تجزیۀ افغانستان به نفع ایران نیست/عبدالله عبدالله در چارچوب ساز وکارهای قانونی عمل کند
ملازهی: عبدالله عبدالله و تیم انتخاباتی وی در مواجهه با بحران اخیر دو گزینۀ اعتراض مدنی و حرکت به سمت درگیرهای نظامی و در نهایت جنگ داخلی و تجزیه افغانستان را پیشرو دارند. آنچه عبدالله عبدالله و تیم حامی وی نباید مورد غفلت قرار دهند این است که قانون اساسی افغانستان؛ کمیسیون مستقل انتخابات را مسئول و نهاد برگزار کننده و اعلام کنندۀ انتخابات در نظر گرفته است و این چیزی نیست که عبدالله عبدالله نمیتواند آن را نادیده بگیرد. بهترین واکنش وی آن است که ساز و کارهای قانونی را بپذیرد و محترم بشمارد. از سویی دیگر عملکرد پشتونها در انتخابات اخیر افغانستان به خوبی نشان داد که این قوم ارادۀ قوی برای حفظ و تداوم قدرت خود در افغانستان دارد و در شرایط حاضر امکان انتقال قدرت از طریق ساز و کارهای دموکراتیک به قومیتی غیر پشتون سخت نامحتمل است.
با اعلام نتایج مقدماتی انتخابات اشرف غنی احمد زی با 56 درصد آرا پیروز انتخابات اعلام شد. تیم انتخاباتی عبدالله عبدالله معتقد به انجام تقلب در فرآیند انتخابات شده است. نظر شما در این باره چیست؟
قضاوت در این زمینه بسیار دشوار است. هر دو رقیب در این زمینه ادلۀ خاص خود را دارند.
ادلۀ عبدالله عبدالله و تیم انتخاباتی وی چیست؟
عبدالله عبدالله معتقد است دو تا دو نیم میلیون رأی با تقلب در صندوقهای رأی ریخته شده است. استدلال آنها این است که:
الف) کمیسیون مستقل انتخابات و به ویژه دبیر سابق آن ضیاء الحق امر خیل در جریان انتخابات افغانستان موضع بیطرفانه نداشته است. عبدالله عبدالله و تیم انتخاباتی وی با افشای نوار صوتی ضیاء الحق به نوعی معتقدند که وی به عنوان یک پشتون در انتخابات بیطرف نبوده است.
ب) جابجایی صندوقهای رأی و پر شدن آنها با آرای تقلبی.
البته عبدالله عبدالله و تیم انتخاباتی وی در مورد میزان مشارکت مردمی در انتخابات دور دوم تردید دارند. آنها تعداد آراء بیش از 8 میلیونی ریخته شده در صندوقهای رأی را نمیپذیرند و معتقدند تعداد آراء ریخته شده 5/5 میلیون رأی است.
موضع اشرف غنی و تیم انتخاباتی وی در اینباره چیست؟
اشرف غنی احمدزی و تیم انتخاباتی وی در مقابل معتقدند تقلب صورت گرفته در سطحی نبوده که عبدالله عبدالله و تیم انتخاباتی وی مطرح میکنند. اشرف غنی اعلام آمادگی برای بازشماری آراء با حضور ناظرینی از سازمان ملل متحد و تیم انتخاباتاتی وی و عبدالله عبدالله در هفت هزار صندوق کرده است. هرچند عبدالله عبدالله معتقد به بازشماری 11 هزار صندوق رأی است. البته باید به این نکته اشاره کردم کنم که با اعلام نتایج مقدماتی، این گرینه نیز منتفی شده است.
باید به این امر نیز اذعان کنیم که پیبردن به اینکه آیا در انتخابات تقلب صورت گرفته یا نه؛ به این سادگیها میسر نیست. آنچه در این میان مهم است این است که انتقال قدرت در افغانستان از طریق سازکارهای دموکراتیک صورت گیرد.
در شرایط حاضر افغانستان تا چه حد میتوان به انتقال مسالمتآمیز قدرت در افغانستان امید داشت؟
در اینباره باید دید موضع عبدالله عبدالله و تیم انتخاباتی وی چه خواهد بود. در حال حاضر وی نتایج مقدماتی را نپذیرفته است و از اصطلاح کودتا برای توصیف وضعیت رخداده در افغانستان بهره میگیرند.
موضع عبدالله عبدالله جدای از مسألۀ تقلب در قبال وضعیت رخداده چیست؟
وی و تیم انتخاباتیش دو دیدگاه در این زمینه دارند:
الف) اعتراض مدنی در چارچوب ساختار قدرت فعلی و روشنگری در افکار عمومی
ب) طرح تشکیل دولت موازی در افغانستان که از سوی عطا محمد نور مطرح شده است.
دیدگاه دوم به معنای تجزیه و حرکت به سوی اقدامات نظامی نیست؟
بله در اینباره با شما همعقیدهام. این بدان معناست که در درون تیم انتخاباتی عبدالله عبدالله گزینۀ نظامی و مسلح کردن مجاهدین نیز در دستور کار قرار دارد. در صورت بروز این وضعیت، شاهد وقوع جنگ داخلی در افغانستان خواهیم بود. از سوی دیگر این دیدگاه حاکی از آن است که حامیان عبدالله عبدالله خواهان به دست آوردن جغرافیا در افغانستان میباشند؛ به بیان دیگر بدست آوردن جغرافیا چیزی جز تجزیۀ افغانستان و به صورت مشخص بخشهای شمال این کشور نخواهد بود.
آیا فدرالیسم راه حلی مدنی برای بحران افغانستان نیست؟
عبدالله عبدالله نیز در گذشته پیشنهاد ادارۀ افغانستان از طریق نظام فدرالی و احیای پست نخستوزیری را ارائه کرده بود. باید عنایت داشته باشیم که فدرالی کردن ساختار سیاسی افغانستان نیازمند تغییر در قانون اساسی این کشور است چراکه در قانون اساسی موجود ایجاد و تقویت حکومت مرکزی قدرتمند در نظر گرفته شده است. علاوه بر این نباید از یاد برد که در افغانستان شاهد تنوع قومیتی هستیم. در این کشور علاوه بر چهار قوم اصلی پشتونها،تاجیکها، هزارهها و ازبکها قومیت های دیگری نیز وجود دارند به گونهای که بخشی در این زمینه از 54 قوم از قبیل قرقیزها، ترکمنها و... نام میبرند که هر یک از آنها نیز فرهنگ و شرایط خاص خود را دارند. بنابراین باید دقتنظر داشت که مسائل افغانستان در چهار قومیت اصلی این کشور خلاصه نمیشود. به طور کلی باید گفت در نگاه واقعبینانه، فدرالیسم راه حل مدنی بحران کنونی افغانستان است، اما این خواست در مرحلۀ تحقق با موانع جدی روبرو خواهد شد. مشکل اصلی در این زمینه آن است که قومیت پشتون که اکثریت را در افغانستان در دست دارد زیر بار پذیرش حکومت غیر پشتن ها نخواهد رفت؛ انتخابات اخیر به خوبی نشان داد که پشتونها ارادهای قوی برای حفظ و تداوم قدرت خود در افغانستان دارند.
اگر مایل باشید در ادامه به موضع قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای در قبال بحران اخیر افغانستان بپردازیم و بحث در این زمینه را با ارزیابی موضع آمریکاییها در قبال انتخابات افغانستان آغاز کنیم؟
زاویه دید آمریکاییها به مسائل افغانستان واقعبینانه است. ایالات متحدۀ آمریکا اعلام کرده است که تا سال 2016 میلادی نیروهای نظامی خود را از افغانستان خارج خواهد کرد. البته این به معنای خروج نظامی کامل آمریکا از افغانستان نخواهد بود چراکه آمریکاییهایی طبق بندهای قرارداد امنیتی امریکا و افغانستان خواهان بدستآوردن 5 پایگاه نظامی در خاک افغانستان هستند. علاوه بر این خروج امن نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان مستلزم تفاهم و مذاکره با طالبان است. طبیعی است گروه طالبان نیز برای تن دادن به هرگونه مذاکره و توافق خواهان سهمی از قدرت در ساختار سیاسی افغانستان خواهد بود. در حال حاضر اشرف غنی احمدیزی اراده و تمایل لازم برای مذاکره با طالبان را دارد؛ چیزی که حامد کرزی حاضر به انجام آن نبود. به نظر میرسد اشرف غنی بتواند طالبان را وارد فرآیند مصالحۀ ملی در افغانستان کند. به هر روی باید گفت در شرایط حاضر اولویتهای اصلی آمریکا در افغانستان خروج امن از افغانستان در کنار حفظ پایگاههای نظامی پنجگانۀ این کشور در این کشور است. به نظر میرسد که اشرف غنی بتواند این خواستهای آمریکا را تحقق بخشد.
پیش از اینکه به تشریح مواضع دیگر کشورها بپردازیم، موضع آمریکاییها را در جریان برگزاری انتخابات ریاستجمهوری افغانستان را تشریح میکنید؟
سفیر آمریکا در کنار سفیر سازمان بینالملل از فعالترین افراد در جریان برگزاری انتخابات افغانستان بودند. حتی آمریکاییها به دنبال این بودند اعلام نتایج انتخابات تا روشن شدن تکلیف صندوقهای رأی مشکوک به تعویق بیفتد و در این مدت نوعی مصالحۀ سیاسی با عبدالله عبدالله برای حل و فصل قانونی مسائل، توزیع قدرت و تشکیل دولت مشارکتی در افغانستان فراهم آید. اما شاهد بودیم که در اینباره ابتکار عمل در در دست مثلث کرزی،کمیسیون انتخابات و پشتونها بود و نه آمریکاییها.
موضع روسیه در قبال بحران اخیر افغانستان چه خواهد بود؟
روسیه خواهان تحقق سناریوی تجزیه در افغانستان است چراکه تجزیۀ افغانستان به رفع روسها خواهد بود.
به چه دلیل؟
به این دلیل که روسها به دنبال ایجاد منطقه حائل میان اسلامگرایان رادیکال - که عموماً از قوم پشتون هستند – با منطقۀ آسیایی مرکزی هستند. در اینباره روسها معتقدند در مناطق شمالی افغانستان تاجیکها با تاجیکستان، قرقیزها با قرقیزستان، ازبکها با ازبکستان و ... میتوانند روابط مسالمتآمیز برقرار کنند و به طور منطقی منطقۀ حائل امنی در نزدیکی مرزهای روسیه به وجود بیاورند. به این دلیل روسها در جریان برگزاری انتخابات از مواضع عبدالله عبدالله حمایت کرده و میکنند.
موضع پاکستانیها؟
پاکستانیها نیز از تجزیۀ افغانستان حمایت میکنند – البته این مسألهای است که باید با احتیاط از آن سخن گفت – پاکستان در افغانستان به صورت مشخص خواهان این است که طالبان در مرحلۀ اول در مناطق پشتوننشین قدرت را به دست آورند و در مرحلۀ بعد قدرت خود را به دیگر مناطق افغانستان تسری دهند. حتی میتوان گفت طالبان تنها به این دو هدف بسنده نکرده و خواهان تسلط و نفوذ در مناطق آسیای مرکزی، چچن و اینگوش و دیگر مناطق مسلماننشین آسیای مرکزی است.
موضع جمهوری اسلامی ایران در قبال بحران افغانستان چه خواهد بود؟
باید به این نکته اذعان کرد که نوعی سردرگمی در مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال تحولات افغانستان دیده میشود. مصلحت ایران وجود دولت مقتدر مرکزی در افغانستان و جلوگیری از تجزیه این کشور را اقتضاء میکند.
چرا تجزیۀ افغانستان به نفع ایران نخواهد بود؟
این امر منجر به دگرگون شدن جغرافیای منطقه خواهد شد. برای مثال تجزیۀ افغانستان به منطقۀ پشتونستان و یا بلوچستان بزرک درست همانند استقلال کردستان در غرب ایران مشکلات عدیدهای را پیشروی تمامیت ارضی و امنیت ملی جمهوری اسلامی قرار خواهد داد. بنابراین به مصلحت ایران نخواهد بود که به سمت ایجاد درگیری، تشدید بیثباتی و تجزیۀ افغانستان گام بردارد؛ بلکه مصلحت جمهوری اسلامی ایران این است که در چارچوب نگاهی بلندمدت و استراتژیک، افغانستان با حفظ یکپارچکی و تمامیت ارضی این کشور؛ افغانستان را در حوزۀ تمدنی فرهنگ ایران قدیم تعریف کند. بنابراین جمهوری اسلامی ایران نباید تحولات افغانستان را تابع مسائل فردی کند و کارگزاران ایرانی باید بکوشند که موضع عبدالله عبدالله را تعدیل کنند.
به نظر میرسد اشرف غنی را باید ساکن بعدی کاخ ریاستجمهوری افغانستان بدانیم، با این وصف رویکرد فرامنطقهای و منطقهای سیاستخارجی افغانستان در دوران ریاستجمهوری وی چه خواهد بود؟
اشرف غنی احمدزی تمایلات غرب گرایانه دارد و به هر تقدیر معتقد به سازکارهای غربی از قبیل اقتصاد آزاد و دموکراسی است. اولویت و رویکرد اصلی وی نیز در وهلۀ اول ایجاد مناسبات نزدیک با ایالات متحدۀ امریکا و اتحادیۀ اروپا و در مرحله بعد ایجاد توازن میان روسیه،چین و هندوستان خواهان بود.
در سطح منطقهای؟
در سطح منطقهای نیز اشرفغنی به پاکستان، عربستان سعودی و حتی ترکیه تمایل بیشتری برای نزدیکی مناسبات نسبت به جمهوری اسلامی ایران دارد. به گونهای که بایدگفت در معادلات منطقهای اشرف غنی و افغانستان در دوران ریاستجمهوری وی را باید در چارچوب معادلات عربستان و پاکستان فهمید.
در پایان گفتگو چشمانداز پیشروی افغانستان را در بحران جاری چگونه تحلیل میکنید؟
آنگونه که پیشتر بیان کردم عبدالله عبدالله و تیم انتخاباتی وی در مواجهه با بحران اخیر دو گزینۀ اعتراض مدنی و حرکت به سمت درگیرهای نظامی و در نهایت جنگ داخلی و تجزیه افغانستان را پیشرو دارند. آنچه عبدالله عبدالله و تیم حامی وی نباید مورد غفلت قرار دهند این است که قانون اساسی افغانستان؛ کمیسیون مستقل انتخابات را مسئول و نهاد برگزار کننده و اعلام کنندۀ انتخابات در نظر گرفته است و این چیزی نیست که عبدالله عبدالله نمیتواند آن را نادیده بگیرد. بهترین واکنش وی آن است که ساز و کارهای قانونی را بپذیرد و محترم بشمارد. از سویی دیگر عملکرد پشتونها در انتخابات اخیر افغانستان به خوبی نشان داد که این قوم ارادۀ قوی برای حفظ و تداوم قدرت خود در افغانستان دارد و در شرایط حاضر امکان انتقال قدرت از طریق ساز و کارهای دموکراتیک به قومیتی غیر پشتون سخت نامحتمل است.
گفتگو از محسن بیگی