نقدی بر کتاب ˝دموکراسی یا دموقراضه˝ سید مهدی شجاعی

دموقراضه یا وقتی فقط ما دانای کل هستیم

|
۱۳۹۲/۰۳/۱۱
|
۱۶:۰۰:۵۰
| کد خبر: ۱۲۴۲۶۳
دموقراضه یا وقتی فقط ما دانای کل هستیم
این کتاب در سال 87 با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به چاپ رسید اما به خواست نویسنده تاکنون از توزیع و فروش آن اجتناب و در نمایشگاه کتاب امسال رونمایی و ارائه شد.

سرویس سیاسی برنا-عاطفه صادقی/ "شماره 47 کتاب هفته نگاه پنج شنبه" در یادداشتی مفصل به معرفی و تمجید از کتاب "دموقراضه اثر سید مهدی شجاعی" پرداخته است.
این کتاب که به اعتراف یادداشت فوق در نقد احمدی نژادیسم به زبان طنز است در سال 87 با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به چاپ رسید اما به خواست نویسنده تاکنون از توزیع و فروش آن اجتناب و در نمایشگاه کتاب امسال رونمایی و ارائه شد.

کتاب دموقراضه داستان پادشاهی است با 25 فرزند که طبق وصیت پادشاه هر دو سال، یکی از فرزندان به رإی مردم و نه بر اساس سن و سال بر تخت شاهی می نشیند. مردمی که هر بار تغییری در وضعیت خود نمی بینند سرانجام تصمیم می گیرند، زشت ترین، بیمارترین و نادان ترین فرزند پادشاه، مشهور به دموقراضه را انتخاب کنند تا دمی بیاسایند، او پس از استقرار بر اساس عوامفریبی با ادعای خدمت به تخریب مملکت می پردازد و عملا بیشترین خدمت را به دشمن می کند هر چند در آخر مشخص می گردد که وی واقعا عامل بیگانه بوده و سرانجام کشور را تسلیم دشمن می سازد.
برخی از عناوین چهارده گانه این رمان عبارتند از:
همه گذشتگان همه جور فحش بوده اند
دشمن چیز مفیدی است اگر کم آوردید خودتان درست کنید
دزدی کار زشتی است مگر برای اهداف متعالی
پادشاه، بچه محل خداست.
و ...

درباره این کتاب و یادداشت هفته نامه نگاه پنج شنبه، توجه به چند نکته قابل توجه است:
1) در اثبات سعه صدر و شکیبایی دولت فعلی، اجازه انتشار و توزیع همین کتاب احتجاج خوبی است. البته اینها در تاریخ ثبت خواهد شد که در زمان دولت فعلی بدترین توهین ها از سوی جماعت سیاستمدار و روشنفکر و حتی مداح به رئیس این دولت صورت گرفت و هیچ دادگاه و دادستانی از شخص دوم مملکت در مقابل این هجمه ها حمایت نکرد در حالیکه درباره سایر مسئولان کوچکترین تخریب با شدیدترین برخوردها مواجه شد.
آقای شجاعی حقیقتا در کدام دولت این امکان برای شما فراهم بود که بدون مانعی علیه آن دولت کتابی بنویسید و به فروش برسانید؟! با این حساب انتظار بود شما که به نقد احمدی نژادیسم در قالب این کتاب ظاهرا طنز پرداخته اید از سعه صدر و آزاداندیشی رئیس این دولت غافل نشوید.

2) در یادداشت ص 69 به قلم حسین انتظامی یکی از دلایل عدم توزیع کتاب در سال 87 ترس از به خطر افتادن جان نویسنده عنوان می شود!
جای تعجب است، رئیس جمهور مورد انتقاد این جماعت برای سرزدن به مردم دورترین و محروم ترین مناطق این کشور خود به همراه کابینه اش بارها به جای جای کشور سفر می کند و بلکه برای پیگیری مصوبات سفرهای پیشین، باردیگر سفرهای استانی خویش را تکرار می نماید و هرگز از اهداف خویش عقب کشی نمی کند درحالیکه جماعت مدعی آگاهی و روشن بینی برای تحقق آرمان های خود تا این حد از جان خویش هراسناکند! مگر کاندیدای مورد نظر جناب شجاعی در سال 88 یعنی میر حسین موسوی اکنون زنده نیست که سید مهدی شجاعی به عنوان یک حامی فرهنگی گریزان ازسیاست، نگران جان خویش است؟!

