نوزدهمین نشست خیر و خرد برگزار شد
به گزارش برنا؛ دکتر احمد میدری با بیان این مقدمه که هر کس از منظری به مسئله آموزش و پرورش نگاه میکند و تا زمانی که میان مبانی مختلف تجمیع صورت نگیرد توافقی نیز حاصل نخواهد شد، گفت: گروههای مختلف از جمله معلم؛ خانواده؛ دانشآموز؛ مدیر مدرسه؛ مسئولین آموزش و پرورش؛ داوطلب کنکور هریک از یک منظر به مسئله آموزش و پرورش مینگرد؛ اما نحوه پرداختن یک تحلیلگر و کنشگر به مسئله آموزش و پرورش متفاوت است؛ چراکه یک کنشگر علاوه بر نیازسنجی به دنبال حل مسئله است و معتقد است مسائل مهم بسیاری وجود دارد اما توان حل تمام آنها برای یک کنشگر وجود ندارد؛ بنابراین در برنامهریزی باید هم نیاز و هم امکان حل مسئله دیده شوند. یک کنشگر دیدگاه عملگرایانه و پراگماتیستی به مسئله دارد و به دنبال این است که در میان مسائل مهم کدام یک را میتواند حل کند.
برای حل مسئله آموزش و پرورش ابتدا باید دید مسئله اصلی نظام سیاسی ایران چیست
میدری گفت: آموزش و پرورش بخشی از نظام اقتصاد کلان و بخشی از نظام بودجهریزی و بخشی از نظام سیاسی است؛ بنابراین برای حل مسئله آموزش و پرورش ابتدا باید دید مسئله اصلی نظام سیاسی ایران چیست و من به عنوان یک کنشگر برای ایرانِ امروز چه میتوانم بکنم؟ مسئله اصلی ایران این است که دچار شکافهای بزرگ سیاسی؛ اجتماعی و فرهنگی شده؛ شکافهایی که تاکنون برای جامعه ایران مشکلات اساسی ایجاد کرده است.
میدری هنرِ یک کنشگر و تحلیلگر را در این معرفی کرد که مسئله مشترکی را بیابد که همه ایرانیان و از جمله نظام سیاسی میتوانند روی آن توافق کنند.
وی گفت: من به عنوان تحلیلگر امر آموزش و پرورش و مسئلههایی از آموزش و پرورش که بتوان آنها را حل کرد و پیش از حل آنها بتوان روی آنها توافق کرد را موضوع مشترک میدانم. قابل حل بودن این مسائل در گرو قابل توافق بودن بر سر آنهاست و اما چه چیزی در آموزش و پرورش قابل حل است؟
وی در پاسخ به پرسش مطرحشده گفت: مسئله تالیف کتب درسی قابل حل نیستند چراکه تالیف کتب یک مسئله ایدئولوژیک و امنیتی است و دور آن خط کشیده شده است؛ وی افزود: همچنین بر سر مسئله گزینش در نظام آموزش و پرورش ایران نیز نمیتوان توافق حاصل کرد.
اما بر سر چه چیزی میتوان توافق کرد؟ بر سر اینکه 980 هزار کودک ایرانی خارج از مدرسه هستند این مسئله همهی حکومت و همهی مردم ایران است؛ چراکه هر کس که بخواهد تفکر انتقادی داشته باشد ابتدا باید بتواند بخواند و بنویسد.
وی با اشاره به این اینکه آموزش و پرورش اعلام کرده 41 درصد دانشآموزان پایه چهارم حداقل نمره را نتوانستهاند بگیرند، گفت: در ایران فقط یک سوم کودکان معلول به مدرسه میروند که این هم یک مسئله است. او آموزش یک کودک معلول را بسیار مهمتر از آموزش یک کودک غیرمعلول دانست و گفت: هزینههای زندگی یک فرد معلول تحت امر آموزش است و ما نسبت به کودکان معلول و فقیر حس همدلی داریم و سواد را برای آنها روشنایی چشم میدانیم.
میدری گفت: اینکه چرا بچههایی که دوران متوسطه را به پایان میرسانند نمیتوانند وارد مدرسه شوند مسئله دیگریست که باید بر سر آن بحث کرد و به توافق رسید.
