چشمانداز روشن نبرد طوفان الاقصی؛ اسرائیل در لبه پرتگاه
به گزارش خبرگزاری برنا؛ حمید خوشآیند کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی نوشت:
یکی از سئوالات مهمی که این روزها پرسیده میشود این است که بالاخره نبرد غزه کی تمام میشود؟ و پیروز این جنگ کدامیک از طرفین است؟
در پاسخ به سئوال نخست باید گفت، پایان جنگ را میدان مشخص میکند نه چیز دیگر. اگرچه ابتکار عمل در صحنههای میدانی به دست گروههای مقاومت فلسطینی و در سطحی فراتر جبهه مقاومت است اما با وجود این نمیتوان زمانی دقیقی را برای پایان نبرد مشخص نمود.
رژیم صهیونیستی به دنبال موفقیت میدانی از طریق تهاجم زمینی است؛ چرا که بر اثر این نبرد با یک بحران جدی موجودیتی مواجه شده. این موفقیت و پیروزی هم به این راحتی به دست نمیآید. کمااینکه هیچ چشماندازی هم برای موفقیت رژیم صهیونیستی در این جنگ وجود ندارد؛ اینکه به طور شبانهروزی در حال بمباران غزه است هم نمیتواند باعث پیشرفت و پیروزی رژیم جنایتکار در این نبرد شود.
تا الان که نزدیک به 20 روز از عملیات طوفا الاقصی میگذرد رژیم صهیونیستی و بزرگترین حامی این رژیم در کشتار غزه یعنی آمریکا، بازنده اصلی صحنههای میدانی، نظامی، امنیتی، سیاسی و رسانهای هستند.
اینکه از روزهای گذشته شاهد آغاز دوباره اعتراضات داخلی در اراضی اشغالی و علیه نتانیاهو هستیم که خانواده اسرای صهیونیستی مقابل وزارت جنگ علیه نتانیاهو شعار میدادند، مسأله کمی نیست. علاوه بر این در 10 شهر صهیونیستی هم اعتراضاتی علیه کابینه نتانیاهو به راه افتاده است. همچنین در برخی دانشگاههای رژیم غاصب هم دانشجویان به شکل دیوارنوشته یا در شبکههای اجتماعی سخنانی را در ستایش ایستادگی مردم فلسطین میگویند و مینویسند.
در حال حاضر حدود 80 درصد از ساکنان اراضی اشغالی معتقدند نتانیاهو مسئول شکست در «محافظت از شهرکهای اطراف غزه» است. بیش از نصف رأیدهندگان به حزب لیکود یعنی حزب نتانیاهو هم بر این باورند او پس از جنگ با مقاومت فلسطین باید استعفا دهد و صحنه سیاست را ترک کند. حتی اعتراضات به داخل ارتش نیز کشیده شده و در یک اقدام قابل تأمل یک سرباز صهیونیستی در یک پایگاه نظامی به نتانیاهو که برای بررسی وضعیت نیروهای امنیتی آمده بود فحاشی کرده و حمله ور شده بود! علاوه بر این، تعداد زیادی از کارمندان هم با سیاستهای نتانیاهو به شدت مخالفند و همین مسئله موجب خشم تندروها شده، لذا با سیاست «گازانبری» خواهان مقابله با این مخالفان داخلی هستند.
اینها نشان میدهد رژیم صهیونیستی که تا الان حدود 15 میلیارد دلار کمک مالی از آمریکا دریافت کرده و مدرنترین جنگافزارهای و به اصطلاح قدرتمندترین ارتش را در اختیار دارد، در سطح افکار عمومی داخل هم با شکست مواجه شده است.
بنابراین در حال حاضر رژیم غاصب صهیونیستی دو راه در پیش رو دارد؛ یا باید جنگ را برای مدت نامشخصی و با تلفاتی که به مراتب بیشتر خواهد شد ادامه دهد، یا تحت داخلی و خارجی و عصبانیتی که در افکار عمومی جهان از نسلکشی در غزه به وجود آمده به وضعیت موجود تن بدهد و جنگ را متوقف کند. نکته قابل تأمل اینکه مقاومت فلسطین هم بدون دریافت امتیازات اساسی و تقاص خون شهدای غزه از صحنه کنار نمیکشد حتی اگر رژیم صهیونیستی بخواهد. لذا هم صحنه بسیار پیچیده است، هم رژیم صهیونیستی با سختترین شرایط تصمیمگیری در ۷۵ سال گذشته مواجه است.
نکته بعدی که بسیار مهم است و حائز اهمیت این است که حماس و جهاد اسلامی در همان روز نخست آغاز عملیات به اهدافی که داشتند در دو سطح استراتژیک و تاکتیکی رسیدند. نقطه اوج این عملیات، ۴ ساعت روز اول یعنی از ۶:۲۰ تا حوالی ظهر بود که حماس و جهاد اسلامی
یکی از سئوالات مهمی که این روزها پرسیده میشود این است که بالاخره نبرد غزه کی تمام میشود؟ و پیروز این جنگ کدامیک از طرفین است؟
در پاسخ به سئوال نخست باید گفت، پایان جنگ را میدان مشخص میکند نه چیز دیگر. اگرچه ابتکار عمل در صحنههای میدانی به دست گروههای مقاومت فلسطینی و در سطحی فراتر جبهه مقاومت است اما با وجود این نمیتوان زمانی دقیقی را برای پایان نبرد مشخص نمود.
رژیم صهیونیستی به دنبال موفقیت میدانی از طریق تهاجم زمینی است؛ چرا که بر اثر این نبرد با یک بحران جدی موجودیتی مواجه شده. این موفقیت و پیروزی هم به این راحتی به دست نمیآید. کمااینکه هیچ چشماندازی هم برای موفقیت رژیم صهیونیستی در این جنگ وجود ندارد؛ اینکه به طور شبانهروزی در حال بمباران غزه است هم نمیتواند باعث پیشرفت و پیروزی رژیم جنایتکار در این نبرد شود.
تا الان که نزدیک به 20 روز از عملیات طوفا الاقصی میگذرد رژیم صهیونیستی و بزرگترین حامی این رژیم در کشتار غزه یعنی آمریکا، بازنده اصلی صحنههای میدانی، نظامی، امنیتی، سیاسی و رسانهای هستند.
اینکه از روزهای گذشته شاهد آغاز دوباره اعتراضات داخلی در اراضی اشغالی و علیه نتانیاهو هستیم که خانواده اسرای صهیونیستی مقابل وزارت جنگ علیه نتانیاهو شعار میدادند، مسأله کمی نیست. علاوه بر این در 10 شهر صهیونیستی هم اعتراضاتی علیه کابینه نتانیاهو به راه افتاده است. همچنین در برخی دانشگاههای رژیم غاصب هم دانشجویان به شکل دیوارنوشته یا در شبکههای اجتماعی سخنانی را در ستایش ایستادگی مردم فلسطین میگویند و مینویسند.
در حال حاضر حدود 80 درصد از ساکنان اراضی اشغالی معتقدند نتانیاهو مسئول شکست در «محافظت از شهرکهای اطراف غزه» است. بیش از نصف رأیدهندگان به حزب لیکود یعنی حزب نتانیاهو هم بر این باورند او پس از جنگ با مقاومت فلسطین باید استعفا دهد و صحنه سیاست را ترک کند. حتی اعتراضات به داخل ارتش نیز کشیده شده و در یک اقدام قابل تأمل یک سرباز صهیونیستی در یک پایگاه نظامی به نتانیاهو که برای بررسی وضعیت نیروهای امنیتی آمده بود فحاشی کرده و حمله ور شده بود! علاوه بر این، تعداد زیادی از کارمندان هم با سیاستهای نتانیاهو به شدت مخالفند و همین مسئله موجب خشم تندروها شده، لذا با سیاست «گازانبری» خواهان مقابله با این مخالفان داخلی هستند.
اینها نشان میدهد رژیم صهیونیستی که تا الان حدود 15 میلیارد دلار کمک مالی از آمریکا دریافت کرده و مدرنترین جنگافزارهای و به اصطلاح قدرتمندترین ارتش را در اختیار دارد، در سطح افکار عمومی داخل هم با شکست مواجه شده است.
بنابراین در حال حاضر رژیم غاصب صهیونیستی دو راه در پیش رو دارد؛ یا باید جنگ را برای مدت نامشخصی و با تلفاتی که به مراتب بیشتر خواهد شد ادامه دهد، یا تحت داخلی و خارجی و عصبانیتی که در افکار عمومی جهان از نسلکشی در غزه به وجود آمده به وضعیت موجود تن بدهد و جنگ را متوقف کند. نکته قابل تأمل اینکه مقاومت فلسطین هم بدون دریافت امتیازات اساسی و تقاص خون شهدای غزه از صحنه کنار نمیکشد حتی اگر رژیم صهیونیستی بخواهد. لذا هم صحنه بسیار پیچیده است، هم رژیم صهیونیستی با سختترین شرایط تصمیمگیری در ۷۵ سال گذشته مواجه است.
نکته بعدی که بسیار مهم است و حائز اهمیت این است که حماس و جهاد اسلامی در همان روز نخست آغاز عملیات به اهدافی که داشتند در دو سطح استراتژیک و تاکتیکی رسیدند. نقطه اوج این عملیات، ۴ ساعت روز اول یعنی از ۶:۲۰ تا حوالی ظهر بود که حماس و جهاد اسلامی
هرچه خواست کرد و به آنچه که در ابعاد امنیتی، نظامی، سیاسی، منطقهای و بینالمللی و حتی در حوزه عملیات روانی میخواست به آن رسید.
بنابراین رژیم صهیونیستی خیال میکند با حملات هوایی که ۸۰ درصد آن کور بوده و شهروندان عادی و زنان و کودکان و مراکز غیرنظامی را هدف قرار میدهد، میتواند دست پر از این جنگ بیرون آید؛ باید قبول کند که امروز اوضاع فرق کرده است و مقاومت امروز مقاومت چند سال قبل نیست و دیگر موفقیتی در این جنگ جز قتل عام غیرنظامیان و کودکان برایش وجود ندارد. این جنگ عملاً رژیم صهیونیستی را در لبه پرتگاه تحولات میدانی قرار داده و مطمئناً اگر حمایت آمریکا نبود در چند روز نخست عملیات، رژیم اشغالگر در این جنگ نابود شده بود.
انتهای پیام/