3) احترام به عقاید دیگران خصوصا در این قسمت متن یادداشت حسین انتظامی که اکنون سخنگوی ستاد دکتر ولایتی است موج می زند:
" به عکس کند ذهن هایی که بیست ماه است متوجه خطر شده اند آقای نویسنده ما از 4-5 سال پیش متوجه شده و پیش بینی کرده بود؛ حتی پس از مناظره های انتخاباتی سال 88 احساس خطر خود را در قالب نامه ای موج آفرین نشان داد."
اگر نادمان از رإی دادن به احمدی نژاد از نظر این جماعت کند ذهن خوانده می شوند، 24 میلیون انسانی که به احمدی نژاد رإی داده اند، چه هستند ؟! آیا فقط "اقای نویسنده شما" باهوش و آگاه و دانای کل است؟!

4) انتظامی در یادداشت خویش پیرامون جوانب مختلف این کتاب چنین می نویسد:
" این اثر دوسویه دارد سویه اول در رد و بلکه تمسخر دموکراسی توده ای است. متفکران منتقد این نوع دموکراسی(هرنفر، یک رإی ) را استبداد اکثریت نامیده اند برخی نظریه پردازان نیز معتقدند از آنجا که عالمان و نخبگان همواره درصد کوچکی از یک جامعه را تشکیل می دهند پس به حکومت عوام تن داده ایم."
چه تناقض عجیبی است که نویسنده در جای جای کتاب از نگرانی برای مردم دم میزند ولی حق تعیین سرنوشت و رئیس حکومت را از آنان دریغ می نماید.
آقای شجاعی عزیز ، البته من امیدوارم در دولتهای مورد تإیید حضرتعالی هم آنقدر آزادی بیان و قلم باشد که بتوانید کتابی با نصف محتوای مخالف همان دولت به چاپ و فروش برسانید. آزادی بیان و قلم حق نویسنده ای مثل شماست ولی لطفا کمی از پشت میز خود فاصله بگیرید، به بانوی تکیده این عکس خیره شوید. او هم وطن من و شماست و سهمش از زندگی، دولت ها و قدرتها، نفت و بیت المال فقط و فقط همان یک رإیی است که امثال شما او را برای داشتن همان یک رإی تحقیر می کنید و آن را حکومت فرومایگان و نادانان می خوانید.


اصلا چطور است برای رفع نگرانی با شکل گیری نظام پارلمانی همین یک رإی را نیز به نفع بالا نشین ها به اسم تحزب و خردگرایی از این جماعت پایین دست دریغ کنیم تا میزان دیگر رإی ملت نباشد. آن وقت ما خیالمان راحت است که امثال شما جماعت اگاه و بصیر و دانای کل جای من و امثال این زن، تصمیمات مهم و سرنوشت ساز را خواهید گرفت.

5) برای آشنایی بیشتر با ادبیات طنز!! کتاب سید مهدی شجاعی، بخشی از سخنرانی دموقراضه را که خطاب به مدیران حکومتی است، می خوانیم:
"مردم همه گوسفندند و ما چوپان!
حواستان باشد بزرگترین اشتباه در حکومت بها دادن به مردم، یا ارزش قائل شدن برای مردم است شما مطمئن باشید که اگر برای مردم ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید نمی توانید بر انها حکومت کنید، بهای مردم را شما معین می کنید نه خودشان... و تازه این گوسفند که من گفتم بالاترین قیمت است؛ قیمت آدم های اندیشمند چاق و چله و الا قیمت بقیه مردم حداکثر در حد پشگل گوسفند است"

6)در ابتدای هفته نامه نگاه پنج شنبه، شعری از زنده یاد قیصر امین پور بیان شده است که حسن ختام بی نظیری است بر دیدگاه کسانی که بر مستضعفین و پابرهنگان و عموم مردم به دیده تحقیر می نگرند و بر همین اساس انتخاب مردم را نقد می کنند:
خارها
خوار نیستند
شاخه های خشک
چوبه های دار نیستند
پیش از آنکه برگ های زرد را
زیر پای خویش، سرزنش کنی
خش خشی به گوش می رسد:
برگ های بی گناه
با زبان ساده اعتراف می کنند
خشکی درخت
از کدام ریشه آب می خورد...

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر