از گریه بالای سر آهوی تیر خورده تا ماری كه سر نماز نیشم نزد
اسماعیل احمدی محیط بان میانسالی كه 21 سال از عمر خود را صرف حفاظت از منطقه حفاظت شده باشگل كرده است و اكنون چنان با طبیعت خو گرفته كه از غصه تیر خوردن یك آهو میگرید و از تولد یك بره میش لبخند میزند؛ مردی كه همه عمر خود را گذاشته تا كسی چشم طمع به محیط زیست منطقه زندگی او نداشته باشد؛ پسر بچه روستایی كه امروز در همان منطقه كه زندگی كرده خدمت میكند.
احمدی در گفت و گو با خبرنگار برنا در خصوص روزهایی میگوید كه در یك خانواده پرجمعیت همراه با 5 برادر و 3 خواهر و والدینشان در یك روستای كوچك كه اتفاقا امروز جزو منطقه باشگل هم محسوب میشود زندگی میكرده و این كه در همان اوان كودكی رفت و آمدهای خانوادگی با محیط بانان منطقه این همه علاقه را در وجود او به وجود آورده است.
این محیط بان با تجربه در خصوص نحوه آشناییاش با شغل محیط بانی میگوید: از ابتدای كودكی به دلیل رفت و آمدهای خانوادگی با محیط بانان منطقه با این شغل آشنا بودم و همیشه با خود این تصور را داشتم كه چقدر این شغل مقدس است كه در آن به حیوانات و مخلوقات خدا خدمت كنی، مراقبشان باشی و با آنها خو بگیری و هرگز فكر نمیكردم كه زمانی خود من نیز محیط بان شوم.
وی كه از سال سوم راهنمایی به بعد مدرسه را رها كرده بود بعد از دوران سربازی با یك اطلاعیه جذب نیرو اداره كل محیط زیست پس از گذراندن آزمون ورودی به عنوان محیط بان منطقه باشگل انتخاب شد و اكنون 21 سال از عمر خود را در خانه دیگر خود طبیعت گذرانده است.
من عظمت خدا را در طبیعت دیدم
اسماعیل احمدی میگوید: روزهای اولی كه برای این شغل انتخاب شدم مطمئن نبودم كه بتوانم آن طور كه باید كارم را انجام دهم اما علاقه به طبیعت هر روز مرا بیشتر و بیشتر به خود وابسته كرد چرا كه من چهره و عظمت خدا را در علفزارها دیدم؛ من در هر یك از گلها نشانی از خدا یافتم با هر شادی حیوانات شادی كردم و در غم از دست دادنشان گریستم.
محیط بان طبیعت را با چشم دیگری میبیند
این محیط بان با تجربه میگوید: اوایل كار ما به شكلی بود كه 18 شبانه روز را به طور متوالی در طبیعت طی میكردیم و شاید 18 شبانه روز تنهایی با این منطقه، پرندگانش، حیواناتش و حتی گیاهانش سبب شد تا هم خود را هم طبیعت را با چشم دیگری ببینم.
او میگوید: طبیعت برای محیط بان معنایی دارد كه شاید هرگز مردم عادی آن را درك نكنند من و همكارانم طبیعت را جزئی از خود میدانیم ما اعتقاد داریم طبیعت سر چشمه همه ماست و به آن باز خواهیم گشت.
محیط زیست سرمایه آیندگان
احمدی بیان میكند: روزی كه من به این منطقه آمدم تنها 63 راس قوچ و میش و 8 راس آهو در این منطقه وجود داشت كه به لطف خدا امروز بعد از نزدیك به 21 سال 500 راس قوچ و میش و 90راس آهوی دشت قزوین كه در خاورمیانه بیهمتاست در این منطقه زندگی میكند و من و همكاران همانند یك گنج عظیم از این سرمایهها برای آیندگان محافظت میكنیم.
این محیط بان خوش ذوق از یك روز كاری خود میگوید: روز كاری ما از ابتدای صبح آغاز میشود و شاید هم قبل از طلوع آفتاب كه دوربین و تفنگ و بی سیم و كوله پشتیمان را برمیداریم و حركت میكنیم به سمت كوهها و به عبارتی گشت میزنیم.
مراقب علفها هم هستیم/ این جا همه چیز مقدس است
از دقت كارش هم میگوید: یك محیط بان به قدری با طبیعت دوست و همراه شده كه كوچكترین تغییرات را حس میكند از حركت شاخههای درختان گرفته تا پای خورده شدن علفها و همه اینها برای ما یك نشانه است ما این جا از یك شی خاصی محافظت نمیكنیم ما در این مناطق حفظت شده از این قسمت دنیا حفاظت میكنیم تا بیشتر ازاین آسیب نبینند، ما در واقع از طبیعت حفاظت میكنیم از مراتع و علفزارها گرفته تا بافت گیاهی و حیوانات و پرندگان. ما این جا نگران آهوها میشویم همراه قوچها هستیم و برای پرندگان غذا میبریم.
حرفهایش اما دردی دارد او از این میگوید از 21 سال عمری كه مراقب آهوها بوده، از قوچها مراقبت كرده و غصه پرندگان را خورده و شكارچی نامردی كه با یك تیر حاصل زحمت یك عمر این مرد و این مردان را برای شام خانوادهاش مهیا میكند.
مردی كه نگران آهوها میشود
محیط بان احمدی میگوید: این جا اگر روزی یكی از آهوها گم شود تمام مدت صرف این میشود كه پیدایش كنیم اگر حیوانی مریض شود دلسوزانه درمانش میكنیم این حیوانات دیگر جزئی از خانواده ما شدهاند بسیار سخت است لحظهای كه میبینیم آهویی كه 10 سال عمر دارد و در تمام این 10 سال از او مراقبت كردهام ؛ وقتی به یاد میآوردم دورانی كه تازه متولد شده بود دلم میشكند كه اشك چشمانش را و خونی كه از دهانش جاری شده بود را خودم پاك كردم.
لحظات ناب طبیعت
او میگوید: یكی از شیرینترین قسمتهای كار ما این جاست كه میبینیم یك حیوان برای نجات فرزندانش چه فداكاریهایی انجام میدهد به طور مثال روزی دیدم كه یك آهو كه تازه زایمان كرده بود و برههایش در اطرافش بودند یك عقاب به آنها نزدیك شد و تلاش داشت تا بچه آهوها را برباید اما مادر چنان استوار آنها را در بین دستان خود جای داده بود كه هیچ كسی جرات نزدیكی به آنها را نداشت و با شهامت با عقاب مبارزه میكرد.
احمدی با اشاره به این كه ما قدرت خدا را در طبیعت دیدیم میگوید: واقعا باور نكردنی است چیزهایی كه در طبیعت میبینیم، شاید باورتان نشود ولی دیگر این حیوانات ما را میشناسند حتی از صدای موتور ما فرار نمیكنند در حالی كه اگر یك شكارچی وارد محدوده شود به سرعت فرار میكنند.
گمان میكنم حیوانات هم مرا دوست دارند
او میگوید: رابطه دوستانهای بین ما و طبیعت ایجاد شده گمان میكنم همین قدر كه ما این موجودات را دوست داریم آنها هم به ما محبت دارند بارها شده سنگینی نگاهی را حس كردم و دیدم یك پرنده، یك آهو یا حتی یك قوچ چنان با دقت به من خیره شده كه از خود بی خود میشوم حس میكنم این حیوانات دیگر ما را مانند حامیان خود میبینند.
قوچی كه تولدش را دیده بودیم قربانی یك گلوله شكارچی
این محیط بان اما خاطرهای هم دارد او میگوید: یك روز زمانی كه در حال گشت زنی بودیم متوجه حضور یك شكارچی شدیم كه در گوشهای پنهان شده بود و شكار میكرد قوچی را زخمی كرده بود و سعی داشت به بقیه شلیك كند با همكاری همكاران دستگیرش كردیم، اما فایدهای نداشت چرا كه یكی از قوچها را از دست دادیم قوچی كه 8 ساله بود و 8 سال برای او زحمت كشیده بودیم از شكارچی متنفر بودیم و از سمت دیگر چنان بغضی گلوی همه مان را گرفته بود كه به قول یكی از همكاران انگار فرزندمان را با تیر زده باشند، قوچی كه تولدش را دیده بودیم و یاد آوری این همه خاطرات حتی سبب میشود در بسیار مواقع خود شكارچی پشیمان شود.
سهم محیط زیست از كره خاكی چقدر است؟انسان به همه حریمها تجاوز كرده
او میگوید: واقعا این حیوانات از این كره خاكی آیا سهم زندگی كردن ندارند ما به همه حریمهای طبیعت تجاوز كردهایم و كار به جایی رسیده است كه باید از طبیعت حفاظت كنیم و باز هم هستند عدهای كه نفوذ میكنند به این مناطق و خون ریزی میكنند.
واقعا گوشت یك قوچ یا حتی یك كبك چه تاثیری در زندگیهای ما دارد كه حاضریم برای آن دست به هر كاری بزنیم واقعا همان یك گلولهای كه در طبیعت شلیك میشود تا ساعتها آرامش این حیوانات را بر هم میزند زنجیره زندگیشان را پاره میكند.
كارشان اما سختیهای زیادی دارد تا جائی كه میگوید: یك روز بعد از 48 ساعت نخوابیدن روی موتور گشت زنی خوابم برده بود و با موتور زمین خوردم بیهوش شدم و بعد از مدتی كه به هوش آمدم دوباره سوار موتور شدم و كارم را ادامه دادم.
از خاطرات شیرینش هم میگوید: آهویی بود كه به دلیل دعوا با دیگر آهوها یكی از چشمهایش كور شده بود كه توانستیم با مراقبت درمانش كنیم و دوباره به جمع آهوها برگشت امروز با دیدن آن آهو چنان حس قشنگی دارم كه گویی جان یك انسان را نجات دادهام.
بره آهویی كه در آغوشم جان داد
میگوید: یك روز به همراه یكی از همكارانم در حال گشت زنی بودیم كه متوجه شدیم یك بره در گوشهای در حال جان دادن است واقعا دلخراش بود به یاد دارم ساعتها بالای سرش گریستیم صورتش را با آب شستیم آب در گلویش ریختیم ولی فایده نداشت بعد از این كه حیوان مرد كالبد شكافی كردیم گویا از جائی پرت شده بود كلیههایش از جایشان درآمده بودند حیوان خیلی درد كشید خوب یادم است كه تا چند روز حال بدی داشتم.
شكارچی نادم؛ آهویی 10 ساله مرده، غم از دست دادن فرزند
بغضش را كه پنهان میكند از آهویی میگویدكه در فصل زمستان توسط یك آقای دكتر مورد هدف گلوله قرار گرفته بود آهویی كه احمدی میگفت: خون از دهانش و اشك از چشمانش جاری شده بود دلخراش بود دیدن از بین رفتن حاصل 10 سال عمرمان تا جایی كه حتی خود شكارچی هم پشیمان شده بود و اشك میریخت، دردناك بود گویا فرزندی از دست داده باشیم طبیعت برای ما طور دیگری است طبیعت برای ما معنای واقعی دارد ما به جز خودمان به جز انسانها چیزهای دیگری را هم میبینیم كه خیلیها نمیبینند، صدای فریاد همكارم با شكارچی فاصله داشت و فریاد سر داد كه نزن از گوشم خارج نمیشود و بعد صدای شلیك و لحظات درد كشیدن حیوان را كه به خاطر میآوردم قلبم درد میگیرد از آنهایی كه فقط به خودشان فكر میكنند.
ماری كه سر نماز نیشم نزد
از پشت تلفن هم میشود نگرانی اش را حس كرد و چهرهای كه احتمالا آفتاب سوخته و كاركرده است از تنهاییهایش با طبیعت میگوید: بارها اتفاق افتاده كه با طبیعت تنها باشم حتی گاهی نمازم را روی كوهها میخوانم كوههایی كه نشان از عظمت خداوند دارد یك روز زمانی كه در حال نماز خواندن بودم متوجه شدیم چیزی از روی پایم لغزید و رفت مار بود اما با من كاری نداشت به راهش ادامه داد؛ گویا ما با هم كنار آمدهایم من از آنها مراقبت میكنم آنها از من....
خدای آهوها حافظ محیط بانان است
احمدی اما سالم ماندش و موفقیتهایش را مدیون همین حیوانات میداند او میگوید:خدای آهوها مرا حفظ كرد، خدای این حیوانات را بارها و بارها حس كردهام خدایی كه در پاسخ غذایی كه برای آهوها در دامنه كوه میریزم مرا حفظ میكند نمیدانم تا به حال این حس را تجربه كردهاید یا نه این كه حیوانات هم حتی مراقب شما باشند جالب این جاست كه این حیوانات از ما نمیهراسند به حرف ما گوش میكنند و این نهایت چیزی است كه خداوند در قرآن از طبیعت خواسته از این كه حفظش كنیم.
بی توجهی یك خانواده از بین رفتن 80 هكتار علفزار
از حادثه آتش سوزی هم میگوید آتش سوزیای كه با بی توجهی یك خانواده كه برای تفریح آمده بودند 80 هكتار از علفزارهای باشگل را سوزاند و محیط بانان با كمك مردم آتش را خاموش كردهاند.
او می گوید: واقعا مردم نسبت به طبیعت خیلی بی مهری میكنند شاید اگر از اول نگاهشان به طبیعت یك نگاه مثبت و درست بود امروز اصلا نیاز نبود از این طبیعت حفاظت كنیم باید هر خانوادهای این را وظیفه خود میدانست نه این كه هر كس در هر جایی كه هست به نحو خود به آن آسیب بزند.
با طبیعت دشمنی نكنیم
احمدی میگوید: مردم ما حتی در روزهای آشتی با طبیعت هم با طبیعت دشمنی میكنند واقعا اذیت میشوم وقتی رفتار مردم با طبیعت رامیبینم و بارها شده تذكر دهم چرا كه دیگر حفاظت از طبیعت را تنها شغل خود نمیدانم كه محدود به منطقه حفاظت شده محل كارم باشد من حفاظت از طبیعت را یك آرمان و وظیفه میدانم و این را به خانوادهام هم منتقل میكنم.
بدون محیط بانی میمیرم
این محیط بان با تجربه اما در خصوص شغلش میگوید: محیط بان مانند یك ماهیست اگر از آب جدا شود میمیرد ما هم اگر از شغلمان از محدوده حفاظتی مان جدا شویم میمیریم، ما دیگر شغلمان این طبیعت نیست همه زندگیمان این طبیعت است و امیدواریم كه مردم هم یاد بگیرند چطور از این طبیعت مراقبت كنند
اشرف مخلوقات نابود گر همه مخلوقات نباشد
حرف آخر این كه من یك درخواستی دارم از همه انسانها كه اشرف مخلوقاتیم همیشه یك نگاه محبت آمیز به طبیعت داشته باشیم و با آن دوست باشیم و به یاد داشته باشیم زنجیره زندگی این موجودات به دست ماست و شاید برای امتحان ما باشد.