ستارههای فوتبال گرد ماه جماران
به گزارش سرویس ورزشی برنا، دیدار تاریخی فوتبالیستها با امام خمینی (ره) سه سال پس از پیروزی انقلاب و در اسفند سال 1360 اتفاق افتاد.
* دیدار با امام چگونه اتفاق افتاد؟
پس از دیدار گروهی از وزنهبرداران در سال 1358، فوتبالیستها دومین گروهی بودند که توانستند به خانه پیر جماران بروند و دیداری با رهبر انقلاب داشته باشند. این دیدار با تلاش کاظم رحیمی، فوتبالیست ارزشی و رفیق صمیمی حاج احمد آقا، پسر امام، صورت گرفت.
رحیمی بازیكن سابق تیمهای شاهین، گارد و پرسپولیس بود و در دفاع راست و گوش راست قرمزها بازی میكرد. او در قم با سیداحمد خمینی، فرزند راحل امام، دوست و همبازی بود. مرحوم سید احمد فوتبالیستی خوب در تیمهای اقماری شاهین بود و همین باعث شد رحیمی بعد از انقلاب نقشی اساسی در ساختار ورزش ایفا كند و موجب ارتقای جایگاه فوتبال شود. ارتباطات او با بیت امام راحل باعث شد بسیاری از اهالی فوتبال به ضمانت و پادرمیانی وی پس از انقلاب توبه كنند و به خیل مردم انقلابی بپیوندند.
رحیمی در زمستان سال 1360 به خواست برخی از اهالی فوتبال، وقت ملاقاتی برای فوتبالیستها از بیت امام گرفت؛ اما مسئله اینجا بود كه ظرفیت پذیرش منزل كوچك امام محدود بود و فقط حدود 30- 40 نفر، شانس و فیض ملاقات با امام خود را یافتند.
او با درخواستهای متعددی مواجه بود، اما بالأخره یك معیار برای انتخاب نفرات پیدا كرد. رحیمی تیم شاهین (قهرمان جامحذفی)، تیم منتخب تهران (قهرمان جام قائداعظم) و تیم پرسپولیس (قهرمان جام بینالمللی وحدت) را به دیدار حضرت امام برد.
این سه تیم در فاصله 23 بهمن تا هشت اسفند سال 60 سه جام را فتح كرده بودند و موجب شدند فضای راكد فوتبال پس از درگیریهای طبیعی انقلاب اسلامی شكسته شود.
* چه کسانی به دیدار امام رفتند؟
بدینترتیب، نفراتی همچون كاظم رحیمی، جمشید آبیاری، مهدی دینورزاده، علی حیدری، نادر فریادشیران، امیر خانی، عباس موسیوند، محمود حقیقیان و امیر مرزوقی، سعید مراغهچیان، ناصر محمدخانی، كامل انجینی و منوچهر طاهرخانی، علی پروین، محمود خوردبین، محمد مایلیكهن، محمد دادكان، مجید سبزی، ضیاء عربشاهی، مهدی غفاری، ابراهیم كیانطهماسبی، عباس كارگر و غلامرضا فتحآبادی موفق به دیدار امام در اسفند سال 60 شدند.
* جمله تاریخی امام، بهترین هدیه به ورزشكاران
امام (ره) در این دیدار جمله معروف «من ورزشكار نیستم، اما ورزشكاران را دوست دارم» را بیان کردند. این جمله تصویری كه برخی از امام امت در ذهن ستارهها و مردم ساخته بودند را به كلی خراب كرد و نشان داد مرجع بزرگ جهان اسلام نهتنها مخالفتی با ورزش ندارند، بلكه ورزشكاران را دوست دارند. وقت ملاقات زود تمام شد، اما با اصرار دادكان، فوتبالیها دقایقی بیشتر ماندند و عكسی اختصاصی با امام گرفتند.
محمود حقیقیان، دادكان، مایلیكهن، مرحوم مجید سبزی، ناصر محمدخانی و عباس كارگر این چند نفر را تشكیل میدادند. ماجرا از وقتی شروع شد كه محافظان پس از پایان صحبتهای امام (ره)، بچهها را به طرف درب خروجی راهنمایی كردند؛ اما دادكان كه آن زمان هم بازیكنی ارزشی و علاقهمند به انقلاب بود صدایش را كمی بلند كرد و گفت: «چرا نمیگذارید امام را از نزدیكتر بو كنیم و كمی لباسش را لمس كنیم. ما تا اینجا آمدیم و معلوم نیست باز هم شانس دیدار ایشان را پیدا كنیم». امام این صدا را شنیدند و دستور دادند چند دقیقه بیشتر برای فوتبالیها وقت گذاشته شود. حضور فوتبالیستها در آن روز، خاطرهای دلانگیز را برای آنها رقم زد. 
* حقیقیان: امام از یك اتاق كوچك جهان را تكان داد
محمود حقیقیان یکی از افراد حاضر در آن جلسه به نکات جالب توجه ای اشاره کرد. او گفت: تمامی بازیكنان تیم ملی و چند تیم دیگر مشتاق دیدار حضرت امام بودیم. آن زمان در مسابقات قائد اعظم پاكستان حضور پیدا كردیم و در نهایت قهرمان شدیم و با جام قهرمانی خدمت حضرت امام رفتیم. آن زمان اوایل انقلاب بود. بازیكنان تیم ملی در پاكستان هم فعالیت انقلابی داشتند؛ حتی در آن كشور پوستر حضرت امام را پخش كردیم. فعالیتهای سیاسی دیگری هم انجام دادیم كه همگی آنها به گوش حضرت امام خمینی (ره) رسید. زمانی كه قرار شد به دیدن رهبر كبیر انقلاب برویم، تصور میكردیم ما را به یك مكان خیلی بزرگ ببرند، زیرا امام خمینی رهبر كل جهان اسلام بود و انقلابی بزرگ در سطح جهان ایجاد كرد. زمانی كه اتاق كوچك ایشان را دیدیم، متحیر شدیم. باورمان نمیشد رهبر بزرگ جهان اسلام در چنین اتاق كوچكی زندگی كند و زندگی بسیار سادهای داشته باشد. تمام ورزشكارانی كه مشتاق دیدار ایشان بودند، با فشردگی وارد اتاق شدند تا از نزدیك ایشان را زیارت كنند.
* پنجعلی: دیدار با امام را باور نداشتیم
محمد پنجعلی مدافع و كاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایران گفت: هیچكدام از بازیكنان باور نمیكردند در بیت امام خمینی (ره) و در محضر ایشان حضور یابند. در یكی از روزهای اسفند ماه 1360 و در یك روز تاریخی همراه تعدادی از بازیكنان تیمهای شاهین، منتخب تهران و پرسپولیس به بیت امام خمینی (ره) رفته و با این شخصیت بزرگ دیدار و گفتوگو كردیم.
ابتدا قرار بود در حسینیه جماران به دیدارامام مشرف شویم؛ اما به این دلیل كه هوا بیش از اندازه سرد بود، به درخواست حضرت امام دراتاق شخصی شان با ایشان دیداركردیم. اتاقی كه در جوارحسینه بود، در آن روز میزبان حضور ورزشكارانی بود كه به دیدار امام شان شتافته بودند. اتاقی كه در آن حضور داشتیم، خیلی گرمتر از حسینه نبود؛ اما گرمای حضور امام و صفا و صمیمیت و همچنین بحث ساده زیستی ایشان باعث میشد تا این سرما رنگ ببازد.
وی ادامه داد: برای ما كه آن روز دربیت حضورداشتیم، هنوزباوركردنی نبود كه امام خمینی (ره) را از نزدیك میبینیم. خیلی از بازیكنان هنوز باور نداشتند در جوار امام هستند. خودم بیش از20 سال برای دیدن وی لحظه شماری میكردم؛ چرا كه در آن روزها صحبت از ایشان در همه محافل زیاد بود. از پدرانمان در مورد شخصیت حضرت امام به وفورشنیده بودیم. به همین دلیل دوست داشتیم وی را از نزدیك ببینیم؛ به خصوص اینكه به رهبری ایشان، انقلاب اسلامی به پیروزی رسیده بود.
پنجعلی در ادامه گفت: ابتدا كاظم رحیمی، صحبتها را در محضر امام آغاز كرده و از بازیكنانی كه آن روز در بیت حضور داشتند، به عنوان بازیكنانی نام برد كه علاقه زیادی برای دیدار امام خود داشتهاند. امام ابتدا با جمله معروف "من ورزشكار نیستم، اما ورزشكاران را دوست دارم " صحبتهای خود را آغاز كرد و سپس به بیان جایگاه ورزشكار در جامعه پرداخت. ایشان در ادامه از ورزشكاران به این دلیل كه شخصیت برجستهای داشته و مورد توجه مردم هستند، درخواست كرد تا بیشتر از سایرین حواسشان به زندگیشان جمع باشد؛ چون این زندگی تنها متعلق به آنها نیست. امام در ادامه این ملاقات در مورد خواص ورزش برای ما صحبت كردند.
* پروین: برای دیدار با امام در پوست خود نمی گنجیدیم
علی پروین یکی دیگر از فوتبالیست های سرشناس آن زمان بود که به دیدار امام رفت. او اظهار داشت: پس از اینكه از سوی كاظم رحیمی، یكی از زحمتكشان و فوتبالیستهای پرسپولیسی سابق و از بچههای خوب و باصفای آن دوره اعلام شد كه قرار است با توجه به رایزنیهایی كه با حاج احمد شده به دیدار امام خمینی (ره) برویم، باور كنید چند روزی در پوست خود نمیگنجیدیم. هر روز ازخودمان سؤال میكردیم كه كی این قرار عملی میشود. با لطف خدا بالاخره فراهم شد تا به دیدار امام خمینی (ره) برویم. روز خاطرهانگیز برای من و بازیكنان شاهین و استقلال بود. حدود 40 نفر بودیم كه به دیدار امام رفتیم. به خاطر علاقهای كه به ایشان داشتم، سعی كردم بیشتر جلوی صف باشم كه با توجه به احترامی كه به ما میگذاشتند، این اتفاق افتاد.
بالاخره با ذوق فراوان به دیدار امام رفتیم. ایشان حدود یك ساعت حرفهای بسیار شیرینی را برای ما زدند. آن جمله معروف كه «من ورزشكار نیستم اما ورزشكاران را دوست دارم» را هم فرمودند. همین مورد باعث شد شوق بسیاری را در دل خود داشته باشیم و همه زیر لب با یكدیگر صحبت كنیم.
وا افزود: حال و هوای عجیبی در دیدار با امام داشتیم. باور كنید هیچ درخواستی از ایشان نداشتیم. فقط به حرفهای شیرین امام گوش دادیم. این اتفاق یكی از شیرینترین خاطرات زندگی من است كه هیچ وقت آن را فراموش نمیكنم. امام درآن دیدار نشان دادند به ورزش علاقه زیادی دارند و در حرفهای شیرینشان مشخص بود ورزشكاران باید كاری كنند كه جوانان بیشتر به ورزش رو بیاورند. دیدار با ایشان در آن روز تاریخی در كنار بچههایی كه با عشق و دل برای كشورشان فوتبال بازی میكردند، بسیار لذتبخش بود؛ البته اینقدر این دیدار زود تمام شد كه متوجه نشدیم زمان چطور گذشت.
* مایلیکهن: آنقدر محو جمال امام بودم که حالت بیهوشی داشتم
محمد مایلی کهن بازیکن ارزشی آن زمان فوتبال کشور نیز اظهار داشت: یادم می آید که ما بازکینان تیم ملی پس از قهرمانی در جام درکشور پاکستان به ایران برگشته بودیم. همان موقع تیم شاهین در یک جام داخلی به مقام قهرمان رسیده بود لذا جمعی از ملی پوشان و بازکنان شاهین به محضر امام رسدیم.
آرزوی همه مردم ایران بود که امامشان را از نزدک ببنند و وقتی به ما خبر رسد که قرار است به جماران بروم، از خود بی خود شدم؛ باورمان نمی شد که امام را از نزدیک خواهم دید. آن روز فکر می کردم قبل از دیدار با امام می بایست ساعتها در جماران منتظر بمانم، اما باور کند که حتی چند دققه هم منتظر نماندم.
وی ادامه داد: ما را به حیاط که جنب حسینه جماران بود بردند؛ حیاطی که فکرم کنم ابعاد 5 متر در 5 متر داشت و بسار کوچک بود. وقت به آن حیاط رسیدم باز هم احساس کردم که باید منتظرحضرت امام بمانم، ولی کم آنطرفتر حضرت امام را مشاهده کردم که در اتاق کوچک و ساده که باعث تعجب ما موجب شده بود روی صندلی راحت ساده نشسته اند. در آن لحظه بچهها دگر سر از پا نمی شناختند. در همان دیدار حضرت امام (ره) جمله معروف "من ورزشکار نیستم اما ورزشکاران را دوست دارم" را خطاب به ما فرمودند. بنده به اندازه ای محو جمال نورانی امام خمینی (ره) شده بودم که حالتی همچون بیهوشی داشتم.
پس از پایان فرمایشات حضرت امام (ره) قصد داشتم با ایشان عکس یادگاری بگیرم، اما محافظان ایشان اجازه ندادند. در همین حین حضرت امام با مهربان خاص خودشان به محافظین فرمودند اشکال ندارد و ما بلافاصله در کنار ایشان ایستادیم و عکس گرفتیم. هنوز هم باورم نمی شود که از آن خانه ساده و آن حیاط کوچک، انقلاب بزرگ شکل گرفت.