استراتژِی رژیم صهیونیستی ممانعت از نزدیکی گروههای فلسطینی است
هرمیداس باوند: استراتژی اسرائیل جلوگیری از نزدیکی گروههای فلسطینی و تشکیل دولت مستقل فلسطینی است. اسرائیل به هیچوجه آمادگی پذیرش تشکیل کشور مستقل فلسطینی را ندارد. اگر بر فرض مثال دولتی از این کشور – همانند دولت اسحاق رابین – نیز تعهدی را در قبال این مسأله بر عهده بگیرد؛ دولت بعد به راحتی میتواند این اقدام را نادیده بگیرد. این امر یک فرآیند (Circle) است و ائتلافهای قدرت در اسرائیل و وجود احزاب میانهرو مانند حزب کارگر نیز تغییری در این معادله ایجاد نمیکند. مادامی که این مسأله به صورت ریشهای مورد حل و فصل قرار نگیرد، این برخوردها کماکان ادامه خواهند داشت.
دلایل آغاز بحران اخیر در فلسطین اشغالی را چه میدانید؟
بحران فلسطین و اسرائیل ریشهای دیرینه و تاریخی دارد که از آغاز موجدیت اسرائیل و به ویژه پس از تقسیم این کشور و جدایی میان فلسطینیها و اسرائیلیها به اشکال مختلف خود را نشان داده است. با این حال اعلام مواضع حماس و جنبش جهاد اسلامی بر نفی موجودیت اسرائیل و تعیین خط و مشی نسبتاً متفاوت نسبت به تشکیلات خودگردان در قبال اسرائیل؛ این مواضع متفاوت باعث برخوردهای متعدد و مکرر میان حماس و جنبش جهاد اسلامی در نوار غزه با اسرائیل به اشکال مختلف شده است. گمان میرفت پس از خروج اسرائیل از نوار غزه و ایجاد دیوار حائل میان نوار غزه و اسرائیل این برخوردها متوقف و محدود شوند. متأسفانه انجام اقداماتی از برخی از گروههای افراطی فلسطینی با واکنش شدید از سوی اسرائیل روبرو میشود.
آیا کشته شدن سه تن از ساکنان فلسطین اشغالی تنها دلیل این اقدام است؟
خیر این تنها دلیل نیست؛ بلکه به نظر میرسد تنها بهانهای برای اقدام اخیر اسرائیلیها باشد.
دلیل اصلی اقدام اسرائیلیها چیست؟
به نظر میرسد پس از تغییر رویکرد از سوی حماس و نزدیکی این گروه به تشکیلات خودگردان و محمود عباس باعث نگرانی اسرائیلیها شده باشد. بنابراین آنها سخت به دنبال ایجاد جدایی میان گروههای فلسطینی هستند.
جدایی میان گروههای فلسطینی چه نفعی برای اسرائیلیها خواهد داشت؟
این مسأله باعث تداوم وضعیت موجود خواهد شد چرا که اسرائیل خواهد توانست با توسل به اقدامات جنبش حماس و جنبش جهاد اسلامی، هر گونه توافق خود با تشکیلات خودگردان را نادیده بگیرد. اسرائیل در لفافۀ این مسأله که حماس و جنبش جهاد اسلامی موجودیت این کشور را به رسمیت نمیشناسند میتواند کماکان موجب تداوم وضعیت موجود در فلسطین شود. بنابراین مقامات اسرائیلی همواره نسبت به اقداماتی که منجر به جدایی میان اسرائیل و دولت خودگردان شود، نگران و حساس بودهاند. علاوه بر این هراس، نزدیکی میان گروههای فلسطینی موجب خواهد شد اسرائیلیها در برابر فشارهای بینالمللی در برابر اقدامات خود آسیبپذیر باشند؛ چرا که در حال حاضر اسرائیلیها بهانۀ اقدامات خود را اقدامات برخی از گروههای افراطی فلسطینی میدانند و اقدامات نامتعارف خود را در لفافۀ اقدامات این گروهها توجیه میکنند.
اگر اقدام برخی از گروههای فلسطینی در کشتن سه اسرائیلی ساکن سرزمینهای اشغالی را بهانۀ اقدامات اسرائیل بدانیم، به نظر شما آیا این اقدام تناسبی با واکنش اسرائیلیها در کشتار و حملات هوایی و زمینی بر علیه ساکنین نوار غزه دارد؟
خیر تناسبی میان اقدامات طرفین وجود ندارد. واکنش اسرائیل در قبال کشتهشدن سه شهروند خود شدید بوده است. اسرائیل حماس را مسئول اصلی این اقدام میداند. اما چنانچه شما نیز بدان اشاره کردید واکنش اسرائیل تناسبی با اقدامات حماس ندارد و برخلاف معاهدات ژنو و نافی قواعد جنگهای داخلی است. اگر چند نفر در جریان یک اقدام از بین رفتند، واکنشها نباید به گونهای باشد که بیش از 80 نفر – عمدتاً غیرنظامی- و این میزان بمباران هوایی و زمینی و از بین رفتن آبادانیها را شاهد باشیم. این اقدام رژیم صهیونیستی برخلاف عرف بینالملل و قواعد حقوق بینالمللی به ویژه قواعد ناظر بر منازعات بینالمللی است. بر این اساس شورای امنیت سازمان بینالملل مسئولیت رسیدگی به بحران اخیر در فلسطین را دارد، چرا که اقدامات اسرائیل مبتنی بر اصل تناسب نیست و مهمتر اینکه استدلال اسرائیلیها مبنی بر دفاع از خود، با ماده 51 منشور سازمان ملل سازگار نیست.
دلیل عدام مداخلۀ نهادهای مؤثر بینالمللی برای جلوگیری و کنترل بحران اخیر چیست؟
شورای امنیت سازمان ملل متحد - با توجه به موقعیت و وضعیت آمریکا در این شورا و حمایت این کشور از اسرائیل – جنبش حماس را مسئول و آغازگر بحران اخیر دانست به گونهای که دبیر کل سازمان ملل متحد نیز اقدامات حماس را محکوم و نسبت به اقدامات اسرائیل واکنشی ملایم ابراز میدارد و از طرفین میخواهد که از خود خویشتنداری نشان دهند. علاوه بر این اگر شورای امنیت نیز بخواهد کاری انجام دهد مسلماً با وتوی آمریکا و دیگر قدرتهای غربی مواجه خواهد شد. با این وصف حتی اگر قطعنامهای نیز از جانب این شورا صادر شود، توصیهای خواهد بود و نه محکومیت. از سوی دیگر همانگونه که گفتم اسرائیل اقدامات و واکنشهای شدید خود را در در پرتو اقدامات برخی از گروههای تندرو توجیه میکند.
آیا رژیم صهیونیستی از شرایط حاد منطقهای در سوریه و عراق به عنوان فرصتی برای اقدام بر علیه جنبش حماس و جهاد اسلامی بهره نمیگیرد؟
جو منطقه خاورمیانه حاد است و برخوردها و تلفات روزمره به صورت گسترده در سوریه و عراق در حال افزایش است. به صورت کلی فضای منطقهای تنشزاست در چنین فضایی پرتنشی مقامات اسرائیلی در حال استفاده از این موقعیت برای از میان بردن یگانگی و وحدت در بین گروههای فلسطینی – حماس و تشکیلات فلسطینی – است. اسرائیل در بحران اخیر خواهان این است که با انجام چنین واکنشهای شدیدی، جنبش حماس را از تشکیلات خودگردان جدا کند.
بنابراین استراتژی رژیم صهیونیستی، جلوگیری از نزدیکی گروههای فلسطینی و تشکیل دولت مستقل فلسطینی است؟
بله استراتژی اسرائیل جلوگیری از نزدیکی گروههای فلسطینی و تشکیل دولت مستقل فلسطینی است. اسرائیل به هیچوجه آمادگی پذیرش تشکیل کشور مستقل فلسطینی را ندارد. اگر بر فرض مثال دولتی از این کشور – همانند دولت اسحاق رابین – نیز تعهدی را در قبال این مسأله بر عهده بگیرد؛ دولت بعد به راحتی این اقدام را نادیده بگیرد. این امر یک فرآیند (Circle) است و ائتلافهای قدرت در اسرائیل و وجود احزاب میانهرو مانند حزب کارگر نیز تغییری در این معادله ایجاد نمیکند. مادامی که این مسأله به صورت ریشهای مورد حل و فصل قرار نگیرد، این برخوردها کماکان ادامه خواهند داشت.
