گاف بزرگ اسرائیل
سوالی که این روزها برای بسیاری مطرح است واحتمالا در آینده هم درباره آن مطالعات و تحقیقات زیادی انجام شد این است که با توجه به عدم وجود هیچ تناسبی در قوا میان فلسطینی ها و اسرائیلی ها چرا گروه های مقاومت فلسطین دست به عملیات 7 اکتبر زدند؟
به گزارش برنا؛ تصمیم گیری برای ورود به یک جنگ برای همه رهبران کشورها وتشکل های سیاسی ونظامی تصمیمی بسیار دشوار می باشد مخصوصا اگر موازنه قوا به نفع طرف مقابل باشد.
سوالی که این روزها برای بسیاری مطرح است واحتمالا در آینده هم درباره آن مطالعات و تحقیقات زیادی انجام شد این است که با توجه به عدم وجود هیچ تناسبی در قوا میان فلسطینی ها و اسرائیلی ها چرا گروه های مقاومت فلسطین دست به عملیات 7 اکتبر زدند؟
عملیاتی که به بهانه انتقام جویی از آن اسرائیل دست به قتل عام هزاران فلسطینی نموده و هزینه های بسیار سنگینی را بر دوش ملت فلسطین و حتی منطقه تحمیل کرده.
همه کارشناسان سیاسی و اجتماعی که مسایل مرتبط با فلسطین و منطقه را پیگیری می کنند متفق القول هستند که عملکرد دولت تندرو اسرائیل در نهایت موجب این می شد که چنین اتفاقی رخ دهد به این عملکرد فشارهای روحی و روانی و سیاسی و نظامی و تصرف سرزمین های فلسطینی ها و سکوت جامعه جهانی و حمایت بی چون و چرای ایالات متحده و انگلیس و دیگر کشورهای غربی از اسرائیل و بن بست سیاسی که امید هرگونه راه حلی برای فلسطینی ها را غیر ممکن کرده بود و روند صلح اعراب با اسرائیل بدون در نظر گرفتن مساله فلسطین و... را اضافه کنید، مسایلی که همه با هم موجب آن شد که فلسطینی ها مایوس شوند و به فکر بیافتند که یا همین الآن باید کاری کنند که میز را برگردانند یا اینکه در نهایت همه نیست و نابود خواهند شد.
روند طرح پاکسازی نژادی فلسطینی ها چه با عملیات 7 اکتبر چه بدون آن توسط اسرائیل در حال اجرا بود.
جالب تر اینکه این طرح در کرانه باختری رود اردن که تحت نظر دولت مصالحه جوی فلسطینی است سریعتر شروع شده بود و نه در غزه چون درغزه نیروهای مقاومت مسلح وجود داشتند و اسرائیلی ها امکان تصرف سرزمین ها و یا شهرک سازی درون غزه را نداشتند اما اسرائیلی ها در آنچه قرار بود منطقه بی طرف و یا کمربندی غزه باشد و نام آن را پوسته غزه گذاشته بودند طی چند سال اخیر شهرک های متعدد ساخته بودند و ساکنین این شهرک ها راعموما افراد شهرک نشین مسلح که روزانه در حال به چالش کشیدن فلسطینی ها به اشکال مختلف بودند تشکیل می دادند.
درون کرانه باختری که مساله کاملا مختلف بود و اسرائیلی ها در سرزمین هایی که طبق مقررات سازمان ملل به فلسطینی ها تعلق داشت در حال شهرک سازی بودند و در موارد زیادی به زور فلسطینی ها را از خانه های خود با احکام به اصطلاح قضایی بیرون می کردند و خانه ها را ویران می کردند و شهرک های خود را روی ویرانه خانه های فلسطینی ها ایجاد می کردند.
از زمان امضای پیمان اسلو تا به حال علیرغم اعلام علنی مخالفت ایالات متحده و کشورهای غربی شهرک سازی های اسرائیل ولی حتی یک اقدام برای فشار بر اسرائیل جهت توقف این شهرک سازی ها و یا پیش بردن روند صلح با فلسطینی ها بر اساس مصوبات سازمان ملل انجام نشد که هیچ بلکه بر عکس فشار بر علیه فلسطینی ها روز به روز بیشتر و بیشتر می شد.
البته شرح حال اوضاع فلسطینی ها قبل از 7 اکتبر شاید به صدها مقاله نیاز داشته باشد ولی کافی است اینترنت را ورق بزنید تا متوجه شوید چه شد و اینکه عملیات 7 اکتبر به چه دلیلی اتفاق افتاد.
طبق آماری که نشریات اسرائیلی همین یکی دو روز قبل منتشر کردند و طبق صحبتهایی که سید حسن نصر الله دوهفته پیش مطرح کرد، بیش از 800 کشته اسرائیلی در عملیات 7 اکتبر همه غیر نظامی بودند و اکثر کشته های غیر نظامی مخصوصا در کنسرت کذایی که در یکی از شهرک ها برگزار شده بود توسط پهباد ها و هواپیماهای اسرائلی کشته شده بودند و این مساله نشان می دهد که بر عکس خبرسازی های دروغین حماس و جهاد اسلامی نظامی ها را هدف خود قرار داده بودند و بر عکس پروپاگاندای تبلیغاتی اسرائیل و غرب آنها به دنبال کشتار غیر نظامی ها نبودند ولی در مقابل اسرائیلی ها چون امکان مقابله با نیروهای مقاومت را ندارند به کشتار غیر نظامی های فلسطینی و عبور از همه مقررات و قوانین انسانی و جنگی بین المللی دست زده اند.
همچنین طبق همه گزارش های اطلاعاتی و امنیتی که آمریکایی ها در اختیار دارند و رسما هم اعلام کرده اند و طبق صحبت های آیت الله خامنه ای و سید حسن نصر الله، عملیات مقاومت فلسطین صرفا عملیات فلسطینی بوده و هیچ ارتباطی با هیچ طرفی خارج از فلسطین و اینجا منظور ایران و یا جبهه مقاومت، نداشته و ندارد و جبهه مقاومت و ایران بر اساس وظیفه اخلاقی و انسانی و باورهای ایدئولوژیک خود به حمایت از ملت فلسطین پرداخته اند.
اینجا بد نیست به این نکته اشاره کنم که بسیاری در منطقه با ایدئولوژی اخوان المسلمین که حماس پیرو آن هست مخالف می باشند چه کشورهای اسلامی چه حتی گروه های جبهه مقاومت و نباید فراموش کنیم که حتی در مواردی برخی اعضای حماس به جبهه مخالف دولت سوریه و حزب الله و ایران در سوریه پیوستند و بر علیه ایران و متحدین ایران هم جنگیدند اما نکته بسیار ظریف در این ماجرا این است که ایران و جبهه مقاومت آنقدر از انعطاف لازم برخوردار هستند که بتوانند تجزیه تحلیل کنند که منافع ملت اسلامی و منطقه چیست و بر اساس آن تصمیم بگیرند چه کار کنند نه مانند برخی رهبران کشورهای اسلامی و مخصوصا عربی که دلواپس گسترش محبوبیت اخوان المسلمین هستند و به این دلیل حاضر هستند از ابتدایی ترین اصول اسلامی و حتی اصول قبیله ای عربی و آن حمایت از برادرانشان است به دلیل مسایل سیاسی بپگذرند و پشت ملت فلسطین را خالی کنند.
اینجا باید به این نکته توجه داشت که امروزه جنگ در غزه میان حماس و اسرائیل نیست بلکه میان ملت فلسطین و اسرائیل است، بسیاری از مردم فلسطین در سرتاسر جهان طرفدار حماس یا تفکر و یا ایدئولوژی اخوان المسلمین و یا حتی اسلام گرایانه نیستند اما همه از هر فکر وعقیده و باور که هستند یک صف واحد در مقابل اسرائیل ایستاده اند چون اسرائیل حماس راهدف قرار نمی دهد بلکه ملت فلسطین از مسلمان گرفته تا مسیحی تا ... را هدف قرار می دهد.
اولین موفقیت مقاومت فلسطین را می توان در این دانست که توانست همه برنامه ها و نقشه هایی که برای پاک کردن صورت مساله فلسطین انجام شده بود را به هم بزند.
دومین موفقیت مقاومت فلسطین را می توان در ان دانست که کل جهان را امروزه وادار کرده به اسرائیل فشار بیاورد که باید به صلح با فلسطینی ها تن دهد و همه را به این نتیجه رسانده که اسرائیلی ها نمی توانند بدون صلح با فلسطینی ها آرامش داشته باشند و مقاومت فلسطین از هر وسیله ای شده و به هر هزینه ای که شده بهره خواهد برد تا حق فلسطینی ها را بستاند.
سومین موفقیت مقاومت فلسطین را می توان در آن دانست که توانسته همه فلسطینی ها از همه اطیاف سیاسی و فکری و عقیدتی را حول یک محور جمع کند و از حمایت مردمی در سرتاسر جهان برخوردار شود.
علیرغم اینکه هنوز برخی سیاست مداران سر سپرده لابی های صهیونیستی در کشورهای غربی و عربی در مقابل خواسته های مردمی مقاومت می کنند اما همه شان بدون استثنا متوجه هستند که در نهایت خواست خیابان بر خواست لابی های سیاسی غلبه خواهد کرد و آنها مجبور خواهند بود چه بخواهند چه نخواهند به خواست خیابان تن دهند.
همین ترس و رعب و وحشتی که امروزه در دولت انگلیس بر نخست وزیر تا وزیر کشور انگلیس (جالب اینکه هر دو انگلیسی تبار نیستند) را ببینید تا متوجه شوید چه در دل حامیان اسرائیل در کشورهای غربی می گذرد.
شوخی نیست که حدود یک ملیون نفر در لندن برای حمایت از فلسطین راهپیمایی کنند و صدها هزار نفر در واشنگتن و دیگر کشورهای غربی برای حمایت از فلسطینی ها به خیابان بیایند.
حتی یهودیان نیویورک هم به اعتراض بر علیه عملکرد اسرائیل صدایشان در آمده.
اسرائیل در حال از دست دادن پشتوانه های اصلی بقای خود در سرتاسر جهان است، پشتوانه ای که بر اساس نفوذ روانی و رسانه ای و سیاسی واقتصادی بنا شده بود.
بسیاری از احزاب وسیاستمداران که تا چند صباح پیش فکر می کردند با حمایت از اسرائیل می توانند رای وحمایت مالی و رسانه ای حامیان اسرائیل را به دست آورند امروز مجبور هستند دوباره فکر کنند، چون همه شان امروزه متوجه شده اند که ادامه حمایت آنها از اسرائیل نه فقط می تواند رای های مخالف زیادی را برای آنها ایجاد کند بلکه حتی یهودیان این کشورها هم دیگر حامی اسرائیل نتانیاهو و بن کفیر و... نیستند.
چهارمین مساله که می توان گفت بسیار مهم است این می باشد که عملکرد متهورانه اسرائیل موجب آن خواهد شده که تعداد زیادی از فلسطینی ها که تا چند صباح پیش یا بی طرف بودند یا امیدوار بودند از طریق دیپلماسی بتوان به نتیجه ای رسید به سمت پیوستن به جبهه مقاومت و جنگ با اسرائیل بروند.
اشتباه بزرگ دولت تندرو اسرائیل در حمله به غیر نظامیان و قتل عام فلسطینی ها وعبور از همه قوانین و مقرران انسانی و بین المللی در این است که آنها متوجه نیستند و یا متصور نیستند که با این کارشان به جای اینکه حماس و یا جهاد اسلامی و یا گروه های دیگر مبازر فلسطینی را تضعیف کنند موجبات افزایش محبوبیت و افزایش تعداد اعضای آنها خواهند شد، مطمئن باشید هر فلسطینی که در غزه کشته ویا زخمی می شود، هر بیمارستان و مدرسه و مسجد و کلیسا و خانه و... که تخریب می شود ده ها و صدها نفر را به سمت پیوستن به گروه های مقاومت سوق خواهد داد.
تا چند صباح پیش شاید برخی از ترس اینکه خانه یا کاشانه یا خانواده و یا اموال ویا زندگی دنیوی خود را از دست دهند حاضر نبودند به مقاومت بپیوندند اما افرادی که چیزی برای از دست دادن ندارند دست به هر کاری می توانند بزنند و آرزوی بسیاری از اینهایی که عزیزان خود را از دست داده اند این خواهد بود که انتقام عزیزانشان را به هر شکلی که شده بگیرند.
در پایان هم می توان گفت اشتباه بزرگ برخی کشورهای عربی و اسلامی در خودداری از حمایت از مقاومت فلسطین به بهانه ترس از گسترش نفوذ اسلامگرایان و اخوان المسلمین یا به دلیل ورود به مصالحه با اسرائیل و یا ترس از خشم آمریکا از آنها، در طولانی مدت بسیار به ضرر آنها تمام خواهد شد چون ملت های منطقه امروزه بسیار از بابت اتفاقاتی که بر علیه فلسطینی ها رخ میدهد خشمگین هستند و در نهایت اینها به سمت کشورها و گروه ها و مجموعه هایی خواهند رفت که به حمایت از مظلومیت ملت فلسطین می پردازند و بگذارید خارج از کادوپیچی سیاسی بگویم، آنهایی که می جنگیدند تا نفوذ ایران در منطقه کم شود فرصت داشتند تا با حمایت از ملت فلسطین کاری کنند که ملت ها به سمت آنها بروند اما با خودداری از حمایت از ملت فلسطین موجب آن شده اند تا محبوبیت ونفوذ ایران و جبهه مقاومت بیشتر و بیشتر شود و فردا روزی نباید اعتراض کنند که چرا ایران اینقدر در منطقه نفوذ دارد.
به همین دلایل می توان گفت علیرغم اینکه تاوان برای فلسطینی ها سنگین و جبران ناپذیر بوده مخصوصا در زمینه از دست دادن عزیزانشان، ولی در نهایت اسرائیلی ها در واکنش خود اشتباه های بسیار استراتژیک بزرگی را مرتکب شدند که در نهایت به نفع مقاومت خواهد بود و جبهه مقاومت پیشاپیش برنده این رویارویی به حساب می آید.
نظر شما