چالشهای گردشگری در جنوب ایران
قدم اول، اجاره سوئیت و ویلا که محل اسکان مشخص شود. قدم دوم، تهیه مواد غذایی و قدم سوم سوار ماشین شدن و رفتن سفر! این بهترین حالت سفرهای اکثریت جوان های ایرانی است. اما مقصر اصلی این تفکر نهادینه شده آنها نیستند. این تفکر برآمده از دل، نبود آموزش ها و پروش هاست. چالش گردشگری از قبیل این مسائل ریز کم ندارد و بی توجهی مدام از آن امری طبیعی ساخته که برای توسعه صنعت گردشگری خطرناک است!
چالش های گردشگری در جنوب ایران

امروزه تقریبا همه ی ما لق لقه زبانمان عدم توسعه گردشگری در کشورمان است. و به قول حکیم سخن، زِ مصلحت مجلس آراستند*** نشستند و گفتند و برخواستند. ساعتهای زیادی نیز در مورد چالشهای آن حرف میزنیم. اما کسی نمیپرسد که مسئولیت این ضعف و چالشها به عهده کیست. ما به استناد اغلب صاحب نظران، به واسطه قدمت تاریخی، تمدنی، جغرافیایی و ... عوامل لازم تبدیل شدن به یک کشور تورسیتی را داشته و داریم. اما آورده اقتصادی، فرهنگی، هنری و اجتماعی ما از آن همه داشته چیزی نزدیک به صفر است. رتبه بالای صد ما در حوزه گردشگری شاهد این ماجراست. البته جسارت گام نهادن در این عرصه ثروت افزا را نداریم، چرایی هایی دارد. به همین دلیل من در این نگاشته یک قدم به عقب برگشتم تا بررسی چالشهای موجود را ریشهای انجام داده و نتایج مهم را با شما به اشتراک بگذارم.
در این راه از افراد مختلفی کمک گرفتم. یکی از آنها ارتباط همکاریمان، موسس لیدوماتریپ (مهندس میلاد امیری) است. این بخش با توجه به پلتفرمی که مهندس رنگ بوی تخصصی حوزه ایشان را دارد. ولی حرفهای تکان دهنده و حرکت آفرین از آن بیرون آمد. هدفم از این مصاحبه به دست آوردن ایده اصلی کارم بود که چالشاش به همان اندازه چالشهای توسعه گردشگری است. امیدوارم گپ و گفت ما نیز همچون سخن حکیم توس نباشد و در نهایت یک قدمی رو به جلو باشد. قصه من از اینجا شروع شد بیمقدمه رفتم سر اصل مطلب.
من : اجازه پاسخ ندادن به این سوال را هم دارید. سوالم این است که شما بیشتر دغدغه شخصی خودتان را دارید تا رفع چالشهای گردشگری.
امیری : بله همینطور است و باید همینطور باشد. من زمانی که بتوانم به خودم کمک کنم، می توانم به شما هم کمک کنم. باورم این است. بزارید با مثالی برای شما بگویم. شما سفر می کنید که حالتان بهتر شود و لذت ببرید.
من : اغلب.
امیری : از آغاز سفر هم هزینههای شما شروع می شود. از خرید مواد غذایی گرفته تا اجاره ویلا. آیا این هزینه ها را برای خودتان خرج می کنید یا دیگران؟
من : متوجه منظورتان هستم.
امیری : بدیهی است که نه تنها به عنوان هزینه کرد به این مخارج نگاه نمی کنید، بلکه غالبا این موضوع را نوعی سرمایه گذاری برای بهتر شدن حال روحی و جسمیتان میدانید. مسئله ریشهای ماهم در حوزه صنعت گردشگری به این موضوع بر میگردد.
من : موضوعِ؟
امیری : باور. باور نداریم که ما باید تصمیم بگیریم تا رشد اتفاق بی افتد. باور نداریم که باید خودمان برای خوب شدن حالمان دست به عمل بزنیم و مدام میگوییم دیگران مانع تراشی میکنند. پیشنهاد من این است که جوانان امروز وارد صنعت گردشگری شوند.
من : تصمیمات ما در بیشتر مواقع راه بجایی نمی برد و تاثیرگذاران در این حوزه افراد دیگری هستند.
امیری : متوجه حرفتان هستم. اما حقیقتا اینگونه نیست. آنها هم بخشی از مسیر هستند. ما در حوزه گردشگری آدمهایی داریم که یک تنه تحول ایجاد کردن و بگونهای راه را برای دیگران ساختند. چندین سال پیش در یکی از استانها فردی خانه خودش را به مسافران اجاره میداد. خانه ایشان ساختاری بومی داشت. استقبال زیادی شد. ایشان هم خانههای دیگری خریداری کرد و این موضوع گسترش یافت. امروزه ما آن خانهها را به عنوان اقامتگاههای بومی میشناسیم. رشد سالهای اخیر اقامتگاههای بومی حاصل تصمیم آن شخص بود. آیا کسی به ایشان گفته بود که چنین طرحی را اجرا کند. تا آنجایی که من اطلاع دارم، خیر. رشد ایشان متکی به تفکر و تجربه شخصیش بود، اما حالا از بهره آن تجربه، خیلی از افراد برخوردارند. ضعف اصلی این تفکر متکی به دیگران است.
من : در حوزه گردشگری نیاز به خلاقیت کمتر احساس می شود. کافی است نگرش صاحب اثران تغییر کند. من هم حرف شما را متوجه میشوم. این کارها کمابیش انجام شده، ولی نتیجه مطلوبی که توسعه حقیقی را تحقق بخشد، تا الان مشاهده نمی کنیم. باید تواناییهای همه نقاط کشور را در نظر بگیریم. ببنید، من در دو استان با دو ساختار متفاوت (متمول و فقیر) زندگی طولانی مدت داشتم. استانهای دیگر را هم کمابیش تجربه کردم. باید قبول کنید که ساختار جنوب کشور با شمال کشور متفاوت است. نسخه قابل ارائه نباید حائز ملاحظات دقیقتری باشد؟
امیری : با بخش ماقبل آخر حرفتان موافقم و تاکید میکنم فقط تفاوت دارد. (مکث. مانیتور را به سمت من چرخاند. عبارتی که در اینترنت جستجو کرده؛ منزل مبله در بوشهر برای مسافران) مثالی که بالا زدم خروجیش این شده که میبینید. حرف ما این است که در این صنعت رشد، برعکس حالت معمول و غالب ذهنی عامهی مردم، از جامعه هدف برمیخیزد. این جامعه یا با استفاده از تجربه دیگران، یا خلاقیت فردی، یا بسترشناسی موارد موجود، دست به اقدام میزنند. مثالی که برایتان زدم یکی از استانهای کم برخوردار است و میتوان گفت در برابر توسعهای که جزیره کیش و قشم داشته، تقریبا عقب مانده است. به عنوان مثال اجاره سوئیت در قشم به راحتی آب خوردن است در بخش های مختلفش. اما در بوشهر نه، اینگونه نیست.
من : باوری که وجود ندارد را چگونه می توان ایجاد کرد؟
امیری : این وظیفه امسال من و شماست. ما در لیدوماتریپ این تجربه را داشتیم و موفق بود.
من : چه تجربهای؟
امیری : داشتن امکانات و نحوه درست عرضه آنها. من سه شهری که نام بردم را مقایسه می کنم. بوشهر توسعه گردشگری کمتری دارد اما میتواند از کیش و قشم الگو برداری کند. یافتن سوئیت در کیش راحت است چون بخش های خصوصی از این بستر استفاده کردند. شما می توانید توسعه بخش تفریحی را کامل کنید و حضور بخش خصوصی را بیش از پیش ببینید. بازهم وضعیت اجاره سوئیت در بوشهر نسبتا امیدوار کننده است، اما در شهرستانهای دیگر این استان ما به شدت کمبود را احساس میکنیم. در صورتی که اماکن تفریحی و تاریخی و ... زیادی دارند. من حتی به شما قول میدهم درآمد اجاره ویلا در کیش با بوشهر هیچ تفاوتی نخواهد داشت. به شرط برطرف کردن این نوع چالش.
من : امکان ساخت ویلا و سوئیت نیاز به سرمایه گذاری کلان دارد.
امیری : همانطور که گفتنم قبل از آن نیاز به باور بزرگ دارد تا دیدی وسیعتر و ...
ادامه دارد
جمع بندی بخش اول

بهره گیری از قشر جوان که امروز جامعه از آن برخوردار است، نیاز به اقدام فوری دارد. سرمایه انسانی در حال حاضر می تواند چالشهای موجود صنعت گردشگری را با شتاب بیشتری رفع کند و این امر با چند جانبه گرایی قابل انجام است. جنبههای نظیر تاثیرات اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی، علمی، سلامت و ... نگرش وسعی به متولیان امر میدهد. در قسمت بعدی به صورت مصداقی این موارد را باهم مرور خواهیم کرد.
برچسب ها : تحول گردشگری,چالشهای گردشگری,گردشگری,سفر,اجاره سوئیت در کیش,اجاره سوئیت در قشم,اجاره سوئیت در بوشهر
این محتوا حاوی تبلیغات میباشد