در جست‌وجوی ردپای تیزپای آسیایی در دشت‌های جاجرم

این دشت هنوز خانه یوز است

|
۱۴۰۵/۰۶/۱۰
|
۲۰:۱۹:۰۰
| کد خبر: ۲۳۸۳۶۷۵
یوز
برنا - گروه اجتماعی؛ ساعت چهار و نیم صبح است. جاده اسفراین به سنخواست در تاریکی فرو رفته و دو سوی مسیر، دشتی وسیع با بوته‌های پراکنده و کوه‌هایی کوتاه و بلند امتداد یافته. هنوز آفتاب بالا نیامده، مقصد ما جایی است که حیات، پیش از روشن‌شدن هوا، خودش را با ردپا، دوربین و روایت محیط‌بانان نشان می‌دهد؛ میان‌دشت جاجرم، یکی از مهم‌ترین زیستگاه‌های یوزپلنگ آسیایی در ایران. یوز هنوز صاحب این دشت است و ماندنش به انداره وسعت زیستگاهش، دشوار و شکننده.

فریبا نباتی: ساعت چهار و نیم صبح است. جاده اسفراین به سنخواست در تاریکی فرو رفته و دو سوی مسیر، دشتی وسیع با بوته‌های پراکنده و کوه‌هایی کوتاه و بلند امتداد یافته. هنوز آفتاب بالا نیامده، مقصد ما جایی است که حیات، پیش از روشن‌شدن هوا، خودش را با ردپا، دوربین و روایت محیط‌بانان نشان می‌دهد؛ میان‌دشت جاجرم، یکی از مهم‌ترین زیستگاه‌های یوزپلنگ آسیایی در ایران. یوز هنوز صاحب این دشت است و ماندنش به انداره وسعت زیستگاهش، دشوار و شکننده.

صبح زود در سرزمین یوز

آفتاب هنوز بالا نیامده که مسیر اسفراین به سنخواست را پشت سر می‌گذاریم. هرچه به جاجرم نزدیک‌تر می‌شویم، چشم‌انداز جاده تغییر می‌کند؛ دشت گسترده‌تر و پوشش گیاهی پراکنده‌تر می‌شود و کوه‌ها در دوردست، خط افق را می‌شکنند.

پناهگاه حیات‌وحش میان‌دشت ۸۴ هزار و ۴۳۵ هکتار وسعت دارد و در ۱۰ کیلومتری شرق جاجرم قرار گرفته است، پهنه‌ای استپی که از مهم‌ترین زیستگاه‌های یوزپلنگ آسیایی به شمار می‌رود و از آن به عنوان یکی از زیستگاه‌های دشتی و مولد این گونه در ایران یاد می‌شود.

اما میان‌دشت فقط سرزمین یوز نیست. آهو، قوچ و میش، خرگوش، گرگ، شغال، کفتار و شمار زیادی از پرندگان و خزندگان در این پهنه زندگی می‌کنند. در گشت‌های محیط‌بانان، گونه‌هایی از مارها، بزمجه‌ها و دیگر خزندگان نیز ثبت شده‌اند. اینجا به دلیل همجواری کویر و ارتفاعات، ترکیبی از حیات‌وحش مناطق کویری و کوهستانی را در خود جای داده است.

احمد صفرزاده، رئیس اداره حفاظت محیط زیست جاجرم، در جریان این بازدید به خبرنگاران می‌گوید آخرین ثبت یوز در شمال پناهگاه، سه روز پیش از این بازدید و توسط جوامع محلی انجام شده است. به گفته او، در سال ۱۴۰۵ تاکنون ۱۸ مورد تصویربرداری و مستندسازی از یوز در جریان گشت‌ها و پایش‌های گذری انجام شده و بیش از ۳۰ مورد مشاهده مردمی نیز گزارش شده است.

 این اعداد شاید روی کاغذ تنها چند عدد باشند، اما در میان‌دشت هر تصویر یوز اهمیت دارد؛ نشانه‌ای از اینکه هنوز این گربه تیزپا در این پهنه رفت‌وآمد دارد.