دلیل عدم حل ریشهای بحران فلسطین را چه میدانید؟
آریل شارون، نخست وزیر سابق اسرائیل جملۀ معروفی دارد که به صورت تلویحی دلیل عدم حل بحران را نشان میدهد وی گفته است که ما حاضریم هزار سال با فلسطینیها با هدف تشکیل دولت مستقل فلسطینی مذاکره کنیم. همانگونه که پیشتر اشاره کردم علیرغم وجود نظرات مختلف – میانهرو تا رادیکال – در اسرائیل، فرآیندی که بدان اشاره کردم به گونهای است که «توافق اسلو» به اجرا در نمیآید. دولتهای ائتلافی با ترکیبهای متعدد و متنوع همواره خواهند کوشید که از اجرای تعهدات خود در قبال گروههای فلسطینی سرباز زنند. همانگونه که بیان کردم استراژی اسرائیل ممانعت از نزدیکی جنبشهای فلسطینی حماس و جهاد اسلامی با تشکیلات خودگردان فلسطینی است، بر اساس چنین استراتژی اسرائیلیها میان حماس و تشکیلات خودگردان تمایز قائل میشوند.
با توجه به آنچه گفتید، پاد استراتژی فلسطینیها در قبال این استراتژی رژیم صهیونیستی چه باید باشد؟
به اعتقاد من گروههای فلسطینی نیز در اقدامات خود باید به خرد، منطق، تعقل و واقعیتهای منطقهای و فرامنطقهای توجه کنند و برای حل معضلهای خود از اتخاذ خط مشیهای رادیکال بپرهیزند. تواناییهای تکنولوژیک اسرائیل، حمایت قدرتهای فرا منطقهای از این کشور و توجه به این نکته که کشورهایی نظیر روسیه، چین و غربیها نیز حاضر نیستند خود را درگیر مسألۀ فلسطین کنند؛ ضرورت این توجه را بیشتر میکند. در حال حاضر این واقعیت جهان است. بهترین استراتژی فلسطینیها این خواهد بود که برخی گروههای افراطی در فلسطین با سیاستهای تشکیلات خودگردان همسو و همراستا باشند و نگاه تاکتیکی به روابط خود با تشکیلات خودگردان نداشته باشند؛ و بدین وسیله بهانۀ اسرائیلیها برای واکنش شدید نظیر آنچه در حال حاضر شاهدیم را از این کشور سلب کنند. اسرائیلیها خواهان ادامۀ روند و وضعیت موجودند؛ چراکه این شرایط کاملاً به نفع اسرائیل است.
در پایان گفتگو چشم انداز آتی بحران فلسطین را چگونه تحلیل میکنید؟
در شرایط حاضر بسیاری از قدرتهای بزرگ میکوشند خود را از درگیری در بحران فلسطین دور نگه دارند؛ چراکه به خوبی میدانند این بحران راه حل سیاسی ندارد. نه روسیه - به رغم طرح برخی شعارهای حمایتگرایانه از فلسطین در پارهای مقاطع - نه چین و نه کشورهای غربی خواهان درگیری در بحران فلسطین نیستند. بر این اساس اسرائیل میتواند در آینده نیز با آزادی عمل خطمشیهای خاص خود را دنبال کند. این در حالی است که وتوی قطعنامههای شورای امنیت بر علیه اسرائیل نیز بر آزادی عمل اسرائیلیها میافزاید. با توجه به این وضعیت خط مشیها در قبال بحران فلسطین باید خردورزانه باشد، تا در پرتو این خط مشیهای خردورزانه امکان تحقق کشور مستقل فلسطینی فراهم آید. با این وصف هرگونه اقدامی که به نوعی در این فرآیند خلل وارد سازد؛ به اعتقاد من چیزی جز آب در آسیاب دشمن ریختن نخواهد بود؛ چرا که از یکسو اسرائیلیها با توجه به بهرهمندی از قدرت رسانهای گسترده از این اقدامات بهرهبرداری حداکثری خواهد داشت و از سوی دیگر باید کماکان شاهد تداوم وضعیت موجود و بروز تجاوزات اسرائیلیها مانند آنچه که در حال حاضر در نوار غزه شاهدیم، باشیم.
گفتگو از مسلم بیگی./