فوتبال محل شنیده شدن صداهای مختلف است
دومین نشست خبری ورزش، فرهنگ و هویت ملی با حضور جمعی از اساتید و صاحبنظران در ساختمان شماره 2 وزارت ورزش و جوانان برگزار شد.
به گزارش سرویس وزارت جوانان خبرگزاری برنا، در این میزگرد که به منظور آشنایی هر چه بیشتر با مقوله ورزش، فرهنگ و هویت ملی برگزار شد، دکتر محمود شهابی، دکتر نعمت الله فاضلی و دکتر محمد سعید ذکایی حضور داشتند.
دکتر محمود شهابی: فوتبال محل شنیده شدن صداهای مختلف است/ فوتبال و ورزش چیزی نسیت که به صورت تام بتوان برای آن برنامهریزی کرد و اهداف برای آن قائل شد و انتظار خاصی از آن داشت
همانگونه که پیشتر گفتم تا زمانی که فرآیند کنار گذاری و سیاست طرد وجود دارد؛ خیلی نمیتوان بر روی تصویرها (images)، بازنماییها و سرخوشیهای لحظهای و موقت حساب کرد. به اعتقاد من تا زمانیکه زیر ساختهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ما متعادل و متوازن نباشند؛ نمیتوان بر روی کارکرد این بازنماییها تکیه کرد. من در این جا میخواهم یک نکتۀ دیگر هم اضافه کنم و آن اینکه فوتبال می تواند محملی برای ظهور و بروز اعتراض بر علیه طردها و کنارگذاریها باشد. به بیان دیگر فوتبال محل شنیده شدن صداهای مختلف است. هر کس میخواهد براساس هدف خود از آن بهره برداری کند. ممکن است شما در ورزش پیروزی به دست آورید و مردم در پی آن به پایکوبی و شادی بپردازند ولی می توان این شادی را به معنای ظهور و بروز صداهای در حاشیه نیز تلقی کرد البته اگر نگاه «باختینی» به قضیه داشته باشیم. بنابراین فوتبال و ورزش چیزی نسیت که به صورت تام بتوان برای آن برنامهریزی کرد و اهداف برای آن قائل شد و انتظار خاصی از آن داشت. فوتبال و ورزش مقولهای است که همه می خواهند به نوعی از آن در راستای اهداف خود استفاده کنند.
خیلی نمیتوان با نگاه مهندسی اجتماعی به سراغ مسائل اجتماعی رفت/ به سمت نگاه آسیبشناسانه و دیالتیکی از مسائل حرکت کنیم
بنابراین یک معنای واحد وجود ندارد که ما بگوییم این است و جز این نیست. من میخواهم در کنار تمام کارکردهای مثبتی که دوستان گفتند؛ کارکردهای دیگر یا به بیان دیگر انعکاس صداهای خاموشی را فوتبال و ورزش بازنمایی و بازتاب میدهد را مطرح کنم. به اعتقاد من این بازنمایی نیز میتواند محملی برای ابراز هویت باشد. به نظر من آن چیزی که ما در جریان زندگی با آن مواجه هستیم؛ محصول بازی گوشیهای پستمدرن است و خیلی با نگاه مهندسی اجتماعی نمیتوان به استقبال آنها رفت. بنابراین ما باید این را به رسمیت بشناسیم که در جریان مسابقات ورزشی به خصوص فوتبال بسیاری از صداها شنیده میشود؛ صداهایی که بعضاً ما خواهان شنیدن آن نیستیم. این درست است که ما مطرح میکنیم که می خواهیم از ورزش برای اصلاح نواقص جامعه استفاده کنیم؛ ولی در عمل کاری می کنیم که نقض غرض صورت می گیرد. برای مثال اتفاقاتی که در مورد لباس تیم ملی رخ داد؛ مؤید این نکته است. بنابراین من به صورت تأملی بر روی وجوه منفی قضیه پا میفشارم؛ تا ما به سمت نگاه آسیب شناسانه و دیالکتیکی از موضوع گام برداریم. ما بارها در مسابقات بین المللی قهرمان شدیم و تاکنون چهار دوره در جام جهانی حضور داشتیم اما این موفقیت ها و این حضورها تا چه حد توانسته ارتقای شاخص هایی که مدنظر ماست کمک کند؟
باید سویههای مختلف مسابقات ورزشی و خاصه فوتبال را مشاهده کرد
نگاه مطالعات فرهنگی به فوتبال نگاهی منفی است و آن را محمل باز تولید قدرت می داند. چرا که آن را محملی برای شکلگیری مناسبات قدرت عمدتاً مردانه، هژمونی و گسترش مناسبات اقتصادی ناعادلانه و روابط بین المللی نابرابر می داند. در یک کلام باید سویه های مختلف مسابقات ورزشی و خاصه فوتبال را مشاهده کرد.
سؤال خبرنگار:
آقای دکتر شهابی اگر حتی بپذیریم که موفقیت های ورزشی سرخوشی های لحظه ای را بازتولید می کنند ودر بعضی مواقع در صورت شکست می توانند عاملی برای افسردگی جامعه باشند؛ باز هم می بینیم که نسل جوان به صورت داوطلبانه مشتاق آغاز این رویدادها و مواجه با همین سرخوشی های لحظهای است. تحلیل شما در این رابطه چیست؟
دکتر شهابی: انتظاری که ما از مقولۀ ورزش داریم، بستگی به زاویۀ دید ما دارد
میدانید که برخی از جامعه شناسان عاملیت محورند و برخی دیگر ساختار محور. یکی از جامعه شناسان تعبیری را به کار می گیرد و من نیز از استفاده میکنم. تعبیر این جامعه شناس این است که وضعیت ما در جهان مدرن مشابه با وضعیت ماهی در درون شکم نهنگ است. میخواهم بگویم که این به زاویه دید ما بستگی دارد تا براساس آن وضعیت خود را در ارتباط با این مقوله روشن کنیم. برای مثال اگر ما دیدگاه باختینی داشته باشیم ورزش به مثابه محملی برای شنیدن صداهای خاموش درک خواهیم کرد؛ اما اگر زاویۀ دید ما اقتصاد سیاسی باشد تحلیل و درک ما چیز دیگری خواهد شد. بنابراین همان چیزی که شما گفتید یعنی جوانی که مشتاق آغاز این رویداد است واقعی است و هم نکتهای که من بر آن تأکید دارم؛ یعنی آغشته بودن ورزش مدرن به مناسبات قدرت و سلطه. دقت داشته باشید که اینها مغایرتی با یکدیگر ندارند و هر دو به صورت همزمان و در کنار هم حضور دارند و عمل میکنند. ما تعاریف مختلف از امر واحد داریم؛ دعوا بر سر تعریف است، برای مثال آنچه را ما به عنوان امر جهان وطن تلقی میکنیم؛ رقیب ما از آن به عنوان غربزدگی یاد می کند. من سعی کردم در تحلیل خود نگاهی رئالیستی ارائه داشته باشم.