جاجرم

جاجرم

جاجرم

 

حضور در میان‌دشت، خیلی زود ما را به یکی از مهم‌ترین چالش‌های این زیستگاه می‌رساند؛ آب. آبشخور‌های مختلفی در نقاط گوناگون منطقه ساخته شده‌اند، اما تجربه سال‌های گذشته نشان داده که نمی‌توان برای تمام زیستگاه یک نسخه واحد پیچید. سال‌ها آزمون و خطا، شکل آبشخورها را هم تغییر داده است. محیط‌بانان حالا از حجم مخزن تا جهت دیواره‌ها را با شرایط همان نقطه از دشت تنظیم می‌کنند. بعضی نقاط با تانکر آبرسانی می‌شوند و در برخی دیگر، با استفاده از منابع محلی و سازه‌های آبگیر و بند‌های خاکی.

در آبشخور قاسمعلی، جزئیات بیشتری به چشم می‌آید. رمپ‌هایی برای خروج جانوران در نظر گرفته شده و آبشخور‌های کم‌عمق در کنار سازه اصلی ساخته شده‌اند تا پرندگان، خزندگان و پستانداران کوچک در آب نیفتند و غرق نشوند.

یکی از مشکلات گذشته، تلفات جانوران کوچک در آبشخور‌ها بوده است؛ جانورانی که برای نوشیدن آب وارد سازه می‌شدند، اما به دلیل دیواره‌های نامناسب راه خروج نداشتند. طراحی جدید قرار است این مشکل را برطرف کند.

حتی جهت قرارگیری آبشخور نیز اهمیت دارد. دیواره بلند در مسیر باد‌های غالب ساخته شده تا گردوغبار کمتری وارد مخزن شود. برای جلوگیری از تخریب شناور‌ها توسط شتر‌ها نیز حفاظ‌های مستحکمی نصب شده است.

در میان این سازه‌ها، ردپای یک تجربه قدیمی هم دیده می‌شود؛ احیای تلمبه بادی در مجاورت چشمه و آبشخور قاسمعلی، نمونه‌ای از تلفیق تجربه محیط‌بانان با روش‌های فنی جدید برای تأمین آب حیات‌وحش است.

رئیس اداره حفاظت محیط زیست جاجرم تأکید می‌کند که امروز تمام آب مورد نیاز زیستگاه از خارج منطقه تأمین نمی‌شود و بند‌های خاکی نیز در ذخیره و مدیریت منابع آب نقش مهمی پیدا کرده‌اند.

کوشکی، آن سوی فنس‌های فروریخته

کمی آن‌سوتر، فنس‌هایی از دل دشت بیرون زده‌اند؛ بقایای پروژه‌ای که قرار بود آینده یوز را در اسارت رقم بزند؛ سایت تکثیر یوزپلنگ آسیایی. اینجا نخستین مکان رسمی اجرای پروژه تکثیر یوزپلنگ آسیایی در اسارت در ایران بود. سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷، با ورود «کوشکی»، یوزپلنگ نر آسیایی، پروژه آغاز شد و کوشکی تا سال ۱۳۹۳ در این مجموعه نگهداری شد.

محل پس از ماه‌ها بررسی کارشناسی انتخاب شده بود؛ محدوده‌ای با آبراهه، پوشش درختی، پناهگاه طبیعی و عوارض توپوگرافی مناسب. کل مجموعه حدود ۲۵۰ هکتار وسعت داشت و ۱۲ هکتار آن برای نگهداری یوز آماده شده بود. بخش‌های دیگر نیز برای یوز ماده و تکثیر طعمه‌هایی مانند آهو، قوچ و خرگوش در نظر گرفته شده بود، اما آن فصل خیلی زود به پایان راه رسید.

با انتقال کوشکی در سال ۱۳۹۳، فعالیت سایت متوقف شد حالا بخش بزرگی از فنس‌ها روی زمین افتاده و طبیعت آرام‌آرام جای سازه‌های رهاشده را پس می‌گیرد.

 به گفته رئیس اداره حفاظت محیط زیست جاجرم، حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد فنس‌ها و تأسیسات مجموعه تخریب شده و سرمایه‌گذاری انجام‌شده، بدون استفاده باقی مانده است. حالا آینده این فنس‌های فروریخته در انتظار یک تصمیم است؛ احیا و بازسازی، تعریف کاربری تازه یا جمع‌آوری اصولی آنچه از پروژه قدیمی باقی مانده است.

در میان فنس‌های فروریخته، نام کوشکی هنوز زنده است؛ یوزی که روزگاری قرار بود آغازگر فصل تازه‌ای برای تکثیر این گونه در اسارت باشد. 