میدری تاکید کرد که باید بتوان مسئلههای مشترک را روی میز گذاشت. اگر از این زوایه به مسئله آموزش و پرورش نگاه کنیم، میتوانیم به نقاط روشنی برسیم. وی با اشاره به اینکهجامعه ایران دارای تکثر است و نظام سیاسی ایران هم نمایندگی بخشی از جامعه را دارد، گفت: مسئله توافق علی رغم همه اختلافات اخیر خودش یک مسئله است. جبهه اصلاحات چهاردهم شهریور یک بیانیه داد و مسئله آموزش و پرورش ایران را یک مسئله امنیتی و ایدئولوژیک معرفی کرد. فارغ از درست یا غلط بودن این گزاره باید گفت: این تنها ایران نیست که به آموزش و پرورش نگاه امنیتی و ایدئولوژیک دارد؛ بلکه به گفته جان گری، فیلسوف بزرگ لیبرال در کتاب اخیرش آموزش و پرورش همه کشورهای غربی بیش از هر زمان دیگری ایدئولوژیک و امنیتی شده است؛ این در حالیست که 14 درصد آموزش و پرورش ایران در دست بخش خصوصی است. گرچه بخش خصوصی هم در انتخاب کتاب و معلم آزادی عمل ندارد اما منفذهایی برای متفاوت بودن دارد.
ما نمیتوانیم مسئلههای بزرگ را روی میز بگذاریم؛ ابتدا باید توافقهای کوچک ایجاد کرد
میدری با اشاره به اینکه در کشورهای جهان بیش از 90 درصد آموزش و پرورش در اختیار دولت است، آموزش را نیز همچون رسانه به تعبیر منفی ابزار سلطه و کنترل و به تعبیر مثبت ابزار فرهنگسازی معرفی کرد.
اگر به اصطلاح منطق ارسطویی محرک اصلی و علتالعلل این تحلیل نهایی را آنطور که در بیانیه جبهه اصلاحات گفته شده، نگاه امنیتی و ایدئولوژیک حاکم بر آموزش و پرورش بدانیم که باعث شده قطار آموزش و پرورش ایران بر ریل بهبود قرار نگیرد، هر گونه پروژه اصلاحی در ایران مسدود میشود مگر اینکه بتوانیم یک صحنه مبارزه بزرگ علیه کسانی برپا کنیم که امنیتی و ایدئولوژیک فکر میکنند و در این نبرد همه ما بازنده خواهیم شد اصلا زمان نبرد نیست؛ توان نبرد نیست و این نبرد همه ما را مستهلک خواهد کرد.
باید ابتدا در جامعه ابتدا توافقهای کوچک ایجاد کرد و بعدبر سر اختلافات اساسی توافق کرد؛ ما نمیتوانیم مسئلههای بزرگ را روی میز بگذاریم.
نظام آموزش و پرورش در پرورش سوژه یا انسان آرمانی مطلوب نظر خود ناکام بوده؛ چراکه این کار شدنی نیست
دکتر نعمتالله فاضلی نویسنده کتاب مسئله مدرسه در ادامه این نشست با تاکید بر وجود مسئلههای آموزش و پرورش و وجود لنزهای مختلف برای تحلیل وضعیت موجود گفت:در کتاب مسئله مدرسه به بازاندیشی انتقادی نظام آموزشی در ایران پرداخته شده و مسئله مدرسه را از زاویه تاریخی-جامعهشناختی-انسانشناختی تحلیل شده است؛ تلفیقی از شیوهی مسئلهشناسی که از آن به عبارت تحلیل فرهنگی کردن نام برده شده است.
فاضلی گفت: اگر از زاویه فرهنگی به مسئله مدرسه نگاه کنیم پاسخ من این است که آموزش و پرورش امروز ما نمیتواند سوژه را تربیت کند یعنی فرد اعلی و گونهای از آدم که به مدرسه فرستاده میشود تا رشد کند و بالغ و بالنده شود و در جامعه نقش خود را ایفا کند. آموزش و پرورش با وضعیت کنونیاش نمیتواند این کار را بکند و این مسئلهی اصلیاش است.
وی تاکید کرد: نظام آموزش و پرورش در پرورش سوژه یا انسان آرمانی مطلوب نظر خود ناکام بوده؛ چراکه این کار شدنی نیست. آنچه در اسناد و گفتمان رسمی آموزش و پرورش گفته و هدفگذاری شده همین انسان انقلابی وفادار است. این تعابیر به بیانات متفاوتی در اسناد و در عمل آموزش و پرورش و در نظام گزینش معلم؛ فضای نمادین مدرسه؛ کتب درسی و بلاغت روسای نظام آموزش و پرورش هم دیده میشود که در قالبهایی مثل اسلامی کردن و آموزشهای دینی و برنامههای آیینی و مناسکی دنبال کرده است. چنین چیزی در عمل اتفاق نیفتاده است و جز جمعیت اندکی از دانشآموزان، چنین سوژهای در حوزه عمومی جامعه دیده نمیشود و هر چقدرجلوتر میآییم در نسلهای جدید این سوژه کمرنگتر میشود.
مدرسه سوژه مقاوم تولید میکند؛ انسانی که نسبت به گفتمان رسمی و آرمانها و اهداف حاکمیت سویه دارد
فاضلی با تاکید بر اینکه در بستر جامعه ایران معاصر و ایران آینده این امر شدنی هم نیست و نمیتوان تیپ انسان مومن را از طریق آموزش و پرورش ایجاد کرد دلیل این عدم امکان را چنین عنوان کرد که در چارچوب مدرسه چنین چیزی شدنی نیست چون فضای تاریخی و تمدنی ایران و همینطور جامعه جهانی در این مسیر حرکت نمیکند.
فاضلی در ادامه گفت: جامعه متکثر است و چنین جامعهای خواهانِ سوژه انقلابی، سیاسی و ایدئولوژیک نیست. اما پرسش این است که اگر مدرسه این سوژه را تولید نمیکند پس چه تولید میکند؟
فاضلی در پاسخ به این پرسش گفت: مدرسه سوژه مقاوم تولید میکند انسانی که نسبت به گفتمان رسمی سویه دارد و جهتگیری میکند؛ یعنی نه تنها منفعل نیست بلکه در برابر آن فعال است.
این نویسنده با اشاره به اینکه امروز مادرها و پدرها تحصیلکرده جویای چیستی و چگونگی آموزشهای مدرسه هستند و فرزند خود را در برابر آموزههای مدرسه مقاوم میکنند، افزود: علاوه بر اینها رسانهها نیز تجربههای یادگیری را به بچهها منتقل میکنند و اگر آموزش مدرسه با اقتضائات تاریخ و زمانه سازگار نباشد، درک شهودی بچهها آن را پس میزند و سویه دیگری پیدا میکند و دانشآموز تبدیل به سوژه مقاوم میشود و حالا حاکمیت باید برای کنترل این سوژه مقاوم هزینه مضاعفی بکند که نتیجهاش خشم و آزردگیو دلزدگی دانشآموز از مدرسه، معلم و کتاب درسی است.
این ارتباط غیرارگانیک و مکانیکی باعث به وجود آمدن تعارضات فرهنگی در چند دهه اخیر در ایران شده و سیاستِ سوژه را ناکام گذاشته و سوژه مقاوم ایجاد کرده است.
مشکل نظام آموزش و پرورش ناتوانی در پرورش سوژه مدنی است
دکتر فاضلی مشکل نظام آموزش و پرورش را ناتوانی در پرورش سوژه مدنی دانست و گفت هر قدر وابستگی و تعلق مدرسه به حاکمیت بیشتر است، به همان اندازه فرزندانی که تربیت میکندد نابهنجارترند چون سوژههای مقاومتری تربیت میکنند.
این پژوهشگر با بیان این پرسش که چرا جامعه مدنی خواهان یک سوژه مدنی نمیشود؛ گفت ما میتوانیم بر سر یک سوژه مدنی بحث کنیم که با زندگی کلانشهری سازگاری دارد و میتواند فردیت و خلاقیت داشته باشد و ما باید به جایی برسیم که ملت و حاکمیت از هم نترسند.
فاضلی با تاکید بر اهمیت گفتگو و شکلگیری گفتمانهای متکثر گفت: کنشگران که میتوانند نقدهای صریحتری را مطرح کنند و این دلسوزی برای حاکمیت هم هست که متوجه شود آنچه در پی آن است نه اتفاق افتاده و نه اتفاق خواهد افتاد و باید هر چه سریعتر راه تازه را آغاز کرد و بازاندیشی انتقادی را صورت داد.
انتهای پیام/