تدوین استراتژی تولیدی، مهمترین الزام تحقق اقتصاد مقاومتی است
دکتر بهنام ملکی: اقتصاد ایران از نواقص و آسیبها متعددی رنج میبرد، در حال حاضر اقتصاد ایران درگیر معضل بیکاری، تورم، نداشتن استراتژی تولید، رانتخواری و رانتجویی، الگوی مصرف غیر استاندارد، ناکارآمدی نظام آموزشی، کوچکبودن بنگاههای تولیدی، پایین بودن بهرهوری، ضعف آمار و اطلاعات، کمتوجهی به نقد منصفانه و دفاعیات واقعبینانه، نفتزدگی اقتصاد، وابستگی شکننده به درآمدهای نفتی، ناکارآمدی نظام مالیاتی. مبتدی و سنتی بودن وجه تولید و صادرات است.
برای نیل به اقتصاد مقاومتی چه بایستههایی را باید لحاظ کرد؟
این امر نیاز به اصلاحات در حوزههای مختلف در دو بخش داخلی و خارجی دارد؛ در وهلۀ نخست آسیبشناسی از نواقص ساختاری اقتصاد ایران صورت بگیرد و برای رفع آن برنامههای جامع علمی ارائه کنیم و در مرحلۀ بعد باید الگوی اقتصادی بومی متناسب با دادههای جامعۀ ایران طراحی کنیم. برای تحقق اقتصاد مقاومتی بایستههایی لازم است و باید موانع ساختاری را رفع کنیم. به زعم من برای مقابله با موانع و مشکلات نیز باید سیاستگذاریهای چندگانهای طرح شود و مهم اینکه قوۀ مجریه، قوۀ قضاییه و قوه قضائیه نقش تعیین کنندهای در این زمینه دارند.
آسیبها و نواقص ساختاری اقتصاد ایران کداماند؟
اقتصاد ایران از نواقص و آسیبها متعددی رنج میبرد، در حال حاضر اقتصاد ایران درگیر بیکاری،تورم،نداشتن استراتژی تولید، رانتخواری و رانتجویی، الگوی مصرف غیر استاندارد، ناکارآمدی نظام آموزشی، کوچکبودن بنگاههای تولیدی، پایین بودن بهرهوری، ضعف آمار و اطلاعات، کمتوجهی به نقد منصفانه و دفاعیات واقعبینانه، نفتزدگی اقتصاد، وابستگی شکننده به درآمدهای نفتی، ناکارآمدی نظام مالیاتی. مبتدی و سنتی بودن وجه تولید و صادرات است.
از نظر شما مهمترین و عاجلترین اقدام برای رفع این نواقص کدامند؟
مهمترین اقدام تدوین استراتژی تولیدی و تولیدی کردن اقتصاد و اقتصادی کردن تولید است. برای مثال اگر ما مجبور شویم برای خوداتکایی در بخش مواد غذایی میان تولید هندوانه و خربزه و یا تولید غلات انتخاب کنیم؛ قطعاً باید برای تولید گندم اولویت قائل شویم. علاوه براین باید بکوشیم تا حد ممکن نیازمندیهای داخلی را با توجه به توانمندیهای داخل کشور برطرف کنیم. بهترین استراتژی تولیدی حمایت منطقی از تولیدات دانشبنیان است چراکه تولید فکر، بالاترین، بهترین و نابترین تولید در اقتصاد است. حمایت از مخترعان و سرمایهگذاری در زمینۀ نانوتکنولوژی، فناوری اطلاعات، صنایع پتروشیمی و تولید خودروهای بومی با هدف دستیابی به بازارهای منطقهای و در مرحلۀ بعد بازارهای جهانی نیز از اولویتهای استراتژی تولیدی است. اینکه بگوییم که همه چیز را خود میخواهیم تولید کنیم شعار و دور باطل است.
یکی از معضلات اقتصاد ایران فساد اقتصادی و پدیدۀ رانتخواری است. برای مقابله با این آفت چه تدبیری لازم است؟
مشخصترین راه مقابله با رانتخواری تعیین مالیات بر دارییهای این افراد است. علاوه بر این اگر منابع سیستم بانکی نیز مشمول مالیات شوند؛ این اقدام محرک خوبی برای هدایت منابع مالی به سمت تولید و بالا رفتن امنیت در بخش تولید و به طور منطقی کاهش فعالیتهای مخرب و غیرتولیدی در اقتصاد ایران خواهد بود.