 دام‌های قانونی‌ و شتر‌های غیرقانونی

میان‌دشت، فقط با حیات‌وحش تعریف نمی‌شود؛ رد دام و شتر هم بخشی از واقعیت روزمره زیستگاه است. دامداران دارای مجوز تنها در بازه مشخصی، از ابتدای زمستان تا دهم فروردین، اجازه حضور در منطقه را دارند؛ دوره‌ای حدود ۱۰۰ روزه. به گفته مسئولان محیط زیست، دامداران مجاز طی سال‌های اخیر همکاری مناسبی با محیط‌بانان داشته‌اند و در مدیریت سگ‌های گله و حتی حفاظت از منابع آبی مشارکت می‌کنند.

مسئله از جایی آغاز می‌شود که دام و شتر، بدون مجوز، وارد دشت می‌شوند، درست در ماه‌هایی که حیات‌وحش در حساس‌ترین روزهای زادآوری خود قرار دارد.

شتر‌های رهاشده فقط پوشش گیاهی را تهدید نمی‌کنند. ورود آنها به آبشخور‌ها می‌تواند به شناور‌ها و تجهیزات آبرسانی آسیب بزند و باعث هدررفت آب شود. در زیستگاهی که آب یک مسئله حیاتی است، شکستن یک شناور یا خالی‌شدن یک مخزن می‌تواند بیش از یک خسارت ساده به تأسیسات باشد. (اینجا بخوانید.)

جاجرم

جاجرم

جاجرم

 

از میان‌دشت تا پارک ملی ضامن آهو

مسیر را ادامه می‌دهیم و به پارک ملی ضامن آهو می‌رسیم؛ پهنه‌ای که در کنار میان‌دشت، بخشی از سیمای حفاظتی منطقه جاجرم را شکل می‌دهد.

اینجا هم صحبت از حفاظت است؛ از محیط‌بانانی که بخش زیادی از کارشان در سکوت دشت و در مسیر‌های طولانی انجام می‌شود و از حیواناتی که بیشتر از آنکه دیده شوند، ردپایشان دیده می‌شود.

پایش حیات‌وحش در چنین منطقه‌ای کار ساده‌ای نیست. دوربین‌های تله‌ای به شکل چرخشی در نقاط مختلف مستقر می‌شوند و محیط‌بانان علاوه بر تصاویر ثبت‌شده، از گزارش‌های جوامع محلی نیز استفاده می‌کنند.

در میان گونه‌های جانوری منطقه، یوز شاخص‌ترین گونه است؛ اما تنها گونه نیست. گربه وحشی، گرگ، شغال، کفتار و انواع پرندگان و خزندگان نیز در این پهنه حضور دارند.

حضور کفتار‌ها در تصاویر دوربین‌ها ثبت شده و پرندگانی مانند عقاب و بالابان نیز در منطقه دیده می‌شوند. در سال‌های اخیر حتی افزایش مشاهده و ثبت کوه‌بره نیز گزارش شده است.

حفاظت، میان معدن و دام

از پارک ملی ضامن آهو که خارج می‌شویم، وارد محدوده یوزکنام می‌شویم؛ منطقه‌ای متفاوت با مدل حفاظتی متفاوت.

یوزکنام حدود سه سال پیش با هدف اجرای یک الگوی جدید حفاظت غیر‌دولتی و مشارکتی شکل گرفت؛ مدلی که قرار است حفاظت از یک زیستگاه مهم را از قالب صرفاً دولتی خارج کند و پای بخش خصوصی، جوامع محلی و سایر ذی‌نفعان را به میان بیاورد.

مدیریت این منطقه بر عهده تیمی است که از نیرو‌های باتجربه محیط زیست نیز بهره می‌برد. احمد عجمی، رئیس سابق پارک ملی توران و از پیشکسوتان حفاظت، نیز در این مجموعه حضور دارد و تجربه چند دهه فعالیت در مناطق تحت حفاظت را به کار می‌گیرد.

یوزکنام حدود ۴۵۰ هزار هکتار وسعت دارد و در مرز جنوبی خود حدود ۵۰ کیلومتر با منطقه توران مرز مشترک دارد. همین پیوستگی جغرافیایی، اهمیت آن را برای یوز دوچندان می‌کند.

ابتدا تصور می‌شد یوزکنام بیشتر مسیر عبور یوزها باشد، اما هرچه دوربین‌ها بیشتر شدند و پایش‌ها ادامه پیدا کرد، تصویر دیگری شکل گرفت: اینجا شاید فقط راه عبور نباشد، خود مقصد و یک زیستگاه ویژه هم باشد.

اما این‌جا هم حفاظت بی‌دغدغه نیست، میان زیستگاه و فعالیت‌های انسانی، تعارض‌هایی وجود دارد که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. معدن‌ها در بخش‌های مختلف منطقه دیده می‌شوند و فعالیت آنها یکی از مهم‌ترین چالش‌های حفاظتی به شمار می‌رود. 

اگر قرار است یوزکنام آزمایشی برای حفاظت مشارکتی باشد، نمی‌توان کسانی را که در این سرزمین زندگی یا کار می‌کنند از معادله حذف کرد. معدن‌داران، دامداران، جوامع محلی و دستگاه‌های دولتی همه بخشی از معادله حفاظت‌اند.

در یوزکنام، نیرو‌های حفاظتی غیردولتی نیز فعال‌اند؛ نیرو‌هایی که اگرچه ضابط قضایی محسوب نمی‌شوند، اما در قالب توافق با سازمان حفاظت محیط زیست، در شناسایی تخلف و حفاظت منطقه نقش دارند و برای پیگیری قضایی، به ضابطان رسمی متکی هستند.

تهدید شتر نیز این‌جا به اندازه میان‌دشت جدی نشده، اما احتمال گسترش آن وجود دارد. به همین دلیل مسئولان منطقه بر ضرورت برنامه‌های اجتماعی و ایجاد معیشت‌های جایگزین برای پیشگیری از شکل‌گیری تعارض‌های آینده تأکید دارند.

 

جاجرم

جاجرم

 

مرکزی که دوباره جان می‌گیرد

در مسیر یوزکنام، به ساختمانی می‌رسیم که قرار است دوباره به یکی از نقاط مهم حفاظت منطقه تبدیل شود: «مرکز پایش کوشکی».

این مجموعه متعلق به رضا کوشکی، خیر و نیکوکار طبیعت، است که در پاییز ۱۴۰۴ برای احیا و بهره‌برداری با هدف حفاظت از منطقه یوزکنام اهدا شده و حالا با کمک خیرین در حال بازسازی است. ساختمان در حال تعمیر است و قرار است مقر اصلی حفاظت منطقه باشد. یک پاسگاه دیگر نیز در بخش غربی منطقه وجود دارد. نام کوشکی دوباره بر ساختمانی در همین دشت نشسته است، ساختمانی که قرار است این بار نه برای نگهداری یوز، که برای حفاظت از خانه یوز به کار گرفته شود.

 مردی که یوز را از نزدیک دیده بود

در میان روایت‌های این سفر، خاطره محمدرضا کوشکی، دامدار منطقه سرپل ابریشم، تصویری متفاوت از رابطه مردم محلی با یوز ارائه می‌دهد. او نخستین بار در سال ۱۳۷۸ یوز را از فاصله‌ای حدود ۱۰ متری دیده است؛ زمانی که هنوز تصور می‌شد یوزی در این منطقه وجود ندارد. پس از آن نیز یک یوز ماده را همراه با سه توله‌اش در نزدیکی چشمه اسبی دیده است. سال‌ها گذشته، اما تصویر آن یوز هنوز برایش تازه است، او از روزهایی می‌گوید که آهو و خرگوش کمتر بودند و از محیط‌بانانی که حالا بیشتر از گذشته برای حفظ این دشت تلاش می‌کنند. او که خود دامدار است، به‌روشنی میان منافع دامداری و حفاظت از حیات‌وحش تعادل برقرار می‌کند. حتی در برابر احتمال حمله گوشتخواران به دام، بر این باور است که نباید حیوان کشته شود و خسارت باید به شکل دیگری مدیریت شود. برای او، یوز بخشی از لذت زندگی در این دشت است؛ همان‌طور که می‌گوید: «لذت من از بیابان همین حیوانات است.»

هلیا، امیدی در دل یک جمعیت کوچک

در میان همه نام‌هایی که در این سفر شنیده می‌شود، یک نام بیشتر از همه با امید گره خورده است: هلیا.

باقر نظامی بلوچی، مدیر ملی پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی، در گفت‌وگو با برنا، هلیا را مادری موفق می‌داند؛ یوزی که برای نخستین بار پنج توله به دنیا آورده است. به گفته او، دو توله زودتر از مادر جدا شده‌اند و در همان منطقه حضور دارند و احتمال دارد سه توله دیگر نیز از هلیا جدا شده باشند یا در آینده نزدیک این اتفاق برای آنها رخ دهد.

