اختلال جنسیتی دستاورد مدرنیته برای زنان
به گزارش خبرگزاری برنا، یکی از پیامدهای مهم سبک زندگی جدید که اشتغال بیرون از خانه زنان یکی از مولفه های مهم آن است، بروز اختلال در هویت جنسیتی افراد و به ویژه از بین بردن هویت زنانه است. الگوی سنتی نقش زن و مرد که عبارت از مرد – نان آور و زن – خانه دار بود در دنیای مدرن و تحت تاثیر اقتضائات اقتصادی و فرهنگی دچار تحول و دگرگونی گردیده و امروزه شاهد الگوی دیگری از نقش افراد در جامعه هستیم. در دنیای امروز با فراگیر شدن ارزش های نظام سرمایه داری توسط امپراطوری رسانه ای غرب، تاثیر و نفوذ هنجارهای نظام سنتی دیگر کمرنگ شده و زنان که تا قبل از آن نقش خانه داری را برای خود پذیرفته بودند دیگر حاضر نیستند به آن اکتفا نموده و هویت خود را در جای دیگری جستجو می کنند. این هویت همان چیزی است که نظام سرمایه داری با الغای ارزشمندی دخالت مستقیم در تولید ثروت و فعالیت اقتصادی، آن را در بازار کار و ایفای نقش های مردانه دوشادوش آنان ایجاد کرده است.
اختلال در هویت زنانه در ابعاد زیر صورت گرفته است:
1- افزایش سن ازدواج دختران
یکی از ابعاد بروز اختلال در هویت اصیل زنانه که از پیامدهای گرایش زنان به اشتغال است، افزایش سن ازدواج دختران و سخت گیر شدن آنان در انتخاب مورد ازدواج است. دختران با احراز فرصت های شغلی موقعیت های اجتماعی تازهای می یابند و شرایط سخت تری برای ازدواج خود در نظر می گیرند. یک زن شاغل تمایل چندانی ندارد که با فردی جویای کار یا با شخصی با موقعیت شغلی پایینتر ازدواج کند. از سوی دیگر، دغدغة حمایت اقتصادی، خود یکی از انگیزه های تمایل به ازدواج است که در زنان دارای مشاغل ثابت و حمایت های تعیین شدة ایام بازنشستگی کمتر دیده میشود. بنابراین احتمال بیشتری وجود دارد که دختران شاغل به سن تجرد قطعی برسند.
2- فشار مضاعف و کاهش شادابی زنان
از دیگر ابعاد بروز اختلال در هویت زنانه، فشار مضاعف بر زنان شاغل و خانه دار است که باعث از بین رفتن یا کاهش شادابی زنان برای حضور در کنار خانواده می شود. خانه داری در زمرة فعالیت های سخت و دشوار است، اما تفاوت آن با مشاغل رسمی این است که در خانه فشار برای انجام دادن کار وجود دارد ولی سرعت کار بنابر میل شخصی تنظیم می شود. این ویژگی کار خانگی با روحیات زنانه هم خوانی تام دارد. اما تقاضای بازار کار با تقاضای خانه بسیار متفاوت است. «ایفای هم زمان نقش های خانگی و اجتماعی، هم به دلیل ناهمخوانی بسیاری از مشاغل اجتماعی با ویژگی¬های زن، و هم بهدلیل فشار ناشی از جمع این دو فعالیت، زنان را آسیبپذیر میسازد»
3- بی میلی به فعالیت های خانگی و تغییر در ساختار نقش های خانگی
تغییر ساختار عمودی به ساختاری که در آن مدیریت تقسیم شده باشد از پیامدهای اشتغال زنان و ابعاد بروز اختلال در هویت اصیل زنانه به شمار می رود. معادلة تغییر به این صورت است که در آغاز زنان متمایلاند با حفظ نقش های خانگی، اشتغال مدرن را نیز تجربه کنند. پس از رو به رو شدن با تعارض نقش های خانگی و اجتماعی، و تحمل فشار دو چندان، به این واقعیت پی می برند که نباید از خودشان انتظار «ابرزن» داشته باشند و بهدلیل ارزشمندی اشتغال و کم ارزش شدن نقش های خانگی ترجیح میدهند با حفظ موقعیت شغلی، فعالیت خانگی را با همسران خود تقسیم کنند.
4- تأثیر بر فرزندخواهی
یکی دیگر از ابعاد بروز اختلال در هویت زنانه، تاثیر بر فرزندخواهی زنان و بی میل شدن آنان به این تمایل فطری در درون خود است. نخستین موضوع درخور تأمل، تأثیر اشتغال زنان بر کاهش تعداد فرزندان در خانواده و پیامدهای بی فرزندی یا کم فرزندی بر حیات فردی و مناسبات خانوادگی است. با گسترش اشتغال زنان، هم فاصلة میان ازدواج و فرزندآوری افزایش می یابد و هم از تمایل به فرزند آوری کاسته می شود. اگر بپذیریم که در طبیعت زن تمایل به مادری نهفته است، ارضا نشدن این نیاز طبیعی میتواند آثاری بر روحیات وی بر جای گذارد.
نویسنده: مونا صدری کارشناس ارشد مطالعات زنان
انتهای پیام/