ورزش؛ غریبهای آشنا!
تنور انتخابات ریاستجمهوری داغ و شمارش معکوس برای انتخاب رئیسجمهور بعدی آغاز شده است. کاندیداها از شهری به شهر دیگر میروند؛ سخنرانیها و خطابههای پرشور و حتی حماسی میگویند و از هیچ وعده و وعیدی کوتاهی نمیکنند تا بلکه بر تعداد طرفداران و آرای خود بیفزایند و از رقبا پیشی بگیرند. مطلع همه این تبلیغات اما در مناظرات پرسروصدا و پرحادثه صدا و سیما خلاصه میشود.
مناظراتی که امسال برخلاف دوره پیشین، همه هشت کاندیدای حاضر را سر میز مناظره نشاند تا آنها در پیشگاه ملت بهتفصیل از برنامههای راهبردی و راهبری خود برای اصلاح امور و اداره مملکت سخن بگویند. سه دور مناظره چند ساعته که سوژه هرکدام بر روی یک محور خاص متمرکز شده بود، فرصتی مناسب بود تا مدعیان صندلی اول شخص اجرایی کشور از اهداف و برنامههای خود سخن بگویند و دورنمای دولت احتمالی خویش را عیان کنند. برنامههایی طویل و دراز و البته خوشرنگولعاب که نشان میداد کاندیداها با دستانی پر و ساعتها مطالعه و مشاوره به کارزار انتخابات آمدهاند؛ اما افسوس که در این زونکنها و پوشههای قطور انتخاباتی هر کاندیدا، جایگاه حوزه کلیدی و مهمی چون ورزش و البته جوانان خالی بود. کاندیداها هر کدام بهتفصیل ساعتها درباره برنامههای خود و حوزههای مهم و کلیدی نظیر اقتصاد، فرهنگ و هنر، بهداشت و درمان، عدالت اجتماعی، سیاست داخلی و خارجی و... صحبت کرده و راهکارهای خود را ارائه دادند؛ اما در این میان هیچکس از ورزش سخن نگفت و حتی اشارتی کوچک و کوتاه نیز به آن نداشت.
ظاهراً مقوله مهم و کلیدی ورزش نزد کاندیداها آنقدر ارجوقرب ندارد که حتی چند دقیقه، بهطور نمادین و فرمالیته هم که شده، به این مقوله کلیدی بپردازند. مدعیان صندلی ریاست ساعتها وقت خود را به مباحث دیگری اختصاص دادند و حتی از نبشقبر اتفاقات و اختلافات گذشته کوتاهی نکردند، اما حتی ثانیهای درباب ورزش و برنامههای درنظرگرفتهشده برای آن سخنی بهاختصار بیان نکردند؛ آنچه نشاندهنده نگاه انفعالی همه کاندیداها به مقوله مهمی چون ورزش و البته حوزه جوانان است. فراموش نکنید که وزارت ورزش و جوانان که در دولت دهم تأسیس شد، یکی از وزارتخانه های کلیدی و محوری در دولت محسوب میشود که متولی امور ورزش و حوزه جوانان در ایران بهشمار میآید، اما ظاهراً آقایانی که بهشدت روی آرای این دو قشر کلیدی و تأثیرگذار جامعه، یعنی ورزشکاران و جوانان، برای پیروزی در انتخابات حساب باز کردهاند و میکوشند به هر نحوی شده بخشی از بدنه این دو قشر فراگیر در جامعه را با خود همراه سازند، هیچ برنامهای برای اقشار این دو حوزه ندارند!
این در حالی است که ورزش امروزه در جهان جایگاهی رفیع و کلیدی دارد و در مناسبات جهانی نقش عمدهای ایفا میکند؛ بهگونهای که سیاستمداران در لابهلای همه دلمشغولیها و دغدغههای خود از توجه به ورزش غافل نیستند و حتی در بزنگاههای کلیدی سرسپردگی و شیفتگی خود را به ورزش بروز میدهند و از آن هیچ ابایی ندارند. اما در ایران کاندیداها حتی به خود زحمت نمیدهند چند دقیقهای درباره ورزش صحبت کنند. این نکته مغفول و به شدت کلیدی شاید پاسخ درجا زدن و عقب ماندگی ورزش ایران در تمام سالهای بعد از انقلاب باشد. در حقیقت دولتمردان ما هنوز به مقوله ورزش نگاه خریدارانه و جدی ندارند و از اهمیت آن غافلاند و نتیجه همین میشود که ورزش ایران به اندازه پتانسیل و ظرفیتهای خود نتوانسته پیشرفت کند.