جدایی توله‌ها از مادر بخشی طبیعی از چرخه زندگی یوز است و پراکنده‌شدن آنها در زیستگاه می‌تواند از نظر ژنتیکی نیز اهمیت داشته باشد؛ چراکه احتمال جفت‌گیری میان افراد خویشاوند را کاهش می‌دهد. اما این امید در کنار یک واقعیت نگران‌کننده قرار دارد؛ جمعیت یوز در ایران بسیار محدود است. نظامی بلوچی با اشاره به دشواری پایش و شمارش، آخرین برآورد‌ها را همراه با خطا می‌داند، اما احتمال حضور حدود ۲۷ یوز در طبیعت ایران را مطرح می‌کند؛ یوز‌هایی که عمدتاً در سمنان و خراسان شمالی شناسایی شده‌اند و احتمال حضور آنها در بخش‌هایی از خراسان رضوی و مناطق دیگر نیز وجود دارد.

تکثیر، شکست یا تجربه‌ای برای آینده؟

بحث تکثیر یوز در اسارت همچنان یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات حفاظت از این گونه است. نظامی بلوچی معتقد است یکی از مهم‌ترین مشکلات، نگاه عمومی به شکست‌های این برنامه است. به گفته او، یوز گونه‌ای بسیار پیچیده است و محدودیت‌های ایران، از جمله تعداد کم افراد مؤثر در جمعیت، باعث می‌شود انتظار موفقیت سریع از برنامه‌های تکثیر واقع‌بینانه نباشد. او تأکید دارد که شکست‌ها باید به تجربه تبدیل شوند، نه عامل ناامیدی.

در مقابل، معصومه صفایی، معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیات‌وحش سازمان حفاظت محیط زیست، درباره یوز‌هایی که مدت زیادی در اسارت بوده‌اند، تأکید می‌کند که بازگرداندن آنها به طبیعت فرآیندی پیچیده و تخصصی است. او درباره یوز «ایران» نیز می‌گوید مراقبت‌های گسترده‌ای برای این حیوان انجام شده و حتی در مقاطعی از مشاوران خارجی برای بررسی وضعیت آن استفاده شده است. به گفته صفایی، «ایران» اکنون در سن بالایی قرار دارد و بر اساس بررسی‌های انجام‌شده، دیگر قابلیت باروری ندارد. او همچنین پیشنهاد ایجاد مجموعه‌ای مناسب برای نگهداری و نمایش عمومی یوز را با مشارکت سازمان محیط زیست، بخش خصوصی یا باغ‌وحش‌های تخصصی مطرح می‌کند؛ ایده‌ای که می‌تواند ارتباط مردم با این گونه را تقویت کند، به‌ویژه در مورد حیواناتی که امکان بازگشت به طبیعت ندارند.(اینجا بخوانید.)

مردم، یوز را از خودشان می‌دانند

میان‌دشت، ضامن آهو و یوزکنام را پشت سر گذاشته‌ایم، اما داستان دشت و یوز هنوز تمام نشده است. در پایان این سفر، مهم‌ترین چیزی که از میان گفت‌و‌گو‌ها و مشاهدات به جا می‌ماند، نه عدد جمعیت یوز است، نه فهرست اقدامات حفاظتی، که تغییری آرام در رابطه مردم با این حیوان است؛ مردم منطقه حالا یوز را می‌شناسند. دامداری که سال‌ها پیش برای نخستین بار یوز را دیده، امروز از ضرورت حفاظت از آن حرف می‌زند، جوامع محلی در پایش یوز نقش دارند و مشاهدات خود از حضور این گونه در منطقه را به محیط‌بانان گزارش می‌کنند. بخش بزرگی از این آگاهی عمومی درباره یوز مدیون فعالان این حوزه و دوستداران محیط زیست ایران است، کسانی که طی سال‌ها تلاش کرده‌اند یوز از یک حیوان ناشناخته به نماد یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های محیط زیستی تبدیل شود.

 در مسیر یوز را نمی‌بینیم اما در دل دشت‌های جاجرم، یوز هنوز زندگی می‌کند؛ گاهی در قاب دوربین، گاهی در گزارش یک دامدار و گاهی در ردپایی که محیط‌بانان صبح زود روی خاک پیدا می‌کنند.

 

یوز

 

انتهای پیام/

نویسنده :
فریبا نباتی
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر