کودکی که در آشفته بازار کار، کودکی میکند
به گزارش خبرگزاری برنا از لرستان، هر روز در لرستان و سایر نقاط کشور شاهد كودكانی هستیم كه در خیابانهای شهر به دنبال فروش كالاهای كم قیمت نظیر آدامس، فال، جوراب، دستمال و كالاهایی از این قبیل هستند و این تنها بخشی از كار كودكان کار است كه در خیابان شهرهای لرستان آشكار و نهان میشود.
این تصاویر هر انسانی را آزار میدهد و بیمسوولیتی مسوولان را بیش از پیش مشخص میکند؛ آیا این همان تفکری است که میگوید اگر مسوولیت را از مردم بگیریم، هر سیاستی منجر به شكست می شود.
*مشکلات کودکان کار با خود کودک بزرگ میشود
بی تردید، باید از این فرصت تاریخی كه در اختیار دولت تدبیر و امید قرار داده شده است به بهترین نحو یاری گرفت و موضوع ساماندهی كودكان كار را قربانی كاغذبازی و نشستهای بینتیجه نكرد.
آقای استاندار معضلات كودكان کار اگر ساماندهی نشود مانند خود كودک بزرگ خواهد شد، رشد میكند و زمانی كه این كودكان خود سرپرست خانواده شوند، فرزندانشان را در خیابانهای شهر قربانی فقر میكنند و پیامدهای حاصل از این نابسامانیها این میشود که در جامعه نمود پیدا میکند و آنها را با ناهنجاریها بیشتر آشنا میسازد تا آنجا که برخی از قربانیان زندان همین کودکان هستند.
پس امیدواریم استانداری لرستان و نهادهای خدماتی ومسوول در این زمینه در لرستان دست بهکار شوند و کودکان معصوم کار که قربانی بزرگ در آینده هستند را از ورطه نابودی و ناهنجاریهای اجتماعی نجات دهند.
*فقر؛ دلیل سرنوشت مشابه کودکان کار
كودكان كار همه سرگذشتی مشابه دارند. پدر معتاد، فوت شده و یا در زندان است، مادر خانه را ترک و یا پدر و مادر فوت كردهاند و تمامی موارد دیگری كه آنها را وادار به كار آن هم به نامتعارفترین و نامعقولترین شكل خود میكند، و این همان «فقر» است كه آسیبهای دیگر نظیر اعتیاد و طلاق را به دنبال دارد.
پدر و مادر درمانده و یا بزهكار، فرزندان معصوم خود را راهی خیابانها برای كار میكنند و این قربانیان خود فردا قربانیان دیگر را راهی خیابانها خواهند كرد و گاهی هم باندهای بزرگی که کودکان کار را دستاویز هدفهای خود میکنند و از آنها به غیرانسانیترین شکل ممکن سوءاستفاده میشود.
كودكان كار قربانی شرایط اجتماعی و اقتصادی خانوادههای خود هستند و متاسفانه فرایندی كه آنها را راهی خیابانهای شهر كرده، همچنان ادامه دارد و انگار قرار نیست در جایی متوقف شود.
چهره كودكان بازیافتی كه در سالهای اخیر بر تعداد آنها افزوده شده، ثمره استفاده نادرست از درآمدهای سرشار نفتی در هشت سال گذشته است كه میتوانست چهره فقر را از شهرها و روستاهای كشور بزداید و توسعه و آبادانی و رفاه را برای جامعه تامین كند.
بخش وسیعی از كودكان كار در كارگاهها، مزارع و یا در خانهها به كار اشتغال دارند و از چشم عامه مردم پنهان هستند. التماس میکند: خانم! تو را بخدا فقط یک جفت. آقا! جورابهای خوب دارم. سعید کودک 10ساله در میدان شهدای خرمآباد، آدامس، جوراب و دستمال کاغذی میفروشد وبه قدری سمج است که کمتر خریداری میتواند بدون خرید از او بگذرد. با وی به گفتگو مینشینیم.
سعید میگوید پدرم کارگر ومادرم خانهدار است و من و7برادار و خواهرم در یک خانه بسیار کوچک زندگی میکنیم و پدرم به تنهایی نمیتواند هزینه زندگی ما را تامین کند. من به همراه 3برادرم با فروش جوراب و آدامس به او کمک میکنیم من به همراه برادر و خواهران خود درس میخوانیم ولی با توجه به کار زمان زیادی برای درس خواندن نداریم و در مدرسه جزء شاگردان متوسط مایل به ضعیف هستیم.
سعید ادامه داد: من هم دوست داشتم مثل هم سن وسالهای خودم اسباب بازی داشته باشم ولی ما فقط حسرت داشتن آن را می خوریم و باید با این وضعیت بسوزیم و بسازیم. "زهرا" کودک 8 سالهای است که او نیز بهدلیل بیماری پدر و فقر مالی خانوادهاش مجبور است در این سن کم، کار کند. وقتی با او حرف میزنم، معصومیت در چهرهاش موج میزند، لباسهای مندرس، کفشهای پاره و نگاه مهربانش دنیایی حرف دارد. احساس میکنم از علاقه به زندگی بهتر سخن میگوید، از این که میخواهد زنده باشد و زندگی کند حتی به قیمت لذت نبردن از دوران کودکی و سرگرم شدن به کارهایی که برای او خیلی زود است.
*به من یاد داده اند که برای زنده ماندن باید گلیم خود را از آب بیرون بکشم
شاید او با نگاهش میخواهد، بگوید که من هم کودک هستم و دلم میخواهد مانند دیگر بچههای هم سن و سال خود بازی و تفریح کنم، به همراه پدر و مادر به پارک و شهربازی بروم و در آغوش گرم آنها ساعتها بخوابم اما افسوس که به من یاد دادهاند برای زنده ماندن باید گلیم خود را از آب بیرون بکشم.
دفتر و کتابهایش در کنارش است، هر از گاهی نگاهی به آنها میاندازد، به خیال خودش درس میخواند. از او میپرسم درس هم میخوانی، میگوید: آره! صبحها به مدرسه میروم و بعد آن کار میکنم، بقیه خواهر و برادرهایم هم همینجوری درس میخوانند.
با خود کلنجار میروم، وظیفه من در قبال ˈزهراˈ چیست؟ چه کنم که حداقل کاری برای او کرده باشم؟ اگر همه جورابهایش را بخرم که به قول خودش کلی سود ببرد، به احتمال زیاد فردا و فرداهای دیگر دوباره با جورابهای مردانه و زنانه جدید او را در این مسیر خواهم دید.
احمد كودك دیگری است كه با برادر خود در میوه فروشی كار میكند و عصرها با جمعآوری زباله به دنبال افزایش درآمد است. خانه این كودكان مملو از زبالههای بازیافتی است كه هر روز دو برادر برای فروش به خانه میآورند، در واقع خانههای آنها زبالهدانی شده است. این كودكان پدر خود را از دست داده و با مادرشان زندگی میكنند.
خبرنگار برنا در مشاهدات میدانی خود با ۲ كودك دیگر برخورد میكند كه با جمعآوری زباله معاش خود را تامین میكنند و در سنین ۱۰ و ۱۳ سال هستند. آنها در یك خانواده هفت نفره زندگی میكنند. پدر خانواده فوت كرده و اغلب اعضای خانوار معتاد هستند.
*کودکان کار جوانانی میشوند که آینده ای روشن برای کشور رقم میزنند
به نظر میرسد بهترین کار برای کمک به این قشر از جامعه، حمایت از حقوق آنها بهویژه کودکان محروم و در معرض آسیبهای ناشی از بحرانها، نابسامانیهای اجتماعی و حوادث طبیعی است هر چند یک وظیفه انسانی نیز به شمار میرود. اما رشد روز افزون این پدیده در کشور؛ قوه مجریه، مردم، سازمانها و نهادها را متعهد به تعامل با یکدیگر برای ریشهکن کردن آن می کند.
طبق آخرین اطلاعات مرکز آمار ایران یک میلیون و 700 هزار کودک در ایران به صورت مستقیم درگیر کار هستند و بررسیها نشان میدهد هر کودک ماهیانه 80 تا 100 هزارتومان درآمد دارد. البته آمارهای جهانی میگوید: " 14درصد کل کودکان 5 تا 17 ساله کودکان کار هستند.
در جامعه ایران، وجود حدوداً دو میلیون کودک کار جای تعامل بسیار دارد. پدیده کودکان کار و کودکان خیابانی یکی از پدیدههای اجتماعی است. شاید از این اظهارات به توان نتیجه گرفت در صورتی که این مبلغ برای خانوادههای این کودکان تامین شود، شرایط برای بازگشت آنها به محیط مدرسه و خانه فراهم میشود.
باید اذعان داشت بدون توجه به این حقوق و سرمایهگذاری در امر بهداشت و آموزش و ارتقای سطح زندگی کودکان کار نمیتوان به دستیابی به دنیایی بهتر امید داشت زیرا این افراد جوانانی میشوند که میتوانند برای کشور آیندهای روشن را رقم بزنند.
امروزه با توجه به شرایط و مقتضیات زمان، کودکان کار در تمام جوامع وجود دارند. کار کودکان ممکن است به شکلی عادی کارمزد و در کارخانهها، معادن، مزارع و بخشهای خدماتی را داشته باشد، و یا ممکن است به صورت آزاد و کسب و کار خیابانی باشد.
کار آنها ممکن است نیمه وقت یا تمام وقت و فصلی یا کارگر دائم باشد. ممکن است این کودکان دستمزد خود را به صورت جنسی یا پولی بگیرند، یا اساساً کارکُن خانوادگی بیمزد باشند. عدهای اصلاً مزد نگیرند و تنها برای سرپناه و محلی جهت حمایت یا برای غذایی بخور و نمیر کار کنند.
کودکان کار شامل کودکانی است که بیش از رسیدن به سن قانونی کار ناگزیر وارد بازار کار میشوند و کار زودرس آنها مانع رشد طبیعی اجتماعی، روانی و جسمانی آنها شده است. کار کودکان جنبه های منفی اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی در بردارد.
این کار مانع افزایش جدی مهارتها، آموزش و دانش میشود، بهرهوری آفت میکند، درآمدهای بیمه اجتماعی کاهش پیدا میکند، صدمههای جانی و مالی بالا میرود، انواع آسیبهای اجتماعی شامل سوءاستفاده جنسی، اعتیاد، خرده فروشی موادمخدر، بزهکاری کودکان و نوجوانان افزایش پیدا میکند، مهاجرتها بهدلیل امکان کار کردن کودکان به گونهای زیانبار و آسیبرسان بالا میرود.
در دنیای امروز کشورهای زیادی هستند که در آنها کودکان به کار تمام وقت یا نیمه وقت و اغلب در شرایط توانفرسا، اشتغال دارند. کودکان حقوق مشخصی دارند و استفاده از کار کودک از نظر اخلاقی زننده و تجاوز آشکار به حقوق آنها محسوب میشود. چه بسا نتیحه کار کودک، محرومیت از تحصیل، لطمههای اجتماعی و بیماریها و اختلال رشد جسمی و روانی باشد.
چراغ، قرمز میشود. خودروها بدون نظم خاصی متوقف میشوند. یکی پشت خط عابر پیاده، دیگری روی خط و خودرو دیگر چند متر بعد از خط. به یکباره چند کودک قد و نیم قد، خودروها را محاصره میکنند. یکی دعا میفروشد. آن یکی دستمال کاغذی و آن دخترک دیگر، لیف. در پمپ بنزینها، جلوی درب دانشگاهها، ورودی شهرها چنین صحنههایی تکرار میشود.
صحنههایی دردآور که یک کودک بدون آیندهای روشن در گوشهای از خیابان به دنبال مشتری میگردد، تا شب، دست خالی نماند. پدیدهای که از عوامل گوناگون و در هم پیچیده اجتماعی و اقتصادی سرچشمه میگیرد. در بررسی علت ورود کودکان به دنیای کار میتوان به فقر خانواده، ترس از آینده و فقیرتر شدن در آینده با معضلات خاص خانواده همچون بدسرپرستی یا بیسرپرستی اشاره کرد.
در میان عوامل یاد شده، فقر مهمترین عاملی است که کودکان را وادار به کار کردن میکند، زیرا درآمد حاصل از کار کودک برای زندگی او و خانوادهاش ضروری است. با توجه به روند رو به رشد فقر و شکاف طبقاتی، به ناچار بخش زیادی از بار تامین درآمد خانوادههای فقیر بر دوش کودکان افتاده است. کودکانی که تغذیه مناسبی ندارند و به سوءتغذیه دچار شدهاند.
*کار کودک، امنیت جامعه را تهدید میکند
این موضوع باعث میشود آنها از نظر جسمی ضعیف شوند و در آینده این مشکل زمینهساز فقر آنها شود و این چرخه معکوس ادامه پیدا کند. کار کودک ممکن است در کوتاه مدت سودآور باشد اما در بلندمدت هزینههای اجتماعی همچون فرسایش زودهنگام سلامتی و روان کودک، محروم شدن از آموزش که به تهدید امنیت جامعه منجر شود، کاهش توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه را به دنبال داشته باشد.
محرومیت از آموزش به کاهش مهارت نیروی انسانی، کاهش انباشت سرمایه انسانی، درآمد ملی، سطح زندگی و فقر منجر خواهد شد. شاید به توان گفت با ورود کودکان به بازار کار، بزرگسالان از اشتغال محروم و موجب بیکاری آنها میشود. این را نباید فرا موش کرد؛ برخی کودکان کار در کارگاهها، خانهها و به دور از چشم من و تو کار میکنند.
در کوره آجرپزی، کارگاه کفاشی، فرقی ندارد چه کاری انجام میدهند. اما همیشه کار میکنند. کار کودکان، در خانهها دیده نمیشود. تعداد بیشماری از کودکان کار در شرایط بسیار نابسامان کاری و دور از چشم مردم و مسوولان در خانهها مشغول به کار هستند، البته اینها خوب هستند، کم نیستند کودکانی که کارشان، جابجایی موادمخدر و... است. تا مشکلات اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی و مسایل روانی-زیستی وجود دارد، کودکان کار و کودکان خیابانی نیز وجود خواهند داشت و حتی روز به روز افزایش نیز خواهد یافت.
باید برای جلوگیری از افزایش تعداد کودکان کار، آنها را ساماندهی و خانوادههایشان را مورد توجه قرار داد. مشکل دیگر در این زمینه، حس ترحم مردم نسبت به این کودکان است که هرکسی از راه میرسد، با نگاه ترحمآمیز، مبلغی را کف دست این کودکان میگذارد و چیزی را از آنها میخرد و یا هم تنها پولی کف دستشان میگذارد.
این کودکان نیاز به توجه بیشتر و بلکه نیاز به ساماندهی دارند. این که در یک طرح ضربتی، آنها را از سطح جامعه و سطح شهر جمعآوری کرده، بدون آن که به نیازهای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی آنها توجه کنیم، هدر دادن هزینه است باید نیازهای آنها را برآورده کرد.
وجود حدود 2 میلیون نفر کودک خیابانی در سطح کشور، وظیفه مسوولان و متولیان را سنگینتر میکند. آنها از مردم و مسوولان، مهرورزی را طلب میکنند و در جستجوی دستی هستند که سرپناهی برایشان باشد. کودکان کار را دریابیم و محبت را هدیهشان کنیم.
گزارش محمود داودی نژاد برنا لرستان