل همکاری نمیکردند. من [به کنایه] میگفتم: اگر آن تصمیم اشتباه بوده، پس جزایر را واگذار کنیم؛ اگر هم اشتباه نبوده، باید بهطور شایسته از آن یاد شود.»
تفرشی با بیان اینکه بیش از هشت کنفرانس در مراکز معتبری همچون کتابخانه ملی و خانه اندیشمندان برگزار کرده است، علت تصمیم خود برای عدم حضور در نشستهای داخلی را اینگونه شرح داد: «من شخصاً حدود هشت کنفرانس در همین کتابخانه ملی، سازمان اسناد، خانه اندیشمندان علوم انسانی و دیگر مراکز، و نیز در خارج از کشور بهصورت حضوری یا آنلاین برگزار کردهام. اما پس از آخرین جلسه، با خود عهد کردم که دیگر در هیچ نشست داخلی درباره خلیجفارس شرکت نکنم؛ به یک دلیل ساده: ما سالهاست که یک روز را بهعنوان «روز ملی خلیجفارس» تعیین کردهایم و در همان یک روز، از صبح تا شب در اینباره صحبت میکنیم که خلیجفارس متعلق به ماست، تنگه هرمز متعلق به ماست، حاکمیت بر جزایر حق مسلم ماست، و دیگران حق ندارند و نباید نسبت به آن طمع داشته باشند؛ اما در مقابل، رقبای ما و کشورهایی که در موضوع خلیجفارس با ما اختلافنظر دارند، ۳۶۵ روز سال با بودجه، قدرت، نفوذ و برنامهریزی مستمر فعالیت میکنند و هیچ توجهی هم به این ندارند که ما فقط یک روز در اینباره سخن میگوییم.»
وی دلیل حضور خود در این جلسه را شرایط جنگی دانست و تصریح کرد: «واقعیت این است که به دلیل شرایط جنگی، من عهد خودم را شکستم و در این جلسه حضور پیدا کردم. در غیر این صورت، معتقدم چنین نشستهایی بیشتر باید در خارج از ایران، بهویژه در مناطق پیرامونی و در عرصه بینالمللی برگزار شود. البته این به آن معنا نیست که در داخل ایران نباید به موضوع خلیجفارس و تنگه هرمز توجه کرد؛ برعکس، پرداختن به این موضوعات در داخل کشور - بهویژه برای آگاهی نسل جدید - کاملاً ضروری است. با این حال، بخش عمده توجه و تمرکز باید در خارج از کشور باشد؛ حوزهای که متأسفانه تا حد زیادی از آن غافل ماندهایم.»
تفرشی با نقد بیتوجهی به دیپلماسی عمومی، به یک نمونه اخیر از تحریف رسانهای اشاره کرد: «سالهاست که در موضوع «خلیجفارس» تنظیماتی روی جستوجوگر گوگل خود انجام دادهام - کاری که چندان سخت نیست - به این صورت که هر ۲۴ ساعت هر بار نام جعلیای بهجای «خلیجفارس» در اینترنت مطرح شود، گوگل برایم ایمیلی ارسال میکند. به مرور عادت کردهام که رسانههای اروپایی، عربی، آمریکایی و حتی آفریقایی از این نام جعلی استفاده کنند. حتی دیگر تعجب نمیکنم وقتی میبینم کشورها و دولتهایی که خود را متحد ایران میدانند نیز همین خطا را تکرار میکنند؛ کشورهایی مثل یمن، سوریه، لبنان و عراق که بارها از این تعبیر نادرست استفاده کردهاند. اما دیشب اتفاقی افتاد که واقعاً تأثربرانگیز و در نوع خود بینظیر بود. خبرگزاری ثَنا نیوز ایجنسی (رسانه رسمی دولت حوثیهای یمن، متحد ایران) حدود ساعت یک بامداد خبری منتشر کرد که در آن با نقلقول مستقیم از رئیس قوه قضاییه ایران، آقای محسن اژهای، نوشته بود: «خلیج عربی متعلق به ایران است و…» این اولین بار بود که میدیدم یک رسانه نقلقول مستقیم را جعل و تحریف کند. حتی رسانههای اماراتی هم در این زمینه تا این اندازه پیش نرفتهاند؛ آنها اگر بخواهند تغییری دهند، حداقل آن را داخل کروشه قرار میدهند. من معتقدم این موضوع نشاندهنده کوتاهی دولت در حوزه اطلاعرسانی و دفاع رسانهای است، هرچند همه مسئولیت متوجه دولت نیست. نخبگان، رسانهها و افکار عمومی نیز سهم و مسئولیتی جدی دارند.»
وی بر لزوم واقعبینی و درک درست از جایگاه خلیجفارس در معادلات ملی و منطقهای تأکید کرد و گفت که این موضوع باید به یکی از نقاط اصلی اجماع و همبستگی ملی در ایران تبدیل شود. به گفته او، خلیجفارس ظرفیتی است که میتواند فارغ از گرایشهای سیاسی و اختلافنظرهای داخلی، به عنوان محور وحدت ملی مورد توجه قرار گیرد؛ ظرفیتی که تاکنون از آن به اندازه کافی استفاده نشده است.
تفرشی با اشاره به تجربه شخصی خود از سفر به جزیره ابوموسی گفت که مشاهده حضور و فداکاری سربازان ایرانی در این جزیره برای او بسیار تأثیرگذار بوده است و یادآور شد که حاکمیت ایران بر این مناطق تنها یک موضوع تاریخی یا حقوقی نیست، بلکه با ایثار و حضور نیروهایی گره خورده که برای حفظ این سرزمین ایستادهاند.
او در ادامه به ضعفهای جدی در حوزه دیپلماسی عمومی و بینالمللی ایران پرداخت و توضیح داد که این ضعف را میتوان در چند لایه مشاهده کرد. به گفته او، نخستین لایه به سیاستورزان و تصمیمگیران بینالمللی مربوط میشود؛ لایه دوم به میزان تأثیرگذاری بر این سیاستورزان؛ لایه سوم به حضور در رسانهها و فضای اطلاعرسانی جهانی؛ و لایه چهارم به افکار عمومی بینالمللی. تفرشی تأکید کرد که در هر چهار سطح، ایران با کمبود جدی فعالیت مؤثر مواجه است و همین خلأ باعث شده است که روایتهای مغرضانه یا تحریفشده از سوی رقبای منطقهای بهراحتی گسترش پیدا کند.
وی همچنین به مسئله «خرید نفوذ علمی» اشاره کرد و گفت که برخی دولتهای منطقه با صرف بودجههای بسیار کلان، در اندیشکدهها، دانشگاهها و مراکز پژوهشی غربی کرسیهای علمی ایجاد میکنند یا پروژههای تحقیقاتی را تأمین مالی میکنند تا روایت مورد نظر خود از تاریخ و جغرافیای سیاسی منطقه را تثبیت کنند. به گفته او، این روند باعث شده است که در بسیاری از محافل علمی و دانشگاهی، روایتهایی شکل بگیرد که لزوماً بر پایه واقعیتهای تاریخی نیست، بلکه نتیجه سرمایهگذاریهای هدفمند سیاسی است.
در همین زمینه، او تأکید کرد که در مقابل چنین هزینههای هنگفتی، گاهی یک اثر علمی معتبر میتواند تأثیری بسیار گسترده داشته باشد. به عنوان نمونه، وی به آثار پژوهشی منتشرشده درباره خلیجفارس از سوی پژوهشگرانی مانند کوروش احمدی اشاره کرد و گفت که این نوع آثار علمی، با وجود هزینههای بسیار کمتر، میتوانند در مجامع علمی و دانشگاهی جهان مرجعیت پیدا کنند و نقش مهمی در تثبیت روایت تاریخی دقیق ایفا کنند.
تفرشی در پایان سخنان خود تأکید کرد که برای حفظ و تقویت جایگاه ایران در خلیجفارس، صرف اتکا به قدرت نظامی کافی نیست. به گفته او، سیادت و نقشآفرینی پایدار در منطقه زمانی تحقق مییابد که قدرت نظامی با قدرت اقتصادی، ظرفیتهای انسانی، منابع انرژی و حضور فعال در عرصههای علمی و رسانهای بینالمللی همراه شود. تنها در چنین شرایطی است که ایران میتواند از منافع و حقوق تاریخی خود در خلیجفارس بهطور مؤثر دفاع کند.