کیروش در قامت جاودانگی
بعد از باخت مقابل عمان، تمام نگاهها به سمتوسوی مهدی رحمتی رفت و انتقادهای بسیاری به تصمیم تاریخی و جاودانه سرمربی تیم ملی وارد شد؛ تصمیمی که شاید در تاریخ فوتبال ایران کمتر نظیر آن را شاهد بودهایم؛ اما کیروش با همان قاطعیتی که از مربی بزرگی نظیر او انتظار داریم – و تاکنون کمتر دیده شده – تصیمی بهغایت تاریخی و قاطعانه گرفت. تصمیمی که نشان میدهد که کیروش، همانند هر مربی درجهیک و طرازاول، بهشدت به اصول پایبند است و تحت هیچ شرایطی از آن عقبنشینی نمیکند. کیروش همان تصمیمی را گرفت که از او انتظار داشتیم و منتظرش بودیم.
کنار گذاشتن دو بازیکنی که در برههای به هر دلیل موجه و یا غیرموجه به تیم ملی پشت کردند و آن را تنها گذاشتند، کمترین انتظار از مردی بود که روزگاری با بزرگانی چون کریس رونالد و دیوید بکام سروکله زده و در چرخه فوتبال قانونمند و اصولگرای اروپا تعلیم یافته. تیم ملی، همانطور که کیروش بهدرستی اعتقاد دارد، جای سربازانی است که بدون هیچ شرط و شروطی تا آخرین ذره انرژی خود برای تیم ملی کشورشان مایه بگذارند، بجنگند و جانفشانی کنند.
تیم ملی جایی برای نازوادا نیست؛ نازوادای آنهایی که همه موجودیت و مکنت خود را از صدقهسری همین پیراهن سفید دارند، اما در بزنگاه کلیدی چشم بر همه چیز میبندند و فراموش میکنند که از کجا آمدهاند و چه بودهاند. بیتردید کارنامه کیروش روی نیمکت سرمربیگری تیم ملی ایران تاکنون نمره قبولی نگرفته و غلطهای ریزودرشتی داشته، اما او بهواسطه همین یک تصمیم، در تاریخ فوتبال ایران جاودانه خواهد شد و نامش بر تاریخ فوتبال ایران خواهد درخشید. حتی اگر به جام جهانی نرویم و حتی اگر داغ ریو بر دلمان بماند، کیروش بهدلیل ایستادن روی این اصل و این مهم شایسته تقدیر است و نباید بهواسطه نتیجهگرایی احتمالی، ریشه قوت گرفته بازیکنسالاری را تقویت کنیم.
هرچند باخت به عمان تلخ و نگرانکننده بود، میتوان با چاشنی امید به ریشهکن شدن بازیکنسالاری و بازگشت تعصب و تعلق خاطر داشتن به پیراهن مقدس تیم ملی، آن را هضم کرد و بابت این اتفاق بزرگ و قطعاً تأثیرگذار از کارلوس کیروش حمایت کرد.