با بارش برف؛

اردبیل روسفید شد/ کاشت لبخند بر لبان کشاورزان

|
۱۳۹۲/۱۱/۱۲
|
۱۹:۱۶:۳۵
| کد خبر: ۱۶۱۸۹۳
اردبیل روسفید شد/ کاشت لبخند بر لبان کشاورزان
با آغاز چله کوچک و بارش برف در سطح استان، اردبیل در دهه دوم بهمن ماه بار دیگر روسفید شد.

به گزارش خبرنگار برنا از اردبیل، با ورود سیستم بارش برف از ساعات آغازین 11 بهمن ماه به سطح استان اکثر نقاط این استان لباس سفید به تن کرد.

بارش برف که با تغییر ناگهانی دما در عصر روز پنجشنبه آغاز شده همچنان ادامه داشته و اکثر شهرستان های استان اردبیل از این بارش بهره مند بوده و لبخند را بر لبان کشاورزان به ویژه کشاورزان دیم کار کاشت.

تردد ماشین ها کم شده و همه جا به زمینی برای بازی تبدیل شده است، دیگر در خیابان ها خبری از ترددهای پرترافیک روزهای دیگر نیست بلکه تردد گلوله برفی پرترافیک است! هر کسی گلوله برفی به سمت دوست خود پرتاب می کرد و هیچ ابالی هم از خوردن گلوله برفی ندارد.

در هر کوی و برزنی که نگاه می کنی نوجوانان و جوانانی را می بینی که برف بازی می کنند، سر می خورند، آدم برفی درست می کنند، می دوند، شادی می کنند، برف را بر سر و روی هم می ریزند، انگار برف بهانه ای شده برای شادی کردن نوجوانان و جوانان اردبیلی.

شادی که خیلی وقت بود در کوچه و بازار معنی خود را از دست داده بود و نوجوانان و جوانان در زندگی روزمره غرق شده بود اما این بار غرق در نشاط بودند.

نشاط و شیطنت جوانان و نوجوانان لبخند را روی لبان هر رهگذری می کارد!

کشاورزان روزهای خوشی را برای زمان برداشت می بینند، برف را نعمتی الهی می دانند و شکر می کنند که زمستانشان پربرف است.

پیرمرد دستش را به سمت آسمان بلند می کند: «خدایا شکرت که این نعمت را به ما ارزانی دادی».

پیرمرد از دیدن بارش آرام برف خوشحال می شود! خوشحالیش نه به خاطر تعطیلی مدرسه است و نه برای سرسره بازی. پیرمرد لبخندهایش را برای فصل برداشت محصول تمدید می کند.

آینده را می بیند و خوشحالی خانواده هایی که در زمان برداشت محصولات کشاورزی شکر نعمت کنند با وجود تمام حسو حتی لمس می کند.

او با کشاورزی روزگار گذرانده و موهای خود را سفید کرده است و می داند که بارش برف یعنی برداشت بیشتر محصولات کشت شده در اراضی دیم کشاورزی است.

تنها منبع درآمد
خودش را «حبیب الله» معرفی می کند که در روستای اطراف جعفرآباد 5 هکتار زمین کشاورزی دیم دارد که هزینه کل زندگی دوران پیری خودش و خانمش را از این طریق تامین می کند.

او برف را نعمت الهی می داند که دیم کاران را پیش خانواده اشان رو سفید می کند و ادامه می دهد: کشاورزی تنها راه ارتزاق برای امثال من است که دیگر توانایی کار کردن را ندارند و چون اراضی آبی نداشته و تنها دیم کار هستند امیدی جز امید به خدا ندارند.

حبیب الله برداشت محصول از اراضی دیم را لطف الهی دانسته و اضافه می کند: اگر عنایت خداوند نباشد هیچ امیدی به برداشت محصول از اراضی دیم وجود ندارد اما خداوند هیچ وقت امثال ما را ناامید می کند و هر سال بر نعماتش در این اراضی می افزاید.


به یاد دوران کودکی 
5 نفری در بلوار معلم برف بازی می کنند، انگار سردی زمستانه گرمی نشاط را به آنها هدیه داده است. نزدیکشان می شوم. می گویم آماده هستم که یک نفری با 5 نفر شما رقابت کنم! قبول می کنند.

هنوز سومین گلوله برفی خود را پرتاب نکرده ام که گلوله بارانم می کنند. دست هایم را به نشانه تسلیم بالا می برم.

خودم را خبرنگار برنا معرفی می کنم و از دلایل نشاطشان می پرسم که قابل پنهان کردن نیست. یکی خود را «داور» دانشجوی مدیریت معرفی می کند.

داور از برف بازی به عنوان خاطره همیشه ماندگارش سخن به میان آورده و اضافه می کند: برف بازی در کودکی یکی از بازی های هیجان انگیز آن دوران بود که همیشه در ذهن ما ماندگار شده است.

این جوان اردبیلی ادامه می دهد: چند سالی بود که اردبیل به این اندازه برف نباریده بود که با دیدن این برف خاطرات کودکی زنده شد و با دوستان برای برف بازی قرار ملاقات در پارک را گذاشتیم.

وی با بیان اینکه کمتر برفی در اردبیل دیده می شود که چنین آرام و نشاط بخش باشد، تصریح می کند: معمولا بارش برف در اردبیل با بادی همراه است که این وضعیت مردم را خانه نشین می کند اما برف آخر پاییزی به صورت ملایم می بارد که ناخودآگاه هر نوجوان و جوانی را به سمت برف بازی سوق می دهد.

دوستان دیگر داور هم هم عقیده با وی بوده و افزودند: به خاطر برف بازی حدود یک کیلومتر مسیر خانه تا پارک را پیاده آمدیم تا به هیجان انگیزترین بازی دوران کودکی خود بپردازیم و از این برف بازی لذتی می بریم که در هیچ چیزی وجود ندارد.

آدم برفی بزرگتر از سازنده
اما کمی آن سوتر در داخل کوچه یک کودک به همراه نوجوانی دیده می شود که مشغول درست کردن آدم برفی هستند و این کار را با دقت کودکانه خود ادامه می‌دهند.

نزدیک می شوم، مراحل پایانی را طی می کنند، کودک را به خانه می فرستد تا بطری نوشابه آورده و دست های آدم برفی را با بطری بسازند، نوجوان اما دنبال 2 تکه از شاخه و برگ درخت است تا شاخی برای آدم برفی درست کنند.

اسمشان را که می پرسم خودشان را امیر مهدی و امیر حسین معرفی می کنند. هر 2 برادر بوده و اولی کلاس اول دبیرستان و دومی کلاس دوم ابتدایی است.

علت درست کردن آدم برفی را که می پرسم، می گویند آدم برفی را دوست دارند به همین دلیل این آدم برفی را درست کرده اند.

از آنها می پرسم که نمی ترسید سرما بخورید؟ امیر حسین با زبان کودکانه خود گوی جواب دادن را از امیر مهدی می رباید و می گوید: مامانم کاپشن، کلاه و شال گردن مرا محکم کرده تا سرما نخورم.

وقتی به امیر حسین می گویم که آدم برفی از خودت بزرگتر است، می خندد و می گوید: دوست داشتیم آدم برفی بزرگی درست کنیم اما چون آدم برفی بزرگ سنگین بود زورمان رسید تا برف را روی هم گذاشته و آدم برفی بزرگی درست کنیم.

شادی و سروری که نعمات الهی می تواند در دل نوجوانان و جوانان اردبیلی ایجاد کند هیچ چیزی نمی تواند جایگزینش شود به همین دلیل است که نوجوانان و جوانان اردبیلی برف بازی را به خانه نشینی و بازی های کامپیوتری ترجیح داده اند.


نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه