مدیرعامل کلوا ساری در گفتگو با رسانه های ورزشی عنوان کرد:
حیف است مازندران را قطب بدمینتون نکنیم!
مدیرعامل تیم بدمینتون کلوا مازندران، که تیمش دو سال پی در پی قهرمان لیگ برتر شده، در یک کنفرانس خبری از حاشیه ها و مشکلات موجود در اطراف تیمش گفت.
تیم بدمینتون بانوان کلوای مازندران (ساری) در بی خبری کامل و بدون کمترین جار و جنجال رسانه ای دو سال پی در پی قهرمان لیگ برتر کشور شد و جال اینکه مدیرعامل این باشگاه که زیاد اهل مصاحبه نبست، اعتقاد جالبی دارد. افشار راغب می گوید: «ابتدا کارت را انجام بده و سپس بگو من کاری انجام دادم»
پیشنهاد یکی از دوستان رسانه ای به مدیرعامل تیم کلوای مازندران مبنی بر برگزاری کنفرانس خبری، سبب شد تا افشار راغب برای اولین بار در جمع خبرنگاران قرار گیرد و ناگفته هایی را بازگو کند که می تواند در نوع خود جالب باشد.
گزیده هایی از گفتگوی خبرنگاران رسانه های ورزشی مازندران با افشار راغب را در زیر می خوانید:
* بنده ورزشکار بودم، ورزشکار هستم و سعی می کنم همیشه با ورزش باشم. در رده های نوجوانان و جوانان و زمانی که ورزش به صورت حرفه ای امروز نبود در فوتبال فعالیت می کردم و با بزرگانی چون رضا و محمد تقوی همبازی بودم اما مشکلات زندگی طوری بود که نمی توانستم به مراحل بالاتر بروم اما علاقه مندی ام به ورزش همیشه سر جای خود بوده است به طوری که چند سال پیش با آقای مسچی صحبتی انجام دادم که ایشان آقای عمادی را به من معرفی کرد و ما مسئولیت تیمی با حدود 150 نفر نونهال، نوجوان و جوان را در ساری به عهده گرفتیم. امتیاز این تیم به نام المپیک بود که از آقای عسگری محمدیان خریدیم و تبدیل به «قنادی بلوط» و بعد هم «کلوا» شد.
* همان سال اولی که آمدیم، در فوتسال کمی فعالیت مان گسترده و خوب بود که در پایان جام رمضان در رده جوانان، تیم های «بلوط الف» و «بلوط ب» به ترتیب عناوین اول و دوم را کسب کردند. این اتفاق نشان از پتانسیل فوق العاده بالای بازیکنان ما داشت. با این بچه ها یکی، دو سالی به صورت حرفه ای کار کردیم و در سوپر لیگ فوتبال در رده های نونهالان، نوجوانان و جوانان شرکت می کردیم. این تیم بالاخره توسط شهرداری ساری تحت پوشش قرار گرفت و از همان بازیکنان در تیم فوتسال شهروند استفاده شد. بعد از آن تیم دو قسمت شد. یکسری از بچه ها به فوتسال ادامه دادند و یکسری دیگر هم سمت فوتبال رفتند. روح ا... عرب، سعید ستاری، مهرداد کفشگری و چندین بازیکن دیگر، که هم اکنون در سطح اول فوتبال کشور بازی می کنند، از این دسته بودند.
* زور من به فوتبال نرسید. حواشی فوتبال خیلی زیاد بود. من هم به عنوان کسی که یک قنادی در این شهر دارم نمی توانستم در لیگ های دسته دو و دسته یک تیمداری کنم. سعی کردیم تیم را به صورت آماده، تحویل سایر نمایندگان ساری بدهیم. مثلا در آن زمان به تیم نوژن که سرمربیگری اش بر عهده رضا تقوی بود، بازیکنان خوبی تحویل دادیم و عده ای را هم در اختیار آقای کیادهی و تیم استقلال ساری گذاشتیم. بعد از این بود که من از ورزش کمی فاصله گرفتم. با توجه به اینکه دو تا از دخترانم پس از تست در چند رشته ورزشی، علاقه مندی خاصی به بدمینتون نشان دادند، بنده هم به این رشته علاقه مند شدم.
* یکی از دخترانم خیلی زود قهرمان استان شد و در استان بی رقیب بود. همین بی رقیب بودن و نداشتن یار تمرینی باعث شد ناخواسته با افت مواجه شود. این تجربه خوبی شد تا برای دختر دومم، که الان 14 سال سن دارد، با برنامه ریزی بهتری جلو برویم. سعی کردیم با بدمینتون بازان استان های همجوار بازی کند تا رشد خوبی داشته باشد و ارتباطش با بازیکنان هم ردیفش بیشتر باشد. خوشبختانه الان هم به یک بازیکن ملی تبدیل شده و ترسی از وریارویی با حریفان قدرتمند ندارد و الان در لیگ برتر خیلی خوب بازی می کند. مجموعا این ماجرا انگیزه ای شد تا در این رشته به تیمداری بپردازم و سرمایه گذاری کنم.
* ما از لیگ دسته دوم بدمینتون شروع کردیم. بعد از 3 سال حضور در لیگ دسته دوم توانستیم قهرمان شویم به لیگ دسته اول صعود کنیم. تقریباً 4 سال پیش (1389) بود که توانستیم به لیگ یک صعود کنیم. در همان سال اول حضورمان در لیگ دسته اول به تقویت تیم مان پرداختیم و یک بازیکن خوب تهرانی را به تیم اضافه کردیم و با قهرمانی در لیگ یک توانستیم به لیگ برتر صعود کنیم.
* در لیگ برتر با توجه به اینکه تیم گاز تهران تمام ملی پوشان را جذب کرده بود، یک بازیکن اندونزیایی به نام خانم دیان پرماتا را به خدمت گرفتیم. با تمرینات خوبی که انجام دادیم، توانستیم در همان سال اول حضورمان در لیگ برتر، به مقام قهرمانی دست پیدا کنیم. با اینکه حفظ قهرمانی از به دست آوردنش سخت تر است، خوشبختانه توانستیم در سال دوم (1392) هم قهرمان لیگ برتر شویم. البته در سال گذشته خیلی اذیت شدیم. از ابتدا برنامه ریزی به گونه ای بود که میزبانی مرحله پایانی با تیم کلوای مازندران باشد. در حالی که ما 9 امتیاز از دور رفت مرحله نهایی گرفته بودیم و در آستانه قهرمانی قرار داشتیم، بدون هیچ دلیلی میزبانی را از ما گرفتند و به شیراز دادند! در صورتی که ما در همان مرحله اول مقدماتی به شیراز رفته بودیم.
* در بدمینتون شرایط محل مسابقه بسیار حائز اهمیت است. شیراز شهری است که آب و هوای خشکی دارد و بازیکن ما هم اندونزیایی است و در جای مرطوب بازی کرده بود. البته سایر بازیکنان ما هم با این مشکل مواجه بودند. این قضیه آن قدر مهم است که ممکن بود تمام ضربه ها اوت می شد!! زمانی که رفتیم به این قضیه اعتراض کنیم متاسفانه دیدیم توپ بازی را هم عوض کردند. ابتدای مسابقات همه امضا کرده بودند که با توپ پلاستیکی بازی کنیم اما برای بازی آخر از «توپ پری» استفاده کردند! ما هم قصد داشتیم ادامه ندهیم. رایزنی هایی را با مسئولان ورزش استان از جمله آقای جمشیدپناه و خانم کیومرثی (معاون ورزش بانوان اداره کل ورزش و جوانان) انجام دادیم. خانم کیومرثی با مسئولان فدراسیون تماس گرفت اما متاسفانه برخورد خوبی با ایشان صورت نگرفت. وقتی هم که خودم به فدراسیون مراجعه کردم، دیدم رئیس فدراسیون آن برخورد سابق را با بنده ندارد و متوجه شدم دیگر برای آنها ارزش خاصی نداریم.
* من هم با بچه ها صحبت کردم که بروند بازی های پایانی را برگزار کنند. ما معمولا تیم گاز را با نتیجه 3 بر 2 می بردیم اما این بار آنها را حساب 4 بر یک قاطعانه شکست دادیم و این قهرمانی دلچسب تر از مرحله قبل به دست آمد. اما به نظرم تداوم این کار بسیار دشوار است. اگر از طرف هیات مان قدرتی نداشته باشیم، بعید می دانم این مسئله بتواند تداوم داشته باشد.
* در لیگ برتر بدمینتون بانوان تیم هایی از استان های گیلان، قزوین، سمنان، تهران، مازندران، فارس و اصفهان حضور دارند. این هفت تیم در 2 گروه با هم مسابقه دادند که از گروه الف تیم ما (کلوا) و فارس و از گروه ب هم تیم های گاز تهران و سمنان توانستند به مرحله نهایی صعود کنند. مسابقات مرحله نهایی هم در سمنان و شیراز برگزار شد.
* الحمدالله تیم آقابان بدمینتون در آمل هم خیلی خوب کار کرده و با کسب رده دوم در لیگ یک حالا به لیگ برتر صعود کرده است. در واقع مازندران از معدود استان هایی در کشور است که هم در بخش آقایان و هم در بخش بانوان در لیگ برتر بدمینتون کشور نماینده دارد و در عین حال تنها استانی هم در کشور هستیم که فاقد سالن اختصاصی بدمینتون هستیم!! سالن اختصاصی بدمینتون امکانات هزینه برداری هم ندارد.
* رئیس اداره ورزش و جوانان ساری واقعا لطف کردند که سالن قرق را برای ساعاتی در هفته در اختیار ما قرار داده تا بتوانیم از این فضا برای تمرینات بدمینتون بازان تیم مان استفاده کنیم. با توجه به شرایط خوبی که این روزها بدمینتون در مازندران پیدا کرده، شاید تقاضای احداث خانه تخصصی بدمینتون در استان خواسته زیادی نباشد.
* اتفاقی رخ داده که آقای ولی دروی، سرمربی تیم ملی بدمینتون کشورمان، باید 3، 4 سالی در قائمشهر زندگی کند. خوشبختانه ایشان به بدمینتون بازان مازندرانی اعتقاد خاصی دارد. اگر از این پتانسیل به خوبی استفاده شود، من فکر می کنم شرایط بدمینتون استان در وضعیتی استثنایی قرار گیرد.
* من از خیلی از افراد خواستم ضوابطی تعیین کنند تا ملی پوشان در تیم های مختلف در لیگ برتر تقسیم شوند. مثلا اینکه هر باشگاه فقط از 2 ملی پوش در ترکیب خود استفاده کند. با این قانون 10 ملی پوش ما در تیم های مختلف تقسیم می شوند. در این صورت تیم ها ناچار می شوند برای تکمیل نفرات خود از ملی پوشان نوجوانان و جوانان هم استفاده کنند. با این کار جذابیت مسابقات بالا می رود و در نهایت هزینه ها کاهش می یابد. متأسفانه سرمربی تیم ملی بدمینتون بانوان، سرکار خان سوزان جلالی، سرمربی تیم گاز تهران هم هست. در این شرایط بانوان ملی پوش جرات نمی کنند به جایی جز گاز تهران فکر کنند. تنها بازیکنی که این جسارات را داشت تا در تیمی غیر از گاز تهران بازی کند، بازیکن پیشکسوت شان خانم نگین حمیدی پور بود که 15، 16 نفر اول کشور است. جذب بازیکن خارجی هم مشکلات خاص خودش را دارد. ما به بازیکن اندونزیایی مان حقوق پائینی دادیم اما امکاناتی که به ایشان دادیم مانند خانه شخصی مستقل، اتومبیل اختصاصی و راننده باعث شد هزینه ها بالا برود. مراقبت های ویژه ای هم از ایشان در 18، 19 ماهی که در اینجا بسر می برد انجام شد و کسی از ایشان حتی شناختی پیدا نکرد چه رسد به اینکه برایش مشکلی به وجود بیاید.
* خانم دیان (بازیکن اندونزیایی) عضو خانواده ای هستند که خودشان در اندونزی مدرسه بدمینتون دارند. خانواده ایشان شامل 11 خواهر و برادر است. 3 نفر از این 11 نفر از کشورهای مختلف سابقه حضور در المپیک را دارا هستند. در واقع با تابعیت های مختلف در مسابقات شرکت کرده اند. پتانسیل بالایی در بدمینتون دارند و در دنیا شناخته شده هستند. شانسی که ما آورده بودیم این بود که خانم دیان به دلیل مصدومیتی که داشت، نتوانست به تیم های بزرگ برود و به همین دلیل ما موفق به جذبش شدیم.
* با توجه به اینکه خانه تخصصی بدمینتون نداریم، دخترانم از زمینی که در خانه وجود دارد، برای تمرینات استفاده می کنند. سایر بازیکنان ما هم گاهی در همین زمین تمرین می کردند. بنده برای احداث خانه تخصصی بدمینتون در استان درخواست داده ام. حیف است با این پتانسیلی که در بین جوانان مازندرانی وجود دارد، خانه تخصصی بدمینتون نداشته باشم.
* حداقل خواسته من به عنوان بخش خصوصی این است که در هیات استان، روابط عمومی باشد تا رسانه ها را در جریان اخبار تیم های بدمینتون استان قرار دهد. می دانم تیم آمل به لیگ برتر بیاید شرایطش از ما هم بدتر است و مشکلات بیشتری خواهد داشت.

* هدف بخش خصوصی از هزینه کردن در ورزش بیشتر بابت جنبه تبلیغاتی آن است ولی این هدف برای بنده در اولویت دوم قرار دارد. همین که فرزندانم و سایر ورزشکارانی که در تیم من حضور دارند یک زندگی و بدن سالم دارند و به مسائلی مانند چربی خون و.... مبتلا نیستند برای من ارزشمند است.
اهل گلایه نیستم. بنده از آن آدم هایی نیستم که وقتی وارد این عرصه شدم از کسی توقعی داشته باشم ولی بعضی توقعات اجتناب ناپذیر است. واقعا بابت کسب میزبانی مسابقات اذیت شدم. بنده حدود 100 کارگر دارم و هنگام بازی های تیم با احتساب خانواده های این عزیزان حدود 400 تماشاگر داریم. برای من ارزشمند است وقتی می بینم آنها به بستگان خود می گویند این تیم ما است و با قهرمانی تیم خوشحال می شوند.
* اگر میزبانی را طبق برنامه به ما می دادند چیزی کم نمی گذاشتیم ولی صورت خوشی ندارد وقتی می بینم دوستان میزبانی را از ما می گیرند بابت اینکه مقام قهرمانی دست به دست و از ما سلب شود. اگر ما یک هیأت قوی داشتیم می توانست حق ما را بگیرد. احساس می کنم اشتباه کردم خانم کیومرثی را وارد این قضیه کردم. ایشان چندین بار به آنها گفت برای شما مازندران مهم نیست؟ و آنها خیلی راحت گفتند مهم است ولی اگر کلوا نمی خواهد بیاید، خب نیاید. ما 300 باشگاه داریم یکی هم کلوا!!
* برای تداوم موفقیت رشته بدمینتون باید یک ساختار قوی و یک رئیس هیات قوی داشته باشیم. آقای شعبان زاده، رئیس اداره اقتصاد و دارایی مازندران است. ایشان شخص اول مالی و شخص دوم استان هستند. ما چطور می توانیم از ایشان توقع داشته باشیم برای بدمینتون وقت بگذارد؟ جالب اینجاست که رئیس قبلی نیز رئیس اداره اقتصاد و دارایی بود و ظاهرا هر کسی که رئیس اداره اقتصاد و دارایی شود ریاست هیات بدمینتون را به ایشان تعارف می زنند.
* البته آقای شعبان زاده به رشته کشتی کمک های خوبی کردند. ایشان نیات خوبی برای ورزش دارند ولی با توجه به مشغله هایی که دارند چه توقعی می توانیم داشته باشیم؟ بعید می دانیم ایشان هنوز دفتر هیأت را دیده باشد و حق هم دارد.
* معتقدم ابتدا انسان یک کاری را انجام دهد و سپس بیاید بگوید من کاری انجام دادم. سعی کردم آدم عمل گرایی باشم. البته کاری که کردم ناقابل بود و در مقایسه با فوتبال عددی به حساب نمی آید. زحمتی که در فوتبال می کشیدم بسیار بیشتر از بدمینتون بود ولی با این حال سعی کردم ابتدا در این رشته کاری انجام دهیم .
* امروز فقط آمدم بگویم واقعا حیف است اگر مازندران را قطب رشته بدمینتون نکنیم. استانی که دو نماینده در لیگ برتر دارد و از پتانسیل بالایی برخودار است. بدمینتون رشته مفرحی است که هم آقایان و هم بانوان می توانند از آن استفاده کنند و باید این رشته را گسترش داد.
* در سال آینده خانم دیان را نداریم و خانم حمیدی فر نیز قصد بازنشستگی دارند به همین دلیل تلاش داریم دو بازیکن ملی پوش در اختیار بگیریم (البته اگر در اختیار ما قرار دهند) و مابقی بازیکنان را از بچه های بومی در رده های نوجوانان و جوانان جذب کنیم و تیم را در جمع چهار تیم اول جدول حفظ کنیم.
* دخترانم به این رشته علاقه خاصی دارند. دخترم کیمیا هم به عنوان پدیده این مسابقات انتخاب شد و از او تجلیل به عمل آمد. این مسائل است که سبب شود همچنین در این رشته تیمداری کنم و سهمی در موفقیت بانوان شهرم داشته باشم.
* به ما قول دادند طبق مفاد آئین نامه فدراسیون، تیمی که به عنوان قهرمانی لیگ برتر نائل گردد به مسابقات آسیایی اعزام شود. پارسال و امسال این کار را نکردند. اگر فدراسیون این شرایط را در اختیار ما قرار دهد این کار را خواهیم کرد و امیدوارم لااقل تیم ما را به یک تورنمنت بین المللی اعزام کنند.
* بخش خصوصی در ورزش حضور می یابد که باری از روی دوش ورزش دولتی بردارد. اگر شرایط اقتصادی جواب دهد نسبت به احداث سالن اختصاصی بدمینتون اقدام می کنم. تنها درخواست من مسئولین این است بدمینتون را ببینند و بشنوند و از بابت سیستماتیک و اداری آن را حمایت کنند.
* ورزش در مملکت ما سودده نیست و فقط یک علاقه نیاز است تا وارد آن شوید. شما 5 سال هم از یک قناری نگهداری کنید و دوستش داشته باشید اگر برای شما چهچهه نزند به مرور زمان دل شما را می زند. متاسفانه ورزش در ایران برای شما چهچهه نمی زند ولی بدبختی اینجاست که بعضی مواقع می خواهند شما را بیرون کنند.
* به فدراسیون که می روم به آقای پوریا می گویم. شما صاحب اختیار بدمینتون هستید، ملک شخصی شما اینجاست. اصلا شما می خواهید ما بمانیم یا خیر. اگر نه بگوئید ما برویم. بنده یک ماشین مدل پائین دارم و اگر یک فصل تیمداری نکنم می توانم یک ماشین مدل بالا بخرم.
* اینکه این همه هزینه کنید و دشمن داشته باشید بد است. اگر بنده بابت یک سری مسائل در فدراسیون پافشاری کنم فرزند من برای اینکه به تیم ملی و کلا به حقش برسد باید بازی هایش را 21 بر 15 ببرد ولی اگر روال عادی را پیش ببرم شاید با برتری 21- 20 نیز به تیم ملی برود.
* ورزشکاران و هنرمندان دو قشر شکننده جامعه هستند و نیاز به توجه دارند. همین مراسم تجلیل از ورزشکاران که توسط اداره کل ورزش و جوانان برگزار شد تا حدود زیادی توانست روحیه و انگیزه آن ورزشکار را بالا ببرد.
* بخش خصوصی دوست دارد وقتی وارد ورزش شود اختیار تام داشته باشد. نظارت از دستگاه های دولتی باشد ولی سرمایه گذار سیاست های خود را پیاده کند. طرف دوست دارد سرپرست و کاپیتان تیمش را خودش انتخاب کند. دوست دارد در بعضی مواقع داد بکشد و محکوم شود و کمیته انضباطی برود. اگر به بخش خصوصی میدان داده نشود رغبتش برای سرمایه گذاری کم می شود.
* وقتی قصد دارند دو تیم استقلال و پرسپولیس، که این همه روی آن تمرکز است، را خصوصی کنند فکر می کنم دارد جا می افتد که ورزش کشور به سمت خصوصی سازی برود.
* پیشنهاد در اختیار گرفتن صنعت ساری را به بنده دادند و من گفتم به شرطی قبول می کنم که بدهی هایش به من ربطی نداشته باشد. اگر قرار است امتیازش در اختیار من قرار گیرد با اگر و اما نباشد. بعید می دانم حاشیه و مشکلات این تیم برطرف شود. زیاد روی این مسئله حساب باز نکردم.
نظر شما