نشست ادبی ˝شگردهای زبانی جویس؛ تفسیری بر اولیس˝ در شیراز برگزار شد

|
۱۳۹۲/۱۱/۰۷
|
۰۱:۰۸:۳۸
| کد خبر: ۱۶۰۲۱۹
نشست ادبی ˝شگردهای زبانی جویس؛ تفسیری بر اولیس˝ در شیراز برگزار شد
به همت معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی فارس وانجمن داستان حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی استان، نشست ادبی «شگردهای زبانی جویس: تفسیری بر اولیس» در حوزه هنری برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری برنا از فارس، در این نشست سید محمد برفر نویسنده و مترجم و عضو هیئت علمی جهاد‎دانشگاهی فارس، با اشاره به این که دهه‎ی ‎دوم و سوم قرن بیستم را باید دهه‎‎‎های آفرینش برجسته ترین آثار تاریخ ادبیات معاصر جهان نامید، اظهار داشت: شعر بلند «سرزمین هرز» تی اس الیوت، «به سوی فانوس دریایی» ویرجینیا وولف، «دلباخته لیدی چترلی» دی اچ لارنس و سرانجام، «اولیس» و «شب زنده داری فینگان ها»ی جویس از آثار شاخصی هستند که چهره‎ی ادبیات دهه‎های آغازین قرن بیستم را متحول ساختند.

وی افزود: از ویژگی‎های آثار یاد شده، یکی نوآوری‎های تکنیکی آنهاست که فصل متمایزی را در تاریخ ادبیات غرب رقم می‎زند.

این منتقد ادبیات و سینما ادامه داد: در میان این آثار، اولیس و دلباخته لیدی چترلی به دلیل تابوشکنی‌های خود بیش از همه چالش برانگیز بودند. هرچند واپسین اثر لارنس، به هیچ عنوان عمق و ژرفای اولیس را ندارد.

برفر ضمن بیان خلاصه‌ای از دو کتاب، افزود: کنستانس(کانی) – شخصیت زنِ محوری دلباخته‌ی لیدی چترلی- را شاید از یک نظر بتوان با مالی بلوم _ شخصیت زن اولیس،_ مقایسه کرد، هردو زن به جستجوی رهایی‎اند و هردو، در آتش شوری درونی می‎سوزند و ما، رهایی آنان را در پایان دو کتاب به دو شیوه متفاوت می‎بینیم. کانی، ملک اشرافی شوهرش‎، سر کلیفورد، را در راگبی هال ترک می‎گوید تا به همراه شکاربان همسرش، ملورز، زندگی جدیدی را آغاز کند و مالی خود را در اپیزود نهایی کتاب(پنلوپ)به دست جریان خودانگیخته‎ی ذهنش می‎سپرد. اما تفاوت در اینجاست که مالی در پایان این مکاشفه به سوی شوهرش، لئوپولدبلوم، باز می‎گردد. چرا که بلوم تنها مردی است که زیر و بم شخصیت مالی را به خوبی می شناسد و تک گفتار درونی مالی نیز با خاطره ی او از نخستین رابطه عاشقانه اش با بلوم به پایان می رسد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: اما تفاوت عمده در اینجاست که در رمان جویس، با توجه به ساختار پیچیده و چند لایه آن، مالی شمایلی اسطوره‌ای می‌یابد؛ الهه‌ی زمین، و به گونه‌ای کهن الگوی زنانگی. خصلتی که کانی از آن بی‌بهره است. خلاصه آن که معشوق لیدی چترلی در نهایت مرثیه‌ای می‌شود بانگلستان کهن و زندگی شبانی. که صنعت رفته رفته آن را به تاراج برده و اولیس، شعر بلند منثوری در رثای نوع بشر.

عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی فارس با اشاره به این که اولیس پس از شب زنده‌داری فینگان‎ها‎، پیچیده‌ترین رمان تاریخ ادبیات جهان است، گفت: سایه روشن‎های زبانی و بازی های نفس گیر آن، اولیس را نیز چون شب زنده داری فینگان‎ها، اثری دیریاب و دست گُریز می‌کند. البته در بیداری فینگان‌ها، به دلیل آن که ماهیتا" کتاب خواب و رؤیا است، این بازی‌های زبانی به اوج خود می‎رسد.

این نویسنده و مترجم تاکید کرد: به کارگیری زبان ناخودآگاه و ارجاع مکرر به اساطیر و متون ادبی، البته در هردو اثر کارکرد دارد.

وی بااشاره به این که اولیس صرفا" نقیضه‌ای بر اودیسه هومر نیست و پس زمینه‌های ادبی دیگری نیز دارد، گفت: کمدی الهی دانته، ‌بخش دوزخ (Inferno)، هملت شکسپیر، لیسیداس میلتون و حتی شعری از ویلیام بلیک را می‌توان از جمله الهامات ادبی جویس در آفرینش اولیس دانست.

وی با اشاره به این که اولیس با توجه به نظریه ی باختین، یک رُمان چند صدایی(Polyphonic) است،افزود: جویس در روایت این رمان غبطه برانگیز، تکنیک های هنرمندانه ی زیادی را به خدمت گرفته که یکی از آن‎ها فوگ (Fugue) است که به ویژه با استفاده از فُرم موسیقی باخ در اپیزود «سیرن»‎ها کاملا" مشهود است.

این مترجم سینما و ادبیات با ذکر این که وسوسه آفرینش «شب زنده داری فینگان‎ها»، واپسین اثر جویس، از همان زمان کار روی اولیس، جویس رادرگیر کرده بود، گفت:جویس، چهارده سال را مصروف آفرینش اثرخود نمود و سرانجام، در 1939 آن را به دست چاپ سپرد؛ اثری که در آن تاریخ، اسطوره و ادبیات، به هم آمیخته است.

وی ادامه داد: شب زنده داری فینگان‎ها روایت فردی نروژی یا نروژی تبار موسوم به ارویکر است که در دابلین زندگی می کند . او ازدواج کرده و دارای دو فرزند است. محبوبه ی ارویکر‎، آنالیویا پلورابل، در عین حال هم ایزولده است، هم رود لیفی و هم حوا؛ همچنان که خود ارویکر را می توان تمثیلی از آدم دانست.

برفر افزود: یکی از فصولی که جویس به شدت به آن می‌بالید، فصل «آنالیویا پلورابل» است که پیش از درآمدن کتاب از چاپ، جداگانه نیز منتشر شده بود. این فصل، یک قطعه‎ ی شاعرانه بلند است که بُنیاد آن برگفتگو نهاده شده است: گفتگوی دوزن رختشوی که کنار رود لیفی نشسته اند و در همان حال که لباس‎های شخصیت های اصلی داستان( ارویکر و آنالیویا) را می شویند، پیرامون آنها شایعه می پراکنند. تدریجا" که هوا تاریک می شود،‌چشم انداز اطراف محو می گردد ، و دوزن به زحمت قادر به تشخیص پیرامون خود می شوند. با فرارسیدن شب، باد نیز شروع به وزیدن می کند و زوزه ی آن گفتگوی دوزن نامفهوم و نامفهوم تر می کند. در نهایت، دو رختشو ، خود بخشی از چشم انداز می شوند؛ یکی سنگ و دیگری رخت نارون.

وی افزود: در پایان این فصل (فصل هشتم از کتاب نخست)، دو زن رختشو، داستان شم و شاون(پسران ارویکر) را روایت می کنند و به این طریق وارد کتاب دوم می شویم که داستان شم و شاون است.
گفتنی است، با توجه به گستردگی بحث، ادامه‌ی این گفتار به جلسه آینده انجمن موکول شد، که قرار است بخش‌هایی از اولیس، توسط محمد برفر قرائت، ترجمه و تفسیر همزمان، شود.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه