تعویض صفر با صفر!
بازار مکاره دوباره به راه افتاده؛ بازاری که هر ساله در تابستان داغ شاهد آن هستیم و هر سال داغتر، پرهیاهوتر و جنجالیتر میشود. گویی در این بازار قرار است متاعی ردوبدل شود که حکم کیمیا دارد و این کیمیا آنقدر نایاب است که باید به هر قیمتی آن را به دست آورد، برایش جنگید، چنگ و دندان نشان داد و گریبان چاک داد و حتی به بیاخلاقیها تن داد؛ چراکه هر اندازه بیشتر از این متاع سهم ببریم، لاجرم خوشبختتر خواهیم بود. این همان قانون نانوشتهای است که در فصل نقلوانتقالات فوتبال ایران جاری است.
موسم جابهجایی بازیکنان اما با این قانون گره خورده و از همین رو گویی طوفان مهیبی میآید و همه چیز را با خود میبرد و هر بازیکنی را به گوشهای میبرد. طوفانی که هر بازیکنی خود را به آن میسپارد تا مقصد جدیدی پیدا کند. این مانیفست اصلی فصل نقل و انتقالات در ایران است. جابهجایی بازیکنان بدون حد و مرز و البته برنامه خاصی و عجبا که باشگاههای ایران نیز به این طوفان تن میدهند و بر رونق آن میافزایند. فصل نقل و انتقالات حکم دروازه بیدروپیکری را دارد که همه از آن عبور میکنند بدون اینکه فیلتری در کار باشد و نتیجه همین میشود که میبینیم!
تعداد قابلتوجهی بازیکن در هر تابستان باشگاه خود را عوض میکنند و از تیمی به تیمی دیگر و شهری به شهر دیگر میروند، بدون اینکه نیازی باشد و یا درپس جابهجایی، تفکر و اندیشهای احساس شود و یا در پسامد آن، اتفاق مهمی رخ دهد. اساساً فلسفه نقل و انتقالات رفع نقاط ضعف و پر کردن حفرههای خالی و تقویت مجموعه تیم است. نکته مهمی که در فوتبال ایران و در الگوریتم پیچیده فصل نقل و انتقالات هیچ جایگاهی ندارد. مشتی بازیکن می آیند و می روند، بدون اینکه در ساختار تیم از لحاظ فنی اتفاقی بیفتد؛ آنچه مصداق عینی تعویض صفر با صفر است!
نتیجه همین میشود که میبینیم. هر فصل مشتی بازیکن جابهجا میشوند، بدون آنکه نیازی باشد و یا اساساً تفکر و ذهنیتی پشت آن نهفته باشد، جز اینکه فصل به فصل قیمتها بالاتر میرود و جیب دلالان پرتر میشود!