آیا فربه بودن دولت در اقتصاد ایران یکی دیگر از موانع جدی تحقق اقتصاد مقاومتی نیست؟
بله در این زمینه با شما کاملاً همعقیدهام. براساس ابلاغیه اصل44، ما ملزم به تجدیدنظر در مورد ساختار دولت و حرکت به سمت خصوصیسازی - البته واقعی – شدهایم. بایستی دولت هوشمند طراحی شود و در ساختار سیاست گذاری ها. منظور از دولت شامل همه نهادها، مجریه قضائیه و ... می باشد.
به نظر میرسد شما با آنچه تاکنون در این زمینه صورت گرفته موافق نیستید؟
بله، چراکه آنچه تاکنون صورت گرفته خصوصیسازی واقعی نیست. بخش عمدۀ آنچه تاکنون واگذار شده، توسط بخشهای شبهدولتی بلعیده شده است.
علاوه بر این باید از بخش تولید و مولد اقتصاد مالیاتهای کمتری دریافت کنیم و بالعکس از بخش های غیرمولد مالیات بیشتر تا بر این اساس میان بخش مفید و غیر مفید اقتصاد تعادل برقرار شود.
با توجه به پایین بودن بهرهوری در اقتصاد ایران، چگونه میتوان به اقتصاد مقاومتی دست یافت؟
یکی از علل پایین بودن بهرهوری ساختار فربه دولت و پرداختی دولت در چارچوب سیستم دستمزد است. در این زمینه دولت باید سیستم کارمزد را جایگزین سیستم دستمزد کند در حال حاضر دستمزد کارکنان دولت بدون توجه به کارآمدی و بهرهوری نیروهای رسمی افزایش پیدا میکند. اگر افراد حقوق ثابت دریافت کند به طور منطقی در ادامه انگیزهای برای فعالیت نخواهند داشت و علاوه بر این شایستهسالاری، کارآمدی و کارآِِِیی نیز قربانی خواهد شد. راهکار ارتقای بهرهوری شکلگیری بخش خصوصی توانمند است؛ چراکه قانون نیز- اصل 44 – بر این امر تصریح دارد.
اخیراً اعلام شد که معوقات بانکی کشور رقمی بیش از هشتاد هزار میلیارد تومان اعلام شده است. این نظام بانکی ما با این میزان معوقه میتواند ابزاری برای نیل به اقتصاد مقاومتی باشد؟
معوقات سنگین بانکی یکی از موانع اصلی اقتصاد مقاومتی است؛ همانگونه که اشاره کردید در حال حاضر چیزی بالاتر از 80 هزار میلیارد تومان معوقه بانکی در نظام بانکی ایران وجود دارد؛ علاوه بر این، 80 درصد معوقات بانکی در بخشهای غیرمولد و تنها 20 درصد در بخشهای مولد هزینه شده است. باید ساز و کاری برای باز پسگیری این وامها در نظر گرفته شود و منابع بانکی در بخش توسعه به کار برده شود نه خود به مانعی در برابر توسعه تبدیل شود.
در پایان گفتگو آیا نکتۀ دیگری هست که بخواهید به آن اشاره کنید؟
دو مسألۀ دیگر وجود دارد که لازم میدانم کمی در مورد آنها صحبت کنم. یکی روابط نابرابر در نظام تجارت خارجی ماست که بایستی اصلاح در این زمینه صورت گیرد؛ برای مثال اگر قصد واردات 50 هزار خودروی غیرتجاری داریم؛ حداقل از کمپانیهایی واردات داشته باشیم که حاضر به صدور تکنولوژی به ایران نیز باشند. دیگری مسألۀ تحریمهای خارجی است. به اعتقاد من مجموعه اقداماتی که در دولت یازدهم در این زمینه صورت گرفته است؛ در حال نتیجهدهی است. در این شرایط انتظار میرود با گذشت زمان تحریمها بیشتر رفع شوند؛ در چنین شرایطی دولت باید ساختارها را از رفتن به سمت و سوی مصرفگرایی منع و به طرف تولیدات تکنولوژیک مدرن هدایت کند.
گفتگو از محسن بیگی