تاملی بر فرهنگ حجاب در تمدنها
بنابر گواهی متون تاریخی، در اکثر قریب به اتفاق ملتها و آیینهای جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده؛ هر چند در طول تاریخ، فراز و نشیبهای زیادی را طی کرده و گاهی با اعمال سلیقه حاکمان، تشدید یا تخفیف یافته، ولی هیچگاه به طور کامل از بین نرفته است. مورخان به ندرت از اقوام بدوی که زنانشان دارای پوشش مناسب نبوده یا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر می شدند، یاد میکنند.
به عنوان مثال كم رنگ شدن تدریجی معنویت بعد از رنسانس و انقلاب صنعتی در جوامع غربی تا كنون و كمرنگ شدن حجاب و معنویت در تركیه بعد از اقدامات آتاتورك نمونهای از فعالیتهای سیاسی و فرهنگی در جهت كمرنگ کردن معنویت به و طبع آن عفاف در جوامع بوده است.
دانشمندان، تاریخ حجاب و پوشش زن را به دوران ما قبل از تاریخ و عصر حجر نسبت میدهند، کتاب «زن در آینه تاریخ» پس از طرح مفصل علل و عوامل تاریخی حجاب، مینویسد: با توجه به علل ذکر شده و بررسی آثار و نقوش به دست آمده، پیدایش حجاب به دوران پیش از مذاهب مربوط میشود، و به این دلیل، عقیده عدهای که میگویند "مذهب" موجد حجاب است، صحت ندارد، ولی باید پذیرفت که در دگرگونی و تکمیل آن بسیار مؤثر بوده است.
حال جای این سؤال باقی است كه چه عواملی در غرب سبب نزول و كاهش فرهنگ عفاف و به ازای آن، انحطاط خانواده و یا بالعكس شده است؟ در كنار بررسی سؤال فوق، پاسخ گویی به سؤالی دیگر، در روند تبیین مسئله به خواننده كمك میشود كه در حال حاضر و در عصر مدرنیسم و سیطره لیبرال دموكراسی و نمادهای انسانمحور بر جوامع غربی، دیدگاه زنان و دختران غربی درباره فرهنگ عفاف و پوشش چیست و چه تغییری نسبت به قبل كرده است؟
استفاده از لفظ عفاف " Chastity" و یا فضیلت اخلاقی " virtue" به معنای نوع پوشش و رفتار زنان و دختران در جوامع غربی همیشه وجود داشته.بررسى آداب و رسوم اقوام پیشین و گذشته مردم به خصوص جوامع غربی نشان دهنده وجود فرهنگ عفاف در آیین آنها است. در برخى از اقوام و ادیان، مسأله پوشش زن با سختگیرى و شدت عمل همراه بوده است، مثلاً در اصول اخلاقى تلمود و آیین یهود چنین آمده است: "اگر زنى به نقض قانون یهود میپرداخت، چنانکه مثلاً بیآن که چیزى بر سرش داشت و در میان مردم میرفت و یا با هر سنخى از مردان درد دل میکرد یا صدایش در خانه آن قدر بلند بود که همسایگانشان میتوانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.
دایره المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان میگوید: زنان یونانی در دورههای گذشته، صورت و اندام شان را تا روی پا می پوشاندند. این پوشش که شفاف و بسیار زیبا بود، در جزایر کورس و امرجوس و دیگر جزایر ساخته میشد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی سرخ بودند. سخن درباره حجاب، در لابلای کلمات قدیمی ترین مولفین یونانی نیز به چشم می خورد، حتی "بنیلوب" (همسر پادشاه عولیس فرمانروای ایتاک) نیز با حجاب بوده است. زنان شهر "ثیب" دارای حجاب خاصی بودهاند، بدین صورت که حتی صورت شان را نیز با تکه می پوشاندند. این تکه دارای دو منفذ بود که جلوی چشمان قرار می گرفت تا بتوانند ببینند. نقشهایی که بر جای مانده، حکایت میکند که زنان سر را میپوشانده، ولی صورتهای شان باز بوده است، و وقتی به بازار میرفتند، بر آنان واجب بوده است که صورتهایشان را بپوشانند، خواه باکره و خواه دارای همسر باشند.
به نظر میرسد در این باره اسناد تصویری بیش از هر چیز دیگری گویای نوع پوشش و عفاف در خور توجه زنان غربی باشد؛ اسناد تصویری زیر گویای سیر تغییرات پوشش و عفاف از زمان قبل از رنسانس تا به حال است.
زنان رومانیا از حجاب شدیدتری برخوردار بودهاند، به طوری که وقتی از خانه خارج میشدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها میپوشاندند و چیزی از برآمدگیهای بدن مشخص نمیشد." هیماتیون " شالی بزرگ به ابعاد 135 در 270 سانتیمتر بود که زنان و مردان در یونان باستان 1500 - سده اول ق. م آن را به دور بدن خود می پیچیدند. 
در نخستین سدههای میلادی مردان پیراهن کوتاه، و زنان پیراهن بلند بر تن میکردند، زنان دو پیراهن روی هم میپوشیدند، که زیرین آستین بلند و از پارچه پشمی بود و کار زیرپوش را میکرد، دومی بلند و راسته، و دنبالهدار با آستینهای بلند و گشاد؛ روی آنها شنلی داشتند که در جلو یا روی یک شانه بسته میشد و روسری که سر و شانه را میپوشاند. 
در اوایل قرون میانه مردان و زنان انگلیسی همچنان سه لباس اصلی، استولا، یا لباس زیر، بلیاد یا لباس رو، و پالا یا شنل، که همگی همان پوشاک اصلی یونانی - رومی بود، می پوشیدند، مردان باشلق سادهای بر سر میگذاشتند، در حالی که زنان موی خود را زیر روسری، یا هدریل از جنس پارچه کتان پنهان میساختند. این روسری ، دایره، مربع یا مستطیل بوده و مانند روسری چانهپوش ایرانیان و رمیها، ضمن پوشاندن سر، به دور گردن پیچیده میشد. تاج را، در صورت استفاده، روی این روسری قرار میدادند.
همچنین در زمان شکسپیر زن حق نداشت که روی صحنه بیاید، نقش زنان را پسران بازی می کردند و گاهی تماشاگر عهد الیزابت پسری را در صحنه میدید که در نقش زنی بازی می کند که با جامه پسر یا مردی در آمده است جامههای بلند زنان، که از پارچههای لطیف ساخته شده دارای طرح پیچیدهای بودند، ساق پاها را میپوشاندند، پوشیدن جورابهای ابریشمی به وسیله ملکه مرسوم شد و زنها دامنها را روی زمین میکشیدند.
زنان تا سال 1550 پوشش عجیبی برای سرشان به کار میبردند، که مانند شیروانی شیب دار بود و تمام مو را میپوشاند، گیبل هود، یا کنل و یا پدی منتال نام داشت. شنلهای زنانه بلندی که جلو آن باز بود، و نیز رداهای بزرگ و گشاد با آستینهای پف دار، عرضه گردید؛ چنانچه گویند ماسک مخمل سیاه ویژه زنانی بود که دارای مرتبه اجتماعی برتری بودند و به هنگام پیاده روی یا سواری به کار میرفت. 
زنان انگلیسی محافظه کار برای اینکه اندامشان از زیر پیراهن نمایان نشود، چندین زیر دامنی از پارچه کتان و ململ با حاشیه های توردوزی میپوشیدند. روی پیراهنهای یقه باز خود، یقه ای متشکل از چندین ردیف تور چین دار یا بتسی یادگار ملکه الیزابت میپوشیدند.
قد دامن ویژه ی روز یا شب تا مچ پا و یا اندکی بالاتر از زمین بود از سال1796 تقاضا برای پارچه فلانل انگلیسی، به منظور تهیه شال و روسری روبه ازدیاد گذاشت؛ ویژگی پوشاک این دوره، وجود بالاپوشی گشاد یا ردینگوت از پارچه ی ضخیم بود و اختصاص لباسهای متفاوت برای موفقیت های متفاوت بود، هنگام بازی گلف، بلوز کوتاه، دامن و شنل گلف یا کت نور فولک می پوشیدند. 
کت و دامن پوشیدن در خیابان اختصاص یافت، از همان سال به بعد دامنها کوتاه تر شد تا به زانو رسید. و این امری بی سابقه در تاریخ پوشاک به شمار میرفت. در این دهه طرح لباسها چنان بود که اندام صاف و بدون برجستگی میکرد. زنان سوار کار شلواری میپوشیدند بلند تا مچ پا که تا زانو گشاد و از زانو به پایین تنگ بود و به درون چکمه فرو میرفت.
در دوران جنگ جهانی دوم برای صرفه جویی در مصرف پارچه و راحتی در حرکت، قد لباسها کوتاه بود. در سال 1950 شلوار برمودا که مردان انگلیسی از آن در مناطق گرمسیری استفاده میکردند، متداول گردید و در سال 1953 به آمریکا راه یافت و در کنار دریا، مناطق گرمسیر و حتی در شهر نیویورک به هنگام تابستان مورد استفاده قرار گرفت، از زمانی که "کلارک گیبل هنرپیشه آمریکایی، در یکی از فیلمهای سالهای دهه سی، پیراهن خود را از تن بیرون آورد و تماشاگران دیدند که او زیر پیراهن بر تن ندارد، نپوشیدن زیر پوش در میان جوانان متداول میشود.
لباس زنان را در دورهی اول، پیراهن کوتاه بدون یقهای تشکیل میداد که جلوی آن باز و دکمههای زرین و مروارید نشان زینتبخش آن بود. نزد خانوادههایی که از ثروت کافی برخوردار بودند، این دکمهها از طلا و مرواریدبود. نوع پارچهها ابریشمی بود که گاه چندین رشته مرواریدبه دور یقه دوخته میشد.
معمولاً پیراهنها را شلواری گشاد، مانند شلوار مردان و نیمتنهای کوتاه به نام«ارخالق »تکمیل میکرد. بر روی آن «چاپکین» میپوشیدند که عبارت بود از پیراهن بدون یقهای که جلوی آن باز بود و در زیر کمر، از چپ به راست دکمه میخورد. پوشش سر را نیز پارچهای به شکل سهگوش تشکیل میداد که به آن «چارقد» میگفتند و از انواع آن میتوان به دو نمونهی چارقد «قالبی» و «آفتابگردانی» اشاره کرد.
آنچه مرور شد حجاب در کشورهای غربی بود و اما در ایران قبل از اسلامی شدن و ورود فرهنگ های غربی مسافرت ناصرالدین شاه به فرنگ و روسیه و دیدن بالرینها« یپترزبورگ» كه شلوار بافتهی چسبان و نازكی به پا میكردند و دامن های بسیار كوتاهی به اندازه یک وجب روی آن میپوشیدند، شاه را بر آن داشت كه زنهای حرم خود را به پوشیدن این نوع لباس تشویق کند.او زنان حرمسرا را واداشت تا چاقچورها (شلوار بلند چین دار مخصوص زنان) را کنار گذارند، شلیته هاى كوتاه بپوشند و سر و موى خود را نیز با روسرى هاى سفید ساده بپوشانند. سلیقه شاه اندك و آرام از درون حرمسرا به بیرون سرایت كرد و بسیارى از زنان و دختران خواص نیز به آن گراییدند اما این خواست در میان مردم عادی و به دلیل فضای مذهبی حاکم بر جامعه، جای خود را پیدا نکرد. 
موارد فوق گوشهای از تاریخچه عفاف و پوشش در سراسر جهان بوده است كه بعد از جنگ جهانی دوم به بعد و با گسترش صنعت سینما و رسانه، استفاده تبلیغاتی از زن در فرهنگ غرب و آمدن این فرهنگ به اصطلاح فرهنگ به کشورهای شرقی تبدیل به صنعتی برای كسب درآمد شد و برهنگی به صورت افراطی وارد فرهنگ غربی و از آنجا وارد فرهنگ شرق شد، لكن آنچه در سالهای اخیر شاهد آن هستیم، گسترش فرهنگ عفاف میان زنان به خصوص دختران جوان غربی است.
همانطور ملاحظه کردید همه جوامع به حجاب و عفاف و پوشش مناسب معتقد بودند و هم اکنون نیز در بسیاری از کشورها قوانین خصص پوششی اعمال میشود؛ اما چرا فرهنگ بی حجابی در کشور ما تا این حد گسترش پیدا کرده و در راستای اهداف جوامع غربی که خواهان بی بند و باری در ایران هستند پیش میرود؟باید به این نکته توجه داشت که هنوز هم پوشش متعادل در همه ی کشورها از محبوبیت زیادی برخوردتر است.برخلاف آنچه كه در رسانههای غربی در تبلیغات خود القاء میكنند، میزان گرایش به پاکدامنی در میان نوجوانان غربی رو به افزایش است. این جوانان، خواهان دوری از بی بند و باری و پوشش مناسب برای زنان و دختران هستند. یافتههای گروه تحقیقاتی آی جی ( IG ) که یک مركز تحلیلی و آماری در نیویورک است، نشان میدهد نسل جدید دختران در نیویورک برخلاف نسل های قبلی، علاقه چندانی به خودنمایی و پوشیدن لباسهای بدن نما ندارند. ملیسا لاویجن"MELISSA LAVIJEN" از محققان این گروه در توضیح تحلیلهای آماری مركز خود ، اظهار داشت: " از نظر ما، آمارهای دریافتی از نسل جوان دختران نیویورکی، حاکی از آن است که آنها به پوشیدگی بیشتر روی آوردهاند. " او میافزاید: از نظر من، علت اصلی این امر، نگاه ساده انگارانه و بی بند و باری است که در چند سال اخیر با " شعار همه چیز میگذرد " رایج شده بود، اکنون در واكنش به آن موج بی بند و باری، گرایش به پوشیدگی بیشتر در میان دختران جوان و نوجوان رواج یافته است.
خانم لاویجن معتقد است که پس از چندین دهه از رواج فرهنگ خود نمایی و لباس های نیمه عریان، اکنون مردم، پوشش بهتر و مناسب تری را جستجو میكنند. محققان مركز آی جی دلیل دیگر روی آوردن دختران جوان به پوشش بهتر را ، تمایل آنها به تغییر وضع موجود و دسترسی به امنیت بیشتر میدانند . آنها میگویند: " به طور عملی گرایش به مذهب ، رفتن به کلیسا و مقابله در برابر فرهنگ عمومی بی بند و باری ، علامـت آن است که نسل جوان قصد دارد که بر اوضاع و احوال خود ، کنترل بهتری داشته باشد .
شاید هنوز گرایش به عفاف و حجاب در جوامع غربی فرا گیر نشده است، اما اینک برخی جوانان غربی, صدای اعتراض خود را در جامعه بحران زده و بی بند و بار غرب منعکس میکنند . جوانانی که خواهان تغییر در برخی هنجارهای جامعه خود هستند.این یعنی اینکه در کشوری که قدمت بی حجابی اش خیلی بیش تر از کشورماست و سر منشاء انتشار این فرهنگ بی فرهنگی است تمایل به داشتن پوشش مناسب رو به افزایش است.