رنج نامه ای به برادر انقلابیمان دکتر سعید جلیلی

آقا سعیدی که می شناختم/آقا سعیدی که می بینم

|
۱۳۹۲/۰۳/۲۲
|
۱۹:۲۱:۵۹
| کد خبر: ۱۲۵۸۸۰
آقا سعیدی که می شناختم/آقا سعیدی که می بینم
از قول من به رئیس ستادت بگو مدتهاست دوران سلب و تکفیر دیگران تمام شده است، امام صادق(ع) زندیق را هم به حجره پذیرفتند و با او حرف زدند، اینان که همه درون نظام هستند.

به گزارش سرویس سیاسی برنا، یکی از مخاطبان، یادداشتی را خطاب به دکتر سعید جلیلی در اختیار ما قرار داده است که عینا آن را در زیر مشاهده می کنید:

 آقا سعید سلام
دراین روزها هرچه به زمان برگزاری انتخابات نزدیک ترمی شویم هرازچندگاهی این آرزو را باخود زمزمه می کنم که ای کاش اصلا وارد این عرصه نمی شدی تا هنوز هم می توانستم سرم را بلند کنم و بگویم آقا سعید جلیلی حسابش از دیگر انقلابی ها که تنها مدعی آن هستند جداست این که این نامه را خطاب به شما می نویسم از این جهت است که دیگر دوستان حاضر دراین عرصه را قبلا آزموده ایم ولی حساب شما برایم فرق می کند. این چند خط را نه به دید سیاست بخوان و نه به دید جریان سازی جدید دیگری. تنها به عنوان یادداشتی که یک جوان نسل سومی برای شما می نویسد و شخصیتا به شما علاقه مند است.
من مدتهاست که با تهمت شنیدن عجین شده ام و چه زیباست که وقتی برای رهبرم برخلاف همه جریان های سیاسی شمشیر بزنم، مرا ضد ولایت می خوانند، چون این دقیقا یعنی برعکس ادعای آنها عمل کرده ام.
روزی که پا درعرصه انتخابات گذاشتی تنها وتنها نگرانیم این بودکه نکند همان ها که پیش تازان دفاع از علمدار 84 بودند و امروز شمشیر برایش تیز کرده اند با تو نیز آنگونه کنند و با همه خوبی هایی که دارای قطعا خودت هم قبول می کنی که نه تحمل احمدی نژاد را داری و نه حاضر جواب بودن او را، تقوا هم که فقط خدا از آن آگاه است پس کار شما به مراتب سخت تر ازاسطوره 84 خواهد بود و همان روز گفتم، سعید حیف بود و آرزو کردم که تصمیمت تغییر کند.
تا همینجای کار، این چند خط کافیست تا دوستانت در رسانه ها و ستادهایت که قلبا با تو نیستند و من خیلی بیشتر از آنها به تو علاقه مندم، مرا لیدر جریان تردید و حتما درشاخه دانشجویی بنامند وشاید هم مبدع جریان احساس سازی. نمی دانم ولی اینقدر این روزها بازی با الفاظ و پیدا کردن لغوی آن در بیانات رهبری عزیز و شاخص سازی با بیاناتایشان فراگیر شده است که حتی خوب هایی مثل شما نیز باحفظ احترام در آن قرارگرفتند. کلمه ای به نام تردید از بیانات آقا استخراج می شود و بعد از آن جریان سازی می شود. یعنی رهبر انقلاب خود جریان شناس نیستند؟ و از نگاه دیگر بر فرض وجود چنین جریانی، آیا الم جدیدی مثل جریان انحراف نیست تا در پس آن فتنه فراموش شود؟ پس اگر قرار است مسائل را اصلی فرعی کنیم دیدیم که امروز هم آقا باز از فتنه گفتند، فتنه ای که در پس اخبار انحراف و اینروزها تردید در این فضای بی اخلاق رسانه ای گم شده است و به وضوح می بینیم که دست های پشت صحنه آن گام های خوبی به سمت راس اجرایی کشور برداشته اند.
اینقدر درسینه حرف برای گفتن دارم ودقیق به یاد آن لحظه ای افتادم که بلا تشبیه حضرت امیر(ع) دستان ابوذر را گرفت وگفت سینه ام پر ازاسرار است و کسی نیست که به او منتقل کنم. احتمالا با زدن این مثال از طرف دوستانت به لیدرجریان اسطوره سازی هم تبدیل خواهم شد و بلاتشبیه را برای همین آوردم.
آقا سعید
ای کاش فضا برمی گشت و تو را با همان چمدانی که خودت در سفرها حمل میکنی می شناختم، با پراید سوار شدنت، با جای مهرزیبایت که دوستانت دربرخی پوسترها آن را روتوش کرده اند ولی من آقا سعید را بدون روتوش می شناختم. نگذار بین تو و مردم حائلی از افراد جریان ساز باشد که والله نه صدقی در نیتشان می بینم و نه خیری در کلامشان.
با خودم می گویم چه شده است که شما در این چند مدت  مسئولیتت تا به حال انحرافی ندیده اید و سکوت کرده اید و حال درفضای انتخابات متوجه آن شدید؟
شاید باور نکنید که به همان میزان که آینده انقلاب برایم مهم است، آینده آنانی که نام گفتمان آن را به دوش می کشند نیز برایم مهم است و این روزها شما در مصداق آن قرار گرفته اید، پس وظیفه ات سنگین است اگر حرفی بزنی که تاملی قبلش نباشد.
کلامم را کوتاه می کنم چرا که این روزها دفاع از گفتمان انقلاب، اتهام است وپرهیز از آن "اجتنب من مواضع التهم" اما تو را به خدا قسمت می دهم نگذار اطرافیانت در زمینی تو را بازی دهند که همان که به خاطرش آمدی طراحی کرده است.
آقا سعید تو را به لبخند قشنگت که به آن می شناسمت، یکبار دیگر به حافظه تاریخی خود رجوع کن و ریشه این جریان سازی های قارچ گونه را استخراج کن.
مگر همه جا نگفته ای شاخصت ولی امیر مسلمین است؟ مگر در مقابل آن دانشجویی که تو را به قرآن قسم داد نگفتی امیدوارم هرگز از مسیر ولایت فاصله نگیرم؟ پس یکبار این عرض مرا با خود مرور کن:
4 سال از زمان فتنه می گذرد و رهبر انقلاب هنوز هم به آن اشاره می کنند. آقا سعید، شاخص ما فقط و فقط آقاست و نه ما سوای ایشان، این که آقا با گذشت چهار سال هنوز هم از فتنه می گویند یعنی نگذارید فتنه فراموش شود، پس شما نیز به این کج اندیشی بدخواهان کمک نکن، این جریان سازی هایی که هیچ شاخصی از آنها در بیانات رهبر انقلاب نمی توان یافت.
خیلی دوست داشتم تا در حرفهایت تنها یکبار به یکی از مواضع رهبری عزیز در باب وجود جریانی به نام انحراف صحبت کنی، اهل توصیه نیستم اما پیشنهاد می کنم کمی اخبار را در گذشته تورق کنی و ببینی که مبدع جریان انحرافی چه کسی بود؟ و چه خوب با آن سرپوش بر آتش فتنه گذاشت. مگر رهبر انقلاب نفرمودند:
"اگر به نام عدالت‌خواهی و به نام انقلابی گری، اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر کرده‌ایم؛ از خط امام منحرف شده‌ایم. اگر به نام انقلابیگری، به نام عدالت‌خواهی، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به کسانی که از لحاظ فکری با ما مخالفند، اما میدانیم که به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت کردیم، آنها را مورد ایذاء و آزار قرار دادیم، از خط امام منحرف شده‌ایم"
یکبار هم با این دید به انحراف واقعی نگاهی بینداز، اصلا آیا می دانستی آقا چنین فرمایشی هم داشته اند؟ رسانه ها اجازه داده بودند کسی بفهمد؟ دوستانت چی برایت گفته بودند؟

