دوحه، دروازهای بهسوی بهشت
روز واقعه فرا رسید؛ روزی سرنوشتساز برای فوتبال ایران در مسیر صعبالعبور و سنگلاخی جام جهانی.
مسیری که تلألؤ افقهای جام جهانی در آن به حداقل رسیده، اما هنوز خاموش نشده. تیمی که با یک دنیا امید و آرزو پای به این مسیر پرپیچوخم گذاشت و وقتی قرعه به ما لبخند زد، دروازههای برزیل را پیش روی خود میدیدیم؛ اما چند لغزش بزرگ و غیرقابلباور ما را به لبه پرتگاه حذف سوق داد؛ لغزشهایی که هرگز انتظارش را نداشتیم؛ از بیروت گرفته تا تهران و برابر ازبکهای سختکوش. لغزشهایی که حالا ما را دوباره اسیر داستان پرتعلیق «اما و اگر» کرده. داستانی که گویی ترجیعبند همه زندگی فوتبالی ما شده و حتی یکی مثل کارلوس کیروش شهیر نیز نتوانسته این ترجیعبند را بهگونهای دیگر بسراید. همو که با سلام و صلوات آمد تا جانی تازه به کالبد این فوتبال نیمه جان بدمد، اما او هم نفس مسیحایی نداشت و حالا با او نیز به همان جایی رسیدهایم که همیشه میرسیدیم.
سه بازی تا پایان این راه باقی مانده و اولین خوان، البته از همه سرنوشتسازتر و کلیدیتر است: بازی با تیم 72 ملیتی قطر در جهنم دوحه. تیمی که خودمان در یک لجبازی تاریخی عجیب پل صعودش از مرحله سوم شدیم تا بلکه انتقامی خیالی از شغالهای بحرینی گرفته باشیم؛ اما امروز دست روزگار همین حریف را برای ما شاخ کرده است. سه امتیاز دوحه برای ما حکم مرگ و زندگی دارد و طعنهآمیز اینکه در یک توالی تاریخی، این بار هم قطر دروازه پیشروی ماست و دروازهای برای رسیدن به بهشت یا رفتن به قعر جهنم.
یک برد شیرین و سه امتیازی، یکی از رقبای مستقیم ما را در مسیر صعود به جام جهانی کنار میزند و ما را کاملاً امیدوار میکند و صدالبته ناکامی در این بازی بهمعنای خداحافظی زودهنگام با برزیل است؛ یک خداحافظی تلخ و غمبار. ای کاش که در پایان 90 دقیقه، دروازههای بهشت به روی ما گشوده شده باشد.