حمایت از مدیران بومی کار آمد وعدم بومی سوزی در لرستان ضروری است
به گزارش خبرگزاری برنا از لرستان، مراسم تودیع و معارفه مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان لرستان در حالی چند وقت پیش برگزارشدکه یک مدیر توانا، محبوب و پر توان بومی از سمت سرپرستی این دستگاه کنار گذاشته و مدیری گیلانی از استان کردستان بر این جایگاه تکیه زد. متاسفانه بار دیگر شاهد جابهجایی یکی از مدیران با انگیزه بومی، باتجربه، همسو با دولت تدبیر وامید وآگاه به مدیریت کلان در این عرصه بودیم و مراسم تکریم ومعارفه مدیران این دستگاه در سکوت خبری وحضور برخی از اصحاب رسانه ومسئولان استانی برگزارشد.
عبدالرضا مهاجری نژادکه اصالتی گیلانی دارد سابقه مدیریت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان های کرمانشاه، مازنداران و کردستان را در کارنامه خود دارد.
با توجه به کارنامه مدیریت وی امیدواریم در لرستان بتواند موفق باشد و تمام ابزار برای مدیریت قوی وی در یکی از حساس ترین وکلیدی ترین دستگاه اجرایی استان بکار گرفته شود.
در این مقوله قصد تخریب ویا تضعیف وی را نداریم ودست همه کارشناسان ومدیران زبده عرصه میراث فرهنگی وصنایع گردشگری در لرستان را برای کمک وهم فکری به مهاجری به گرمی می فشاریم وخود نیز همسو با دیگر اصحاب رسانه از برنامه های وی استقبال خواهیم کرد. ولی نقد ما به منتقدان مدیران بومی لایق، شایسته که مغرضانه این مدیران رامورد نقد غیر منصفانه قرار داده وحتی با نظرات غیر کارشناسانه به برخی نمایندگان ومدیران ارشد استان در حقیقت به سلاخی مدیران بومی شایسته وکار آمد اقدام می کنند.
در این میان برخی از نمایندگان مردم در مجلس هم در عزل ونصب مدیران شایستگی را ملاک قرار نداد وبه سهم خواهی خود از مدیران در اهداف خود دست می زند که این مقوله نیز می تواند در عدم توسعه وپیشرفت استان در این 35سال عمر انقلاب دخیل باشد. با این مقدمه که به آن پرداختیم.
محمد رضا امانی مدیری بود که در زمان حضورش در استان چه در زمان دولت خاتمی که با پیگیری و تلاش بیوقفه گسترش صنعت گردشگری، ساماندهی و توجه بیشتر به میراث فرهنگی و انجام برنامههای متنوع و عامهپسند فرهنگی را در دستور کار داشت که الحق و الانصاف در این زمینه برای استان لرستان کم نگذاشت. با این حال تنها به سبب اختلافات سلیقهای و قرار نگرفتن در برخی معاملات سیاسی از این عرصه کنار گذاشته میشود؛ مبحثی که مدتهاست در استان به تناوب طرح میشد و انگیزه کار را از این مدیر گرفته بود.
طرح اسامی مختلف برای جایگزینی امانی در طول ماه های گذشته به امری عادی تبدیل شده بود و مشخص بود که مدیریت ارشدوبرخی از نمایندگان استان تمایلی به تداوم کار امانی در حوزه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ندارند که این مطلب در مناسبات مختلف در رفتار و برخوردهای برخی نمایندگان با مصاحبه های انچنانی هویدا بود.
اکنون مدیریت ارشد استان فردی از تبار گیلان که سبقهای چند نیز در استان کردستان را داشته، برای جانشینی امانی به استان فراخوانده است تا شاید زبان وی را بهتر متوجه شود. با این تغییرات اساسی که در مدیریتهای استان از زمان حضور بازوندشکل گرفته که با سکوت و ناتوانی برخی از نمایندگان استان بعضا با روند بومی سوزی نیز همراه بوده، جا دارد که یک خسته نباشید اساسی به این عزیزان بگوییم و از ایشان بخواهیم برای شعارهای خود موضوع جدیدی به غیر توجه به مدیران بومی و بومی سازی پیدا کنند که در این وادی اگر خموش بمانیم بیشتر به صرف و صلاح ایشان خواهد بود.
امانی ازمدیریت کلان میراث فرهنگی استان رفت اما این او و مدیرانی مشابه او نیستند که ضرر میکنند، این استان ما است که بازنده این تغییرات بیرویه و حساب نشده خواهد بود. مدیر جدید هرچقدر هم توانمند، اما چقدر زمان لازم است تا شناخت کافی و وافی از پتانسیل و ظرفیتهای این حوزه در استان پیدا کند؟ آیا صرفا با چند سال مدیریت در استانهای دیگر، فردی میتواند مدعی این باشد که میتواند در عرصه گردشگری و میراث فرهنگی مدیریت موثری را به مرحله اجرا درآورد یا ما باز هم زمان از دست خواهیم داد؟ امیدواریم نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی و کسانی که ادعای دلسوزی برای این استان را دارند با نگاه تیزبینانه و پیگیری مجدانه، مصالح استان را در این تغییرات در نظر بگیرند و اگر تغییری را به صلاح نمیبینند، با تمام توان از بروز آن تغییر ممانعت کنند که انتظار مردم از آنها نیز چیزی جز این مساله نمیتواند باشد.
حداقل انتظار اصحاب رسانه از مدیریت ارشد استان شفاف سازی در این حوزه و ارائه توضیحات کافی در مورد تفکرات تعیین کننده تغییرات مدیریتی در استان لرستان است که به بزرگترین علامت سوال این روزهای استان تبدیل شده است. قصد حمایت چشم بسته نداریم اما معتقدیم امانی کار خود را بلد بود و عملکرد موفقی داشت، حال اگر استاندار لرستان مشکلی در کار وی میدید، انتظار میرفت که به صراحت این مساله را باز کرده و موجب تنویر اذهان بویژه جامعه رسانهای استان شود.
به نظر می رسد یکی از علل مهم توسعه نیافتگی استان لرستان در بسیاری از برهههای زمانی، ناشی از سوءمدیریتها، فقدان برنامه و نبود نظارت اجتماعی و همین طور نقد عملکرد ها از سوی مردم و افراد موثر و نیز برخی از رسانه هابوده است. بدیهی است مدیر ناتوان در نبود نقد و نظارت اجتماعی، در حاشیه امن قرار می گیرد و صرفا به توسعه و موفقیت های شخصی و کسب سابقه و تجربه برای ارتقا خود در مناصب بالا و بالاتر می اندیشد.
بلاشک چنین مدیران که در لرستان ما کم هم نبوده اند موجب هدر رفت فرصتها، اتلاف سرمایه و منابع و ابقا بیشتر محرومیت ها شده اند. اگر گفته شود لرستان مامن مناسب برای بسیاری از مدیران نا کار آمد وبی تجربه بوده و در مساله "فرصت سوزی ها" رکورد دار است سخن به گزاف نگفته ایم. دامن زدن و ایجاد و گسترش فضای برچسب وتهمت؛ حذف و تخریب، دسته دسته کردن و آسیب رسانی به همبستگی آحاد مردم و ایجاد کدورت ها و جدایی ها، حب وبغض ها، بی تقوایی و درد مردم نداشتن، صرف انرژی فراوان در جهت به انزوا کشاندن نیروهای متعهدو کارآمد، خلاق و اثرگذار بومی ویا غیر بومی، وترجیح منافع شخصی بر منافع عمومی و بی تفاوتی در قبال معضلات کاملا مشخص استان و... عمده ترین عوامل فرصت سوزی ها وخروج نخبگان و نیروهای دلسوز لرستان به شمار می آیند.
یاداشت محمود داودی نژاد