استاد دانشگاه اصفهان در گفتگو با برنا:

خلاءهای قانونی عامل اصلی حضور گروه‌های فشار است.

|
۱۳۹۳/۰۳/۰۹
|
۱۵:۳۴:۵۶
| کد خبر: ۱۹۱۳۱۵
خلاءهای قانونی عامل اصلی حضور گروه‌های فشار است.
اقداماتی از سنخ اقدامات گروه فشار در هر دورۀ تاریخی توسط شکست‌خوردگانی صورت می‌گیرد، که کوشش آن‌ها در عرصۀ سیاسی برای به دست آوردن قدرت سیاسی و اجتماعی ناکام مانده است.

مسألۀ حضور گروه‌های فشار در هموراه یکی از چالش‌های عمدۀ سیاست ایران بوده است؛ چراکه اقدامات این گروه‌ها که عموماً تحت‌لوای ارزش‌های اسلامی و انقلابی توجیه می‌گردد، هیچ گونه حد و مرزی را پذیرا نیست. اما پرسشی که در این میان هر ذهن کنجکاوی را به تکاپو می‌اندازد این است که زمینه و عوامل موجد حضور و فعالیت این گروه‌ها در فضای سیاسی ایران چیست؟ این دغدغه و دغدغه‌هایی از این دست ما را بر آن داشت تا برای یافتن پاسخ به گفتگو با اهل اندیشه بنشینیم. آن چه در ادامه می‌خوانید مشروح گفتگو با دکتر «مجتبی سپاهی» استاد دانشگاه اصفهان پیرامون مسأله یا به بیان بهتر معضل گروه‌های فشار در سیاست ایران است. 

در ابتدای گفتگو می‌خواهم تعریف شما از گروه‌های فشار را بدانم؟
در تعریف کلی من گروه فشار گروهی است که هیچ‌گونه جایگاه رسمی در حاکمیت ندارد، اما به دلیل داشتن لایه‌هایی پنهان در حاکمیت می‌تواند در عرصۀ تصمیم‌گیری حضوری مؤثر و جدی داشته باشد. اگرچه این گروه‌ها به شیوه‌های گوناگون می‌توانند اهداف خود را دنبال کنند؛ اما عموماً به دنبال اقدامات تبلیغاتی برای اثبات حضور خود در سیاست ایران هستند و این شکل از فعالیت غیر رسمی را بر فعالیت در چارچوب اشکال رسمی و قانونی ترجیح می‌دهند.

به نظر شما علل و عوامل زمینه‌ساز ظهور و بروز این گروه‌ها در فضای سیاسی ایران چیست؟
به اعتقاد من این امر دلایل متنوع و گونه‌گونی دارد؛ اما مهم‌ترین عامل فقدان زمینه‌ها و ساختارهای لازم برای فعالیت نهادمند و مدنی جریان‌های مختلف سیاسی است. فقدانی که بستر لازم را برای ظهور و بروز اقدامات نامشروع و غیرقانونی گروه‌های فشار فراهم می‌آورد.
من عمیقاً بر این باورم که ما تا هنگامی که قانون شفاف و روشنی در این زمینه نداشته باشیم، قانونی که تحت لوای آن افراد، گروه‌ها و جریانات سیاسی بتوانند قانون‌مند فعالیت کنند؛ در نبود چنین قانونی و در عین حال وجود قوانین غیرشفاف که زمینه‌ساز تفسیرهای شخصی و منطبق با منافع شخصی و جناحی است، ناگزیر از پذیرش حضور گروه‌های فشار در فضای سیاسی خود هستیم.
 
به راهکار مدنی و قانونی برای برای کنترل گروه‌های فشار اشاره کردید. مثال بارز و مشخصی در این زمینه می‌توانید ارائه دهید؟
مثال روشن و بارز من در این زمینه نبود احزاب رسمی، ساختارمند و ریشه‌دار است که از یک‌سو بتواند در شکل واسطه‌ای در انتقال خواست‌های مردم عمل کند و از سویی دیگر بر جریان قدرت سیاسی اعمال نظارت کند. در نبود چنین احزابی گروه‌های فشار که غیررسمی و در عین‌حال بدون شناسنامه‎اند؛ میدان‌‎دار اصلی و واسطۀ غیرقانونی و نامشروع میان جامعۀ مدنی و قدرت خواهند بود.
 
برخی افراد گروه‌های فشار را دست‌ساختۀ بخشی از حاکمیت می‌دانند، شما تا چه اندازه با این تحلیل موافقید؟
من شخصاً این تحلیل را که بگوییم برنامه‌ریزی خاصی از سوی بخشی از حاکمیت برای وجود این گروه‌ها وجود دارد، نمی‌پذیرم. به اعتقاد من خلاءهای قانونی زمینه‌ساز اصلی حضور این گروه‌ها در فضای سیاسی است.
 
اگر درست متوجه شده باشم، بحث مشخص شما شناخت و تحلیل بستر و زمینه‌های ظهور و بروز گروه‌های فشار است؟
کاملاٌ درست است. ما باید به سمت تحلیل بستر و زمینه‌های تقویت‌کننده و موجد گروه‌های فشار حرکت کنیم.

اگر بخواهیم به تبارشناسی حضور و ظهور گروه‌های فشار بپردازیم، آغازگاه ظهور این گروه‌ها در فضای سیاسی (پس از انقلاب) را کدام دوره می‌دانید؟
در تمامی دوره‌ها چه در دورانی که اصول‌گرایان در قدرت بوده‌اند و چه زمانی که جریان اصلاحات بر سریر قدرت تکیه زده بود، به نحوی شاهد ظهور و بروز گروه‌های فشار بوده‌ایم. به اعتقاد من گروه‌های فشار در جامعۀ ما مخلوق رقابت تنگاتنگ سیاسی بر سر حضور در قدرت و کنترل آن می‌باشند. اقداماتی از سنخ اقدامات گروه فشار در هر دورۀ تاریخی توسط شکست‌خوردگانی صورت می‌گیرد، که کوشش آن‌ها در عرصۀ سیاسی برای به دست آوردن قدرت سیاسی و اجتماعی ناکام مانده است. به دلیل همان فقدان زمینه‌ها و بستر قانونی این گروه‌ها برخلاف قانون، اصول و قواعد بازی دست به اقدام می‌زنند. همان‌گونه که بیشتر اشاره کردم تنها راه مقابله با این گروه‌ها نیز همان ایجاد بستر مناسب قانونی و نهادی برای کنترل این گروه‌هاست.
خوب به یاد دارم که این گروه‌ها در دوران سازندگی و ریاست‌جمهوری آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در فضای سیاسی آن دوران حضور داشت. در دوران اصلاحات نیز به دلیل اینکه دولت وقت، سیاست‌هایی را دنبال می‌کرد که هم‌راستا با منافع بخش‌هایی از جامعه نبود، این گروه‌ها ظهور و بروز جدی‌تری در فضای سیاسی از خود نشان داد. اگرچه در دورۀ اول احمدی‌نژاد شاهد غیبت گروه‌های فشار در فضای سیاسی ایران هستیم، اما در دورۀ دوم دولت وی نیز شاهد حضور و فعالیت جدی این گروه‌ها بودیم.

منطق و مبنای این گروه‌ها برای توجیه اقدامات‌شان چیست؟
بخشی از جامعه به دلایلی معتقد به ایدئولوژی خاصی است. به زعم آنان این ایدئولوژی تحت هر شرایطی بر حق، مشروع و موجه است. تحت سیطرۀ چنین نظام معنایی و به دلیل فقدان نهادها و ساختارهای مدنی و قانونی فعالیت سیاسی، این افراد فکر می‌کنند که می‌توانند منویات خود را به هر شکل بیان و دنبال کنند. اقدامات خودسرانۀ این گروه‌ها در اکثر موارد منجر به سلب امنیت، آزادی و دیگر حقوق مدنی دیگر افراد جامعه می‌شود.

جدا از سلب حقوق مدنی افراد جامعه، متأسفانه برخی از اقدامات این گروه‌ها منافی اصول اخلاقی در جامعه است. مثال مشخص من در این خصوص هتک حرمت اهل بیت امام خمینی (ره) در سال‌های اخیر است. تحلیل شما در این‌خصوص چیست؟
مطمئن باشید هتک حرمت خانواده و آبروی هر مسلمانی بدون دلیل، از حرام‌های مسلم اخلاقی و فقهی است و هیچ مسلمان آزاده‌ای این مسأله را  نخواهد پذیرفت؛ چراکه اسلام به جد ریختن آبروی افراد را نهی کرده است. این قبیل اقدامات به هیچ وجه زیبندۀ جامعۀ اسلامی نیست. اگر این گروه‌ها دعوی و دغدغه‌ای نسبت به قدرت دارند؛ باید در مسیر اخلاقی و انسانی آن را دنبال کنند. تنها چیزی که از این گروه‌ها طلب می کنیم همین است. به آن‌ها می‌گوییم شما نمی‌توانید با منطق صفر و یک به قضایا بنگرید و به گونه‌ای تناقض‌آمیز با نفی بخشی از حاکمیت، خود را تأیید و اثبات کنید.
در زمینه هتک حرمت اهل بیت امام خمینی (ره) نوۀ محترم ایشان، سید حسن خمینی بهترین پاسخ را به این قبیل هتاکان داد. به اعتقاد من وی با بیان اینکه بهترین جواب کسانی که ادب را رعایت نمی‌کنند این است که ما در برابر این افراد هتاک مؤدب باشیم؛ هم پاسخ دندان شکنی به این گستاخان داد و هم شأن، قدر و فرزانگی خود و خاندان محترم‌شان را به اثبات رساند. نکتۀ در خور تأمل این‌جاست که از یک‌سو این افراد در بسیاری از موارد تحلیل درستی از امور و وقایع ندارند و از سوی دیگر با توجه به امکانات گسترده و متنوعی که در اختیار دارند از قبیل رسانه‌ها، روزنامه‌ها و نشریات که به آنان امکان ارتباط با افکار عمومی را می‌دهد، باز به سمت اقدامات نامشروع و غیرقانونی نظیر برهم زدن جلسات سخنرانی‌ها و ... می‌روند.
به نظر من اتفاقی که اخیراً در بروجرد روی داد، ناشی از عدم مدیریت و یا سوء مدیریت برخی از مدیران این شهر بود؛ چرا که این مسأله به راحتی قابل کنترل و مدیریت بود. متأسفانه در برخی سطوح مدیریتی ما مدیران شجاع و صاحب تحلیل نداریم و سطح علمی و مطالعات و تحلیل برخی از مدیران ما بسیار پایین است و به همین دلیل به سادگی تحت تأثیر القائات افراد مختلف قرار می‌گیرند و چشم بر روی این واقعیت بنیادین می‌بندند که جامعه نیازمند تعاطی آراء و افکار است و گفتگوهای انتقادی و سازنده ضرورتی حیاتی و بنیادین برای جامعۀ ماست.
 
مثالی روشنی برای این چشم‌پوشی می‌زنید؟
بله، برای مثال غفلتی که در وزارت امور ‌خارجه و یا وزارت فرهنگ نسبت به درخواست ریاست محترم جمهور صورت گرفت، یکی از بارزترین این موارد است.

کدام درخواست؟
این غفلت به بی‌توجهی مسئولین این وزارت‌خانه‌ها در مورد خواست دکتر روحانی برای برگزاری کنفرانس و گفتگوی انتقادی پیرامون توافق‌نامۀ ژنو باز می‌گردد. به اعتقاد من در این زمینه کوتاهی جبران ناپذیری صورت گرفته است. مسئولین ما باید بپذیرند که جامعه نیازمند گفتگوی انتقادی و شنیدن آراء و اقوال گوناگون در شکل و چارچوبی مدنی است.
 


نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه