مهارتهای فردی و تواناییهای اجتماعی را تقویت کنید
خبرگزاری برنا-افسردگی و اضطراب جزو اختلالات روانپزشکی محسوب میشوند و مانند بسیاری دیگر از این اختلالات که ممکن است افراد مبتلا شوند، علتهای چند گانهای دارد. ما در روانپزشکی معمولا از اصطلاح بیوسایکوسوشیال استفاده میکنیم، یعنی اختلالات روانپزشکی در هر سه بعد بیولوژیک، روانشناختی و اجتماعی ریشه دارند. بنابراین در پیشگیری و درمانشان هم باید همه ابعاد در نظر گرفته شود.
منظور از بعد زیستی این است که افراد ممکن است به دلایل بیولوژیک مستعد ابتلا به اختلالات باشند. مثلا اگر در خانواده کسی با سابقه اضطراب و افسردگی وجود داشته باشد، آمادگی و استعداد بیماری به صورت ژنتیکی منتقل میشود و احتمال بیشتری دارد که فرد به این اختلالات مبتلا شود. در عملکرد زیستشناختی مغز ممکن است تغییراتی اتفاق بیفتد و به شکل افسردگی و اضطراب بروز کند.
بعد دوم، بعد روانی و ابعاد شخصیتی فردی است که ممکن است برخی را مستعد کند که در رویارویی با عامل ناخوشایندی در زندگی دچار اختلال شوند. اگر این افراد زمینه بیولوژیک را هم داشته باشند، زودتر دچار بیماری میشوند. نوع تربیت فرد از دوران کودکی و ارتباطاتش با محیط، به خصوص محیط اولیه خانواده که بسیار تاثیرگذار است، در شکلگیری شخصیت و ساز و کارهایی که فرد در مواجهه با استرس به کار میبرد اهمیت دارد. فاکتورهای فردی و روانشناختی که هر کدام از ما داریم و ممکن است بعضی از ما را مستعد اختلالات کند و توان کمتری در مواجه با مسائل داشته باشیم. در مقابل برخی هم از ابزارهای قویتری در رویارویی با مشکلات برخوردارند.
سومین بعد اختلالات، بعد اجتماعی است که شامل ابعاد اجتماعی کلان مثل فقر، بیکاری، تبعیضهای مختلف و فصله طبقاتی میشود و هر یک از این عوامل میتوانند به عنوان عامل استرسزا مطرح باشند. ابعاد خرد اجتماعی هم ممکن است به وضعیت فرد درون خانواده، مدرسه و اجتماعهای کوچک برگردد. که ممکن است به وضعیت فرد درون خانواده و اجتماع یا مدرسه برگردد. اگر بخواهیم به شناخت پیشگیری و درمان اختلالات اضطراب و افسردگی برسیم باید هر سه این ابعاد را بشناسیم.
در تجربه برخورد با بیماران جوان میتوان گفت عوامل مختلفی باعث بروز اختلالات در آنها میشود و هر سه این فاکتورها را تا حدودی در افراد میبینیم. مثلا اگر فردی زمینه خانوادگی ابتلا به افسردگی داشته باشد و توانمندیهای اجتماعی خودش هم کم باشد و در شرایط استرس کنکور قرار بگیرد، هر سه عامل به شعلهور شدن این بیماری کمک کرده است.
آنچه در کار بالینی بیشتر با آن مواجه میشویم، بعد روانشناختی است که اهمیت بسیاری دارد. فرد برای اینکه بتواند در برابر شرایط استرسزا مقاومت کند باید تواناییهایی به دست آورده باشد. تحمل شکست خوردن، که ممکن است بعضی خانوادهها با حمایت بیش از حد به بچه یاد ندهند و جوان هیچ وقت با آن رو به رو نشود و منجر به این میشود که فرد نتواند با تجربههایی که در زندگی دارد کنار بیاید. بخشی از مساله هم ناشی از تواناییهای اجتماعی است که ممکن است افراد نداشته باشند و وقتی از خانواده به محیط بزرگتری مثل دانشگاه و محل کار وارد میشوند به مشکل میخورند. توانایی ارتباط برقرار کردن، مدیریت روابط، نه گفتن و ابراز وجود کردن قاطعانه، مجموعهای از روابط اجتماعی است که اغلب این افراد ندارند. بنابراین برای پیشگیری از بیماریهای روانی باید این تواناییها را در خود تقویت کنیم. مسائل اجتماعی، بیکاری، شکاف طبقاتی و انواع تبعیضها نیز در عمل دیده شده که بسیاری از افراد را در معرض بیماری قرار دادهاند و در ابتلای افراد به افسردگی و اضطراب موثر بودهاند.