در گفت‌و‌گو با برنا عنوان شد:

سقوط «کیفیت زندگی» در تله آمارهای دولتی

|
۱۴۰۵/۰۲/۱۳
|
۱۱:۵۹:۰۹
| کد خبر: ۲۳۳۶۸۰۲
سقوط «کیفیت زندگی» در تله آمارهای دولتی
برنا - گروه اقتصادی؛«تمرکز صِرف بر افزایش "تیراژ ساخت" و تقلیل مفهوم وسیع مسکن به آمارهای کمّی، بحرانی عمیق‌تر از کمبود خانه را تحت عنوان "بحران کیفیت سکونت" رقم زده است. هوشنگ فروغمند اعرابی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، در گفت‌و‌گو با برنا با نقد سیاست‌های یک‌سویه در این حوزه هشدار می‌دهد که شتاب‌زدگی در ساخت‌وسازهای ارزان‌قیمت و فاقد استانداردهای زیستی، در سایه ناترازی انرژی و تورم مصالح، تنها به تولید محله‌های فرسوده و بحران‌های اجتماعی در آینده منجر خواهد شد.»

این پژوهشگر و مدرس دانشگاه، تاکید می‌کند: در شرایطی که ناترازی انرژی و تورم مصالح، صنعت ساختمان را تحت فشار قرار داده، شتاب‌زدگی در ساخت‌وساز‌های ارزان‌قیمت و فاقد استاندارد‌های زیستی، تنها میراثی از محله‌های فرسوده و بحران‌های اجتماعی برای آینده به جا خواهد گذاشت.


صد سال تقلیل مسکن به «عدد»

 فروغمند اعرابی با بازخوانی تاریخ صدساله مسکن در ایران اظهار کرد: «در تمام دهه‌های گذشته، از رشد شهرنشینی پیش از انقلاب تا بحران‌های جمعیت، جنگ و نوسانات قیمت در دهه‌های اخیر، پاسخ غالب دولت‌ها و سیاست‌گذاران به مسئله مسکن، تنها در واژه "ساخت" خلاصه شده است.»

وی افزود: «اگرچه ساخت سریع و انبوه در مقاطعی اجتناب‌ناپذیر بوده، اما فاجعه از جایی آغاز شد که مسکن به "واحد ساختمانی" و واحد ساختمانی به یک "عدد" در گزارش‌های آماری تقلیل یافت.»

سقوط «کیفیت زندگی» در تله آمارهای دولتی

سیطره اقتصاد بر کیفیت زندگی

این مدرس دانشگاه با اشاره به فشار سنگین هزینه‌های مسکن و انرژی بر سبد خانوار تصریح کرد: «امروز خطر بزرگی سیاست‌گذاری مسکن را تهدید می‌کند؛ اینکه تصور شود، چون قیمت زمین، فولاد و سیمان بالاست، باید کیفیت، فرهنگ و تاب‌آوری محله را به آینده موکول کرد. در این نگاه، کیفیت سکونت به‌سادگی به حاشیه می‌رود تا تنها به مطالبات کمّی پاسخ داده شود.»

خانه؛ نخستین نهاد فرهنگی جامعه

وی با انتقاد از تعریف محدود مدیران از مقوله فرهنگ خاطرنشان کرد: «برخلاف تصور بسیاری از دست‌اندرکاران که فرهنگ را تنها در سینما و کتاب می‌بینند، خانه نخستین و اصلی‌ترین نهاد فرهنگی جامعه است. شیوه تربیت فرزند، خلوت، امنیت و حتی امید به آینده، همگی در کالبد خانه شکل می‌گیرند. مسکن صرفاً یک کالای اقتصادی نیست، بلکه بستری است که فرهنگ روزمره در آن رسوب می‌کند.»

عواقب اجتماعیِ پاسخ‌های صرفاً فنی

 فروغمند اعرابی با مرور تجربه‌های جهانی، به شکست پروژه‌هایی نظیر "پروئیت آیگو" در آمریکا و مجموعه‌های مسکونی پساجنگ در فرانسه اشاره کرد و گفت: «تجربه جهانی نشان می‌دهد تولید انبوه مسکن بدون در نظر گرفتن پیوند‌های اجتماعی و شهری، خود به بحران بعدی تبدیل می‌شود. تولید مسکن باید هم‌زمان یک پروژه شهری، اجتماعی و فرهنگی باشد، نه صرفاً یک عملیات ساختمانی.»

ضرورت طراحی هوشمند در دوران فشار اقتصادی

این مدرس معماری در بخش دیگری از سخنان خود به تأثیر ناترازی انرژی و اختلال در زنجیره تأمین مصالح بر هزینه‌های ساخت اشاره کرد و افزود: «در شرایط بحران صنعتی، سیاست مسکن باید هوشمندتر شود، نه شتاب‌زده‌تر. پناه بردن به تیراژ بالا در مکان‌های ارزان و حداقل‌سازی کیفیت، شاید در گزارش‌های کوتاه‌مدت موفق به نظر برسد، اما در درازمدت هزینه‌های سنگین بازآفرینی و نارضایتی اجتماعی را به همراه خواهد داشت.»

تاب‌آوری؛ فضیلت یا تداوم مسئله؟

وی با بازتعریف مفهوم تاب‌آوری در مسکن تأکید کرد: «تاب‌آوری اگر صرفاً به معنای حفظ شرایط موجود باشد، تنها زمانی ارزشمند است که آن شرایط، کیفیتی قابل قبول داشته باشد. حفظ یک ویرانه سست یا محله‌ای فاقد خدمات در برابر بحران، فضیلت نیست؛ بلکه تداوم خودِ مسئله است.»

فراتر از مقاومت بتن و فولاد

 فروغمند اعرابی در پایان خاطرنشان کرد: «تاب‌آوری مسکن فقط مقاومت سازه‌ای در برابر زلزله نیست. خانه باید بتواند در برابر اختلالات کوتاه‌مدت مثل قطع برق، آب یا بحران‌های اقلیمی، دست‌کم ۴۸ ساعت زندگی خانوار را با حداقل آسیب حفظ کند. این هدف لزوماً با گران‌سازی محقق نمی‌شود، بلکه نیازمند طراحی دقیق، عایق‌بندی بهتر، نور طبیعی و تأسیسات قابل اتکاست؛ چرا که مسکن امری عمیقاً تمدنی است.»

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر