استاد علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس:

هدف داعش، تضعیف موقعیت نوری المالکی است

|
۱۳۹۳/۰۳/۳۱
|
۱۲:۱۷:۵۷
| کد خبر: ۱۹۶۸۶۰
هدف داعش، تضعیف موقعیت نوری المالکی است
به رغم تحولات جاری، آیندۀ سیاسی عراق روشن است و استقلال این کشور حفظ خواهد شد.

دکتر ابوالفضل شکوری، مجتهد در فقه و اصول، دكترای فلسفه سیاسی، عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، زندانی سیاسی قبل از انقلا‌ب، مدیرمسئول روزنامۀ تهران‌تایمز و مطبوعات برون‌مرزی وزارت ارشاد اسلا‌می در سال‌های 62-1361 عضو بنیان‌گذار و تحریریه مجله‌های حوزه، آینه پژوهش، نامه مفید،‌نقد ونظر، عضو هیأت علمی بنیاد تاریخ و سردبیر فصلنامه یاد است. وی نویسنده و مؤلف 30 جلد كتاب علمی و حدود یكصد عنوان مقاله علمی - ترویجی چاپ‌شده، استاد راهنما و مشاور بیش از پنجاه رساله و پایان‌نامه دكتری و كارشناسی ارشد در رشته‌های علوم سیاسی و علوم قرآنی و حدیث، رزمنده بسیجی و برادر شهید، نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس ششم شورای اسلا‌می، سردبیر روزنامه اعتمادملی بوده است. این سابقۀ درخشان ما را بر آن داشت تا برای ارزیابی تحولات اخیر عراق و به ویژه درک به مبانی اندیشگی گروه داعش با وی به گفتگو بنشینیم. استاد شکوری معتقد است:
اندیشه‌های و مبانی فقهی گروه‌هایی از قبیل القاعده، بوکو حرام، داعش، جبهه النصرت و ... از یک منشأ سرچشمه می‌گیرد و آن آثار فکری، فقهی و کلامی ابن تیمیه است... برداشت من این است که ایالات متحدۀ آمریکا در سال‌های اخیر سناریوی سه دولت را در عراق را پیگیری می‌کند. غرب و آمریکا خواستار تجزیۀ عراق به سه منطقۀ سنی‌نشین، شیعه‌نشین و کردنشین است. آن چه در ادامه می‌خوانید مشروح این گفتگوست.

در ابتدای گفتگو اگر اجازه بدهید به ریشه‌شناسی کلمۀ داعش، و هدف این گروه از انجام اقدامات رادیکال در عراق بپردازیم؟
کلمۀ داعش خلاصۀ دولت اسلامیه فی العراق و الشام ( دولت اسلامی در عراق و شام ) است؛ هدف این گروه این است که مرزهای سوریه و لبنان (شامات) از میان برداشته و با عراق ادغام کنند تا دولت بزرگ اسلامی مدنظر آن‌ها شکل گیرد. بنیان‌گذار این گروه یک شخصیت عراقی به نام «ابومصعب الزرقاوی» است که توسط نیروهای آمریکایی کشته شد. در حال حاضر «ابوبکر البغدادی» ریاست این گروه را بر عهده دارد.
 
آیا گروه داعش شاخه‌ای از القاعده است؟
خیر؛ اگر چه در ابتدا تحلیل‌ها ناظر بر این بود که داعش شاخۀ عراقی القاعده و جبهۀ النصرت شاخۀ سوری آن است؛ اما باید گفت این گروه شاخه‌ای از القاعده نیست. در حال حاضر میان رهبر این گروه و ایمن الظواهری رهبر القاعده اختلاف نظر وجود دارد، این اختلاف به حدی است که اخیراً ابوبکر بغدادی رهبر این گروه مدعی شده که ایمن الظواهری است که باید با او بیعت کند. به رغم این مسائل القاعده به صورت غیر مستقیم از این گروه حمایت می‌کند. در عین حال باید به این نکته اشاره داشته باشم که گروه داعش بسیار تندروتر از القاعده است.
 
نیروهای داعش متشکل از چه طیف‌های قومی و مذهبی است؟
به این لحاظ گروه داعش با فراخوان نیرو از سراسر جهان، مسلمانانی از چچن، افغان، عربستان صعودی، سوری و ... در اختیار دارد.
 
بسیار خوب اگر مایل باشید بر روی مبانی فقهی و کلامی این گروه کمی درنگ کنیم؟ به صورت مشخص گروه‌هایی از این دست تحت لوای کدام قرائت از اسلام، به اقدامات خود مشروعیت می‌بخشند؟
اندیشه‌های و مبانی فقهی گروه‌هایی از قبیل القاعده، بوکو حرام، داعش، جبهه النصرت و ... از یک منشأ سرچشمه می‌گیرد و آن آثار فکری، فقهی و کلامی ابن تیمیه است. وی آثار تندی در فقه و کلام و عقاید نوشته است. ابن تیمیه در روزگار خود رهبری فکری اهل سنت در مقابله با مغول‌ها را در دست داشت و از آن رو که برخی از علمای شیعه هم‎‌چون علامه حلی و خواجه نصیرالدین طوسی به زعم در کنار مغولان قرار گرفته بودند؛ وی مواضع ضد شیعۀ تندی اتخاذ کرد.
ابن تیمیه یکی از قدیمی‌ترین تکفیری‌هاست. در نگاه فقهی او شیعیان و حتی سنی‌های معتزلی تکفیر شده‌اند و ابن تیمیه فتوا به قتل و مصادرۀ اموال آن‌ها داده است.

آیا ابن تیمیه تنها مرجع فکری این گروه است؟
در دوران معصر محمد بن عبدالوهاب با مراجعه به آثار و افکار کلامی ابن تیمیه، مکتب جدیدی را پایه‌گذاری کرد و به نوعی می‌توان گفت وی افکار، عقاید و آرای فقهی ابن تیمیه در باب حکومت را روزآمد کرد. در ادامه عبدالوهاب با همکاری برخی از امرای محلی حجاز هماهنگ توانست دولت دست‌نشاندۀ عثمانی در حجاز ( دولت شرکا ) را ساقط و حکومت سعودی فعلی را جایگزین آن کردند.
در عربستان کنونی فقه حنبلی و کلام ابن تیمیه و محمد عبدالوهاب حاکم است. در این کشور امور فرهنگی و اعتقادی در دست نسل عبدالوهاب و امور سیاسی و اقتصادی در دست خاندان آل سعود است.
در این میان عربستان به دلیل بهره‌مندی از منابع و پول‌های کلان نفتی در صدد صدور ایدئولوژی موردنظر خود به جهان اسلام و بهره‌مندی از ظرفیت اهل است.
 
آیا این صدور ایدئولوژیک با توفیق همراه بوده است؟
خیر در تمامی نقاط جهان اسلام موفق نبوده‌اند.

در کجا؟
برای مثال در مصر به دلیل تسلط سازمان اخوان المسلمین و علاوه بر این تفاوت نگاه فقهی و مبانی کلامی این گروه با وهابی‌ها تاکنون موفق نبوده‌اند؛ اما در برخی مناطق دیگر مانند پاکستان، افغانستان و چچن موفق به جذب نیرو شده‌اند.
 
بنابراین طبق تحلیل شما باید بپذیریم که این گروه توسط برخی قدرت‌های منطقه‌ای مورد حمایت و پشتیبانی قرار می‌گیرد؟ شما دلیل این حمایت را چه می‌دانید؟
در وهلۀ نخست باید توجه داشت گروه داعش سازمانی برنامه‌ریزی‌شده و هماهنگ است که بین 15 تا 16 هزار نفر عضو انتحاری در اختیار دارد. به زعم من با توجه به تحولات اخیر در سوریه و عراق یعنی پیروزی بشار اسد و نوری المالکی در انتخابات؛ برخی قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، سیاست تقویت این گروه را در پیش گرفته‌اند. به اعتقاد من اتفاقات اخیر در استان‌های موصل،الانبار و دیگر مناطق با هماهنگی آمریکا، عربستان و قطر صورت گرفته است و این گروه‌ها در انجام اقدامات اخیر خود با چراغ سبز آمریکا روبرو بوده‌اند.
 
این ائتلاف به تعبیر شما منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای چه هدفی را دنبال می‌کند؟
هدف این ائتلاف و اقدامات در وهلۀ اول تضعیف نوری المالکی و در مرحلۀ بعد تضعیف موقعیت شیعیان در عراق است.

آیا نیل به این هدف، انجام این قبیل اقدامات ددمنشانه و وحشتناک را توجیه‌پذیر می‌کند؟
به هر حال در سیاست منهای اخلاق نباید تعجبی از بروز این اقدامات داشت. در این منطق سیاسی هدف، وسیله را توجیه می‌کند. در عین‌حال همان‌گونه که پیشتر اشاره کردم؛ تکفیری‌های گروه داعش، و شیعیان و حتی سنیان مخالف با عقاید خود را کافر قلمداد کرده و معتقدند هرکه با ما نباشد، کافر است؛ درست مانند خوارج در صدر اسلام که می‌گفتند هر که به ما نپیوندد؛ کافر است و کافر واجب القتل است. مبانی فقهی، کلامی و اعتقادی این کشت و کشتارها این است که این گروه‌ها تکفیری هستند و بر مبنای فقهی سلفی خود دست به این خشونت‌ها می‌زنند.

آیا این کشتارها و اقدامات خشونت‌بار موجب وهن اسلام نخواهد شد؟
به هر حال از نگاه این گروه این قبیل اقدامات چون مبنای فقهی آنها به گونه ای است که در واقع آنها هیچ گونه احساس وهن اسلام احساس نمی کنند و معتقدند که اقدامات آنها نه تنها موجب وهن اسلام نیست بلکه موجبات قوت و قدرت اسلام است. مردم عراق از هر طبقه و قشر و هر باوری که با مالکی همکاری دارند از نظر این گروه تکفیری است و اگر به آنها نپیوندد کافر است و واجب القتل.
 
در خاتمۀ گفتگو می‌خواهم نظر شما را پیرامون آیندۀ سیاسی عراق بدانم؟ برخی معتقدند عراق با تجزیه روبرو خواهد شد؟ نظر شما در این رابطه چیست؟
برداشت من این است که ایالات متحدۀ آمریکا در سال‌های اخیر سناریوی سه دولت را در عراق را پیگیری می‌کند. غرب و آمریکا خواستار تجزیۀ عراق به سه منطقۀ سنی‌نشین، شیعه‌نشین و کردنشین است.
اقدامات غرب و به ویژه آمریکا در بحران اخیر مؤید این نکته است؛ چراکه در بحران عراق تنها شاهد حمایت لفظی آمریکا از دولت عراق هستیم و نه حمایت عملی. این موضع به نحوی تقویت کنندۀ این دیدگاه است. برنامۀ نهایی آمریکا و غرب این است که در نهایت سناریوی سه دولت در عراق تحقق یابد.
 
با عنایت به تحلیل شما؛ داعش چیزی جز ابزار برای تحقق این سناریو نخواهد بود؟
بله. من این‌گونه فکر می‌کنم. غرب و آمریکا با همکاری برخی قدرت‌های منطقه‌ای می خواهند با همکاری و استفاده از گروه داعش این سناریو را متحقق سازند و منطقه‌ای سنی‌نشین در عراق همانند منطقۀ کردنشین به وجود آورند. در این سناریو بخش‌های جنوبی و مرکزی عراق در اختیار شیعیان خواهد بود.
در مرحلۀ بعد سیاست غرب، ایالات متحده این است که با حذف گروه تندروی داعش، آن‌ها را با گروه‌های میانه روی سنی جایگزین کنند.
اگر دقت داشته باشید؛ تبلیغات شبکه‌های الجزیره و بی بی سی دقیقاً متناسب با این سیاست است. این خبرگزاری‌ها تلاش می‌کنند تا داعش و اقداماتش را به حاشیه برند و تحولات اخیر عراق را قیام مردمی سنی‌ها برای احقاق حقوق خود جلوه دهند؛ به گونه‌ای که وزیر امور خارجۀ عربستان اقدامات اخیر را انقلاب مردمی در عراق نامیده است.

آیا این سناریو قابل تحقق خواهد بود؟
به اعتقاد من این برنامه قابل تحقق نخواهد بود.

دلایل شما برای این مدعا؟
به اعتقاد من با فتوای مرجعیت عالی‌قدر شیعه آیت‌الله العظمی سیستانی و فقهای اهل سنت؛ بسیج جدید مردمی برای مقابله با داعش فراهم آمده است.
در پایان باید خاطر نشان کنم که درخواست‌های گروه داعش؛ خواست اکثریت سنی‌ها در عراق نیست. برای مثال سنی‌های کرد اگرچه ممکن است خواهان خودمختاری باشند؛ اما در نهایت خواهان جدایی و تجزیه عراق نیستند و استقلال عراق برای آن‌ها مهم است.
بنابراین بسیج جدید نیروهای مردمی به فتوای علمای شیعه و سنی با همراهی ارتش عراق آن‌ها را مهار خواهد کرد. در عین حال معتقدم حمایت بیش از اندازۀ غرب از گروه داعش و تسلیح آن‌ها به تسلیحات مختلف می‌تواند در آینده به خطری جدی برای خود غرب تبدیل شود.
در نهایت بنده معتقدم آیندۀ سیاسی عراق روشن است و استقلال این کشور حفظ خواهد شد.

گفتگو از محسن بیگی

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه