در گفت‌و‌گو با برنا عنوان شد:

هشدار نسبت به عواقب تبدیل «تالار شیشه‌ای» به «پستوی پنهان‌کاری»

|
۱۴۰۵/۰۲/۱۴
|
۱۱:۱۹:۱۹
| کد خبر: ۲۳۳۷۲۱۶
هشدار نسبت به عواقب تبدیل «تالار شیشه‌ای» به «پستوی پنهان‌کاری»
برنا - گروه اقتصادی؛ مدیریت بحران در بازار سرمایه، نه با بستن در‌های تالار، بلکه با اتخاذ رویکرد‌های فعالانه و هوشمندانه معنا پیدا می‌کند. بر اساس نقد‌های مطرح شده در حوزه سیاست‌گذاری پولی و مالی، بازار سرمایه به‌عنوان نبض تپنده اقتصاد، نقشی تعیین‌کننده در پویایی و شفافیت کشور دارد و هرگونه تعطیلی طولانی‌مدت، نه تنها ریسک را حذف نمی‌کند، بلکه با پنهان‌سازی آن، فشار فروش و بی‌اعتمادی را در زمان بازگشایی با شدتی مضاعف به پیکره اقتصاد تزریق خواهد کرد.

یک کارشناس بازار سرمایه با تأکید بر اینکه تعطیلی طولانی‌مدت بورس نه تنها ریسک را حذف نمی‌کند بلکه باعث انباشت آن در فضای پنهان می‌شود، اظهار داشت که بازار سرمایه در دوران پس از بحران، کلیدی‌ترین بستر برای جذب سرمایه‌های کلان و احیای زیرساخت‌های کشور خواهد بود.

سید محمدرضا اعلمی، کارشناس بازار سرمایه، در خصوص جایگاه این نهاد مالی اظهار داشت: بازار سرمایه به‌عنوان نبض تپنده اقتصاد هر کشوری، نقشی تعیین‌کننده در پویایی، شفافیت و جهت‌دهی سرمایه‌ها دارد. در شرایط بحران، چه در دوران جنگ و چه در دوره‌های رکود یا تلاطم‌های سیاسی و اقتصادی، این نقش نه‌تنها کمرنگ نمی‌شود بلکه اهمیت آن بیش از پیش نمایان می‌شود.

وی افزود: بازار بورس در ذات خود محل «کشف قیمت» و تنظیم تعادلی میان عرضه و تقاضاست؛ اگر این امکان از اقتصاد گرفته شود، تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران، بنگاه‌ها و حتی سیاست‌گذاران با ابهام مواجه خواهد شد. از همین روست که تعطیلی طولانی‌مدت بازار نه ریسک را حذف می‌کند و نه آرامش می‌آورد، بلکه تنها آن را پنهان می‌سازد و در نهایت، با شدتی بیشتر در زمان بازگشایی، فشار فروش، تنش قیمتی و بی‌اعتمادی را به همراه می‌آورد.

تبعات توقف معاملات بر ابزار‌های کنترلی

این کارشناس بازار سرمایه با اشاره به حقوق سهامداران تصریح کرد: زمانی که بازار بسته می‌شود، سرمایه‌گذار حق خود برای مدیریت پرتفوی، تنظیم سطح ریسک و نقدشوندگی دارایی را از دست می‌دهد. در چنین فضایی، ابزار‌های کنترلی مانند بازارگردانی، دامنه نوسان و حجم مبنا نیز خاصیت خود را از دست می‌دهند؛ چرا که کارکرد این ابزار‌ها وابسته به جریان مداوم معاملات است.

وی خاطرنشان کرد: اگر معاملات متوقف شوند، نه بازارگردان می‌تواند نقش آرام‌سازی نوسان را ایفا کند و نه نهاد ناظر قادر خواهد بود از طریق ابزار‌های نرم، تعادل را بازگرداند. در واقع، بازار تنها زمانی قابلیت کنترل دارد که باز باشد؛ در غیر این صورت، ریسک صرفاً در فضای پنهان انباشته می‌شود.

 لزوم مدیریت تدریجی و طبقه‌بندی‌شده در بحران‌ها

اعلمی در ادامه به تجربیات بین‌المللی اشاره کرد و گفت: تجربه جهانی نشان داده که در بحران‌ها، کشور‌هایی موفق‌تر عمل کرده‌اند که ضمن حفظ جریان معاملات، از مدیریت تدریجی و طبقه‌بندی‌شده استفاده کرده‌اند. به عنوان نمونه، می‌توان صنایعی که آسیب ندیده‌اند و جریان درآمدی پایداری را حتی در زمان جنگ داشته‌اند (مانند صنایع غذایی، دارویی یا زراعی) با زمان‌بندی متفاوت بازگشایی کرد تا ثبات نسبی حفظ شود. چنین رویکردی از ایجاد شوک سیستماتیک جلوگیری می‌کند و به بازار فرصت می‌دهد تا با ارزیابی تدریجی اطلاعات، مسیر قیمت‌گذاری واقعی را طی کند.

وی با تاکید بر لزوم تقویت ارکان بازار افزود: در کنار این تدبیر، تقویت نقش بازارگردان‌ها امری غیرقابل چشم‌پوشی است. بازارگردان، بازوی اجرایی تعادل در بورس است؛ نهاد یا فردی که با عرضه و تقاضای هدفمند، مانع جهش‌های غیرمنطقی قیمت‌ها می‌شود. هر قدر دامنه حضور بازارگردان‌ها گسترده‌تر شود، نوسانات احساسی کمتر و کیفیت نقدشوندگی بهتر خواهد بود. در دوره‌های بحران، بازارگردان‌ها باید با حمایت سیاست‌گذار، منابع کافی برای ایفای نقش خود در اختیار داشته باشند.

 توسعه ابزار‌های مشتقه؛ ضرورت مقابله با شوک‌های بیرونی

این تحلیلگر بازار سرمایه به موضوع ابزار‌های نوین پرداخت و عنوان کرد: یکی از خلأ‌های تاریخی بازار سرمایه ما، توسعه‌نیافتگی ابزار‌های مشتقه و سازوکار‌های پوشش ریسک است. در شرایطی که سرمایه‌گذار تنها گزینه خرید و فروش مستقیم سهام را در اختیار دارد، مدیریت ریسک تقریباً غیرممکن است.

وی در این باره افزود: گسترش بازار اختیار معامله، قرارداد‌های آتی و صندوق‌های پوشش ریسک می‌تواند به سرمایه‌گذاران این امکان را دهد که حتی در زمان افزایش نااطمینانی، تصمیمات منطقی بگیرند و هزینه ریسک را کاهش دهند. بدون وجود این ابزارها، بازار به محیطی شکننده تبدیل می‌شود که در برابر شوک‌های بیرونی تاب‌آوری اندکی دارد.

 نقش شفافیت اطلاعاتی در بازسازی دیوار اعتماد

اعلمی همچنین بر اهمیت جریان آزاد اطلاعات تأکید کرد و گفت: نمی‌توان نقش اطلاع‌رسانی شفاف را در حفظ تعادل بازار نادیده گرفت. همواره مشاهده شده که در زمان محدودیت انتشار داده‌ها یا تأخیر در ارائه گزارش‌های رسمی، فضای شایعه و تحلیل‌های هیجانی میدان‌دار می‌شود. شفافیت نه‌تنها جلوی شایعه را می‌گیرد، بلکه به فعالان بازار امکان می‌دهد بر مبنای داده‌های واقعی تصمیم بگیرند.

وی افزود: شفاف‌سازی لحظه‌ای در سامانه‌های رسمی، انتشار گزارش‌های ماهانه، ارائه آمار‌های قابل اتکا از سودآوری بنگاه‌ها و جهت‌دهی روشن سیاست‌های اقتصادی می‌تواند دیوار اعتماد بین سرمایه‌گذار و نهاد ناظر را بازسازی کند؛ چرا که بازاری که در آن اعتماد آسیب دیده باشد، به سادگی به تعادل بازنمی‌گردد.

 بورس؛ قلب تپنده اقتصاد در دوران بازسازی

این کارشناس بازار سرمایه در پایان، به افق‌های پیش‌رو اشاره کرد و یادآور شد: شاید مهم‌ترین نکته در این میان، نقش بازار سرمایه در دوره پساجنگ باشد. تجربه کشور‌های مختلف نشان داده است که دوران بازسازی، بزرگ‌ترین فرصت تاریخی برای جهش اقتصادی محسوب می‌شود. اقتصاد کشور در این دوره نیازمند حجم عظیمی از سرمایه‌گذاری برای احیای زیرساخت‌ها، انرژی، لجستیک و تولید است و بازار سرمایه بستر طبیعی این تأمین مالی خواهد بود.

اعلمی خاطرنشان کرد: شرکت‌های بزرگ فولادی، سیمانی، پتروشیمی‌های پایه، نیروگاه‌ها و صنایع زیرساختی در خط مقدم بازسازی قرار می‌گیرند و بورس می‌تواند از طریق افزایش سرمایه، انتشار اوراق و راه‌اندازی صندوق‌های پروژه، منابع موردنیاز را جذب کند. در چنین شرایطی، هر تصمیم نادرست یا تأخیر در بازگشایی بازار، مستقیماً به کندی روند بازسازی منجر خواهد شد.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر