یادداشت تکان دهندهای که هیچگاه منتشر نشد
مسعود ابراهیمی-دبیر گروه شوک و روزنامه ایران یادداشتی با عنوان اعتراف به اشتباه، با موضوع واکنش رسانههای درباره مرگ حادثه عاملان حادثه زورگیری خشن خیابان خردمند جنوبی نوشت. این یادداشت که هیچگاه اجازه انتشار نیافت در شبکه های مجازی میان همکاران و خوانندگان او دست به دست شد.از این رو تصمیم گرفتیم تا یادداشتی را که هیچگاه منتشر نشد را در این خبرگزاری به اشتراک گذاریم.
....
تعجب نکنید،24 سال است که در بخش حوادث به صورت تخصصی فعالیت کرده ام و تلخ و شیرین های بسیاری داشتم.
و اما چرا اعتراف به اشتباه؟! در مدت فعالیت تخصصی ام در حوادث و روزنامه نگاری همه روزه با اخبار و حوادث زیادی روبه روشده ام که هر وقت درمورد آنها فکر می کنم،با خود می گویم آیا در این همه گزارش های حوادثی من به عنوان روزنامه نگار به حق کسی لطمه زده ام؟یا آسیبی از سوی من در نقش خبرنگاربه کسی وارد شده است؟!وسوال های مشابه دیگری که همیشه در ذهنم رژه می روند.این ها در حالی است که همیشه سعی داشته ام همه جوانب اخبار را در نظر بگیرم در صفحات حوادث روزنامه ایران همیشه با هدف گذاری پیش رفته ام که در خیلی از موارد باعث امید بخشی به زندگی ها و نجات انسان ها از خطرات، سیاهی هاو... شده ایم اما بایداعتراف کنم تنها در یک مورد که بر امواج اخبار رسانه ها پیش رفتم اشتباه کرده ام که البته شاید تاثیرگذاری من در آنحادثه و سرنوشت عاملان آن ناچیز بود، اما اگردر مرگ عاملان حادثه تاثیر کوچکی نیز گذاشتم اعتراف می کنم که اشتباه کردم چون آنها قربانی یک جریان سازی شدند و نباید به این مجازات سنگین محکوم می شدند.حتماً خاطرتان است ماجرای جولان زورگیران خشن خیابان خردمند جنوبی که فیلم آن در دنیای مجازی انتشار یافت و عکس حادثه و جزئیات این زورگیری وحشتناک در روزنامه ایران به چاپ رسید و جریان سازیای درپی داشت. وقتی این زورگیران دستگیر شدند اصلاً تصور نمی رفت آنان محاربه شناخته شدن و به اعدام در ملا عام محکوم شوند.از تاثیر گذاری اخبار روزنامه در پیگیری و دستگیری زورگیران خشنود بودم تا این که شنیدم آنان قرار است اعدام شوند.باورنمی کردم چرا که پرونده های وحشتناکتر وجود داشتند که درآن زورگیران تنها به زندان محکوم شده بودند،همانجا به این که اشتباه کردم و جریان سازی گسترده ای در این زمینه داشته ام پی بردم و همیشه درمرور خاطرات کاری ام به این پرونده که می رسم خودم را سرزنش می کنم واز آن درس عبرتی گرفته ام و امیدوارم این تجربه تلخ را به خبرنگاران تازه کار که روزیشاید دبیر اخبار حوادثی خواهند شد انتقال دهم تا دیگر چنین اشتباهی رخ ندهد!