جملهای که این روزها در فوتبال بیشتر شنیده میشود!
مصاف تیم ملی فوتبال در مقابل آرژانتین با فوق ستاره های رویایی اش و بازی جسورانه ملی پوشان ما که در صورت قضاوت منصفانه داور صرب میتوانست حتی به پیروزی ایران و خلق یکی از بزرگترین شگفتی ها در جام 2014 منجر شود، درس ها و نکات مهمی را به ما آموخت که نباید هیچگاه از یاد برود. بچه های ایران در این میدان بزرگ نمایشی از باور، اراده، غیرت، جنگندگی، شجاعت، هوشمندی، همراه با نمایشی از فرهنگ ایرانی و رعایت ادب و اخلاق را در گستره جهان در معرض دید میلیاردی مردم قرار دادند تا بیاموزانند که در مصاف با حریفان قدرتمند می توان نه تنها دست بسته و از پیش بازنده نبود بلکه می شود برخلاف انتظار حتی به پیروزی و برد فکر کرد.
بدون شک اغلب قریب به اتفاق ایرانیانی که نظاره گر این بازی بوده اند به دلیل شناخت قبلی از داشته ها و قابلیت های تیم ملی آرژانتین، امیدواری بالایی به کسب نتیجه مطلوب و دلخواه از این بازی که همان برد و پیروزی باشد نداشتند و شاید مهم ترین خواسته این بوده باشد که تیم ما با همت بچه ها و مدیریت فنی کیروش و البته عنایت و لطف خدا بازی آبرومندانه ای را ارائه دهد و حتی در صورت باخت، سربلند از زمین بازی خارج شود. و شاید به همین دلیل بینندگان و تماشاگران این بازی بطور آگاه و ناخودآگاه در طول بازی نجواهای خاصی را با خدا داشته و طلب یاری و حمایت برای تیم ملی در این میدان سخت داشته اند. و براین اساس شاید بتوان گفت که این وضعیت شرایطی را رقم زد تا همگان دست خدا را در جای جای این بازی و در صحنه های مختلف آن مشاهده کنند.
ناگفته پیداست که بازی و مسابقه در جام جهانی و در مقابل نام هایی که قرار گرفتن در کنار آنها و رخ به رخ شدن با حریفان و غول های نام آور فوتبال که بارها شاهد هنرنمایی و گلزنی آنان در بالاترین سطح رقابت های جهان بوده ایم چقدر سخت و دشوار است. با این وصف همگان در سراسر کره خاکی دیدند که چگونه بازیکنانی چون لیونل مسی، دی ماریو، هیگواین، و ... در مصاف با ایرانی ها و راهیابی به دروازه و گلزنی ناتوان می شوند و در طول 90 دقیقه اکثر ضربات آنان راهی به چارچوب دروازه پیدا نمی کند و یا توسط دروازه بان و مدافعان دفع می شود. آیا دست خدا در این مصاف مشهود بود و دیده شد؟
ختم کلام آن که موفقیت ایران در راهیابی و حضور در این دوره از جام جهانی آموزه های بسیاری را برای ورزش و فوتبال ایران داشته است که می توان با بکارگیری این آموزه ها سکوی پرتابی را برای پیشرفت فوتبال فراهم ساخت. در رابطه با برخی از مهم ترین درس های حضور ایران در این دوره از جام جهانی می توان به نکات زیر اشاره کرد:
درس اول، باور داشتن ظرفیت ها و قابلیت های جوانان ایرانی که می توانند کارهای به ظاهر ناشدنی را به انجام برسانند. متاسفانه هنوز ریشه های ناامیدکننده فرهنگ ما نمی توانیم و دیگران بهتر میتوانند در فکرها و ذهن ها باقی است و گاه و بیگاه به آن دامن زده می شود.
درس دوم، توان و هنر ارائه یک کار جمعی و هماهنگ از سوی فوتبالیست های ایرانی در مقابل بهترین و قدرتمندترین تیم های فوتبال جهان. یادمان باشد که همواره گفته شده است ایرانی ها توان کار جمعی و تیمی ندارند!
درس سوم، داشتن ایمان و باور به این نکته کلیدی که کسب نتیجه دلخواه و حتی دور از انتظار در سایه تلاش سرسختانه و مجدانه همراه با توکل به نیروی لایزال خداوندی قابل دستیابی است.
درس چهارم، ابراز شجاعت و برخورد شجاعانه با حریفان به ظاهر قدرتمند و در میدان های سخت و دشوار در رقابت با آنان تا جائی که عرصه را برای رقیب تنگ کند.
و مهم ترین درس آن که می توان با تلاش و سخت کوشی همچنان به دست خدا در هنگامه های سخت امیدوار بود و از نبردهای به ظاهر نابرابر پیروز از میدان خارج شد. هرچند که نتیجه دلخواه رقم نخورده باشد.