مگر ایشان نگفتند مسائل را اصلی فرعی کنید؟
حالا ما هنوز سر جعلی بودن جریان انحرافی بحث داریم شما حرف از جریان تردید می زنی؟
اصل بحث من بر وجود یا عدم وجود تردید نست؟ بله واقعا عده ای در پیری دچار تردید می شوند ولی این جریان سازی ها فقط و فقط باعث می شود تا یادمان برود سال 84 بر سر این مملکت و مردمش چه آوردند؟ به خدا با اینکار تنها به نفع همانکه می دانی کیست بازی می کنی.
جناب دکتر جلیلی
یادت باشد این ایام در دو مورد ولایت پذیر نبودی و با رها آن را تکرار کردی می دانم که فکر می کردی حرفت در مسیر دیدگاه آقاست و خوبتر می دانم که با بیان این حرف ها متهم می شوم به سوپرلیدر جریان کل جریان ها، اما به خدا، به همان پایی که در روزهای دفاع از اسلام هدیه کردی، فقط دلم برای آقایمان می سوزد که چقدر در بین مدعیان دفاع از او غریب است.
اما آن دو مورد چه بود؟

آمدی و از مکتب ایرانی گفتی و آن را در مقابل گفتمان انقلاب قرار دادی
یادت هست آقا گفتند من برداشتم این نیست که با مکتب ایرانی می خواهند ایران را جلوی اسلام قرار دهند؟ اصلا می دانستی آقا چنین حرفی زدند؟
آمدی و گفتی یکنفر از دوستی با مردم اسرائیل سخن گفته است. گفتی و آن را به شدت کوبیدی. بله حرف غلطی بود اما آیا یادت هست آقا گفتند یک نفر یک حرف غلطی زد و تمام شد و بیشتر از جنجال آفرینان ابراز ناراحتی کردند تا گوینده آن حرف؟ مگر آقا نفرمودند تمام شد؟؟ پس چرا بازگفتی؟
یعنی این معادله که با حفظ ادب دارند تو را هم در زمین خودشان بازی می دهند فهمیدنش این قدر سخت است؟؟
من نه مدافع مکتب ایرانم و بحثم این چیزهاست. حرفم این است آقا سعید، شاخص هایت را فقط از آقا بگیر نه از دوستانت و نه اصلا از ما سوای آقا.
در آخر هم از قول من به رئیس ستادت بگو مدتهاست دوران سلب و تکفیر دیگران تمام شده است. امام صادق(ع) زندیق را هم به حجره پذیرفتند و با او حرف زدند اینان که همه درون نظام هستند.

آقا سعید یادت نرود
در جامعه ای که ولی فقیه حکومت می کند، تبعیت از فلان سردار، فلان آیت الله ، فلان... یعنی تبعیت از ولایت طاغوت و این شاید گذار سوم انقلاب باشد.

دوستدارت
یک انقلابی غیر دیپلمات



نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر