روایتی از یک میراث مهجور/ «هستیجان» تنهاست

|
۱۴۰۲/۰۹/۲۷
|
۰۰:۰۵:۰۱
| کد خبر: ۲۰۳۲۴۲۵
روایتی از یک میراث مهجور/ «هستیجان» تنهاست
امروز «هستیجان» تنهاست و به عنوان یک میراث در خطر، هنوز کوچک‌ترین اقدامی در راستای حفاظت از آن صورت نگرفته و این تلح‌ترین اتفاقی است که به صورت سریالی در حوزه میراث فرهنگی شاهد آن هستیم، حوزه‌ای که نفس هایش به شماره افتاده و اگر دست نجنبانیم، نقش تخریب و نابودی بر چهره ته مانده‌های میراث کشور هم می نشیند.

خبرگزاری برنا – سعیده اسدیان: اوایل پائیز امسال خبری منتشر شد که انتشار جزئیاتی تازه درباره آن بر اهمیت خبر افزود.

خبر این بود: «کشف یک غار تاریخی در روستای دلیجان از توابع استان مرکزی»، همین خبر کوتاه کافی بود تا اشتیاق برای دانستن راز‌های سر به مهر در آن بیشتر شود و حالا این غار که تا چند ماه پیش حتی باستان شناسان هم از وجود آن بی خبر بودند، قرار بود روایت گر قصه‌هایی تازه باشد و تاریخ را برایمان ورق بزند.

«هستیجان» تنهاست . . .

مصطفی ده پهلوان، رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی درباره این کشف تازه چنین می‌گوید: «در هیچ کدام از نقشه‌ها و گزارش‌های باستان شناسی به نام این غار اشاره‌ای نشده بود، تا اینکه یکی از کارشناسان زبان پهلوی در خارج از کشور متوجه چرم‌نوشته‌هایی شد که اطلاعات ذی‌قیمتی را در اختیار می‌گذاشت.

نیما آصفی، کارشناس زبان پهلوی در پیگیری‌های خود متوجه شد که بسیاری از این آثار از کشور خارج شده و با پرس‌وجو دریافت که خاستگاه این چرم‌نوشته‌ها غاری در استان مرکزی است، بنابراین کاوش اضطراری در غار هستیجان آغاز شد.»

«هستیجان» تنهاست . . .

بی خبری ۷۰ ساله از یک گنجینه عظیم 

فصل اول کاوش غار زل هسیتجان به سرپرستی محمدرضا نعمتی، عضو هیأت علمی پژوهشکده باستان شناسی حدود دو ماه به طول انجامید، دو ماه سخت و طاقت فرسا که بنا بر گفته‌های سرپرست تیم کاوش، به دلیل شرایط محیطی غار و مسیر صعب العبور آن، فرآیند کاوش را با مشکلات زیادی همراه کرد.

نعمتی در این باره چنین می‌گوید: «یکی از مشکلات ما در زمان کاوش، مسیر صعب العبور غار بود، در نهایت هم که به پای غار رسیدیم مجبور شدیم تا با یک طناب ۹ متری از بدنه غار بالا برویم و وارد آن شویم، اما بعداً با کمک بچه‌های کوهنوردی یک نردبان ۹ متری روی بدنه غار نصب شد تا رفت و آمد ما آسان‌تر شود.

یکی دیگر از مشکلات کاوش غار هستیجان خاک خشک آن جا بود، به طوری که با کمترین جابجایی گرد و خاک زیادی بلند می‌شد که فرآیند کاوش را سخت می‌کرد، وجود سنگ‌های بزرگ داخل غار و برداشتن آن‌ها از مسیر کاوش از دیگر مشکلاتی بود که تیم ما با آن مواجه بود.»

«هستیجان» تنهاست . . .

ناگفته‌ها درباره این غار و یافته‌های تازه آنقدر جذاب بود که در هفته پژوهش، علاوه بر رونمایی نویافته‌های این غار شگفت انگیز،  نشستی تخصصی درباره میراث در خطر ایران در پرتو اسناد و مدارک نویافته از «غار هستیجان» در موزه ملی ایران برگزار شد، نشستی به غایت مهم که در آن تمامی جزئیات این کاوش و اهمیت آن بیان شد که روایتگر یک بی خبری ۷۰ ساله از این گنجینه عظیم بود.

حال میراث فرهنگی خوب نیست

از نامه به جا مانده از یک برادر ساسانی به خواهرش گرفته تا اسنادی با قدمت ۱۴۰۰ سال، پارچه و چرم نوشته‌های مختلف، گِل مُهر‌ها و ابزار‌های چوبی گوناگون و اسنادی که در کاوش‌های غیر مجاز، غارت و از ایران خارج شده اند.

غارت آثار غار هستیجان تقریباً از دهه ۵۰ آغاز شده و بسیاری از اسناد و چرم‌نوشته‌های این غار از دانشگاه‌های اروپایی و آمریکایی سر درآورده اند، به طوری که وقتی کاوش‌های باستان‌شناسان آغاز می‌شود، آن‌ها با وضعیت اسفباری در داخل این غار مواجه می‌شوند.

«هستیجان» تنهاست . . .

مصطفی ده‌پهلوان، رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در نشست تخصصی میراث در خطر ایران در پرتو اسناد و مدارک نویافته از «غار هستیجان»، حال میراث فرهنگی را نامساعد توصیف کرد و چنین گفت: «میزان تخریب‌ها در حوزه میراث فرهنگی بسیار بسیار شدیدتر و وحشتناک‌تر شده، از شخص وزیر تا پایین دست همه در تلاش‌اند و زحمات زیادی کشیده می‌شود، اما تنگنا‌های مالی می‌طلبد که خیران میراث فرهنگی را برای حفاظت داشته باشیم، البته حلقه گمشده در کشور که با اعتبارات کلان مالی هم نمی‌توان حل کرد، مردم هستند. تا میراث مردمی نشود و مردم به این باور نرسند، میراث فرهنگی همچنان غارت می‌شود.

فضای مجازی را ببینید، پر از هشتگ‌های دفینه، طلسم و گنج است، آقای «پوآرو» (جوینده گنج) بیش از ۷۰ پیج در اینستاگرام) دارد، چرا اتفاقی نمی‌افتد؟! پیج‌هایی داریم که لایو می‌گذارند و شش‌هزار نفر همزمان در آن شرکت می‌کنند، این‌ها خیلی خطرناک است! ما فقط نباید بگوییم میراث‌مان در خطر است، باید به یک راه حل برسیم و هیاهویی راه بیندازیم.»

«هستیجان» تنهاست . . .

لزوم تهیه «فهرست میراث در خطر ایران»

در ادامه این نشست جبرئیل نوکنده رئیس موزه ملی ایران هم یکی از اصلی‌ترین خسارت‌های جبران‌ناپذیر به محوطه‌های باستانی همچون «غار هستیجان» و «تپه تیلینه» را توسعه زمین‌های کشاورزی دانست و چنین گفت: «پیشنهاد من این است که «فهرست میراث در خطر ایران» تهیه و حتماً برای آن اعتبار و بودجه تعیین شود.

در قانون مجازات اسلامی، جرائم مرتبط به حوزه میراث‌فرهنگی جزو جرائم غیرقابل گذشت نیست، از این رو دادستان‌ها و قضات باید نسبت به برخورد با جرائم میراث‌فرهنگی جدی‌تر عمل کنند.»

«هستیجان» تنهاست . . .

میراث ۷۰ میلیون ساله‌ای که هنوز ثبت ملی نشده است

اما بی شک جذاب‌ترین بخش این نشست صحبت‌های محمدرضا نعمتی بود، عضو هیات علمی پژوهشکده باستان شناسی و سرپرست تیم کاوش غار هستیجان که اغراق نیست اگر بگویم در تمام مدتی که مشغول روایت هستیجان بود، قلب من تندتر از همیشه می زد، حسی داشتم توام با شوق و غرور که کلی دلسوزی و حسرت چاشنی اش شده بود.

نعمتی صحبت‌های خود را با افسوس شروع کرد و در میانه راه به شوق رسید از آنچه که دیده بود و در پایان با پیشنهاداتی مهم صحبت هایش را تمام کرد.

وی گفت: «متأسفانه بخش کوچکی از این اسناد به خارج از کشور رفته، در مدت کاوش که با افراد مختلفی صحبت کردم مشخص شد این غار سالیان سال کاوش شده و حتی گروهی، اسناد آن را به کاشان و اصفهان برده و فروخته اند.

«هستیجان» تنهاست . . .

بر اساس تاریخی که روی بدنه غار حک شده، حدود ۷۰ سال حفاری غیرمجاز انجام شده و عجیب است که با این حجم حفاری، علی رغم قدمت ۷۰ میلیون ساله این غار، هنوز در فهرست آثار ملی به ثبت نرسیده است.»

امکان تبدیل شدن «هستیجان» به یک سایت گردشگری 

شاید لطیف‌ترین و دلرباترین اثر کشف شده از این غار، پوست نوشته‌ای باشد که به اواخر دوره ساسانی باز می‌گردد و حکایت از نامه خصوصی یک برادر به خواهرش دارد که در منطقه‌ای بین قم و کاشان نوشته شده و جزو اسنادی است که پس از غارت و خروج از ایران، هم اکنون در کتابخانه «بنکرافت» در برکلی کالیفرنیا نگهداری می‌شود.

نامه‌ای که ترجمه آن چنین است: «مرواید، خواهر گرامی که ایزدان او را خوشبخت‌تر کنند، هر خوشبختی برای خواهرم باد. من به دست بختک، یک شیشه روغن برایت فرستادم. از تندرستی و آسایش خودت و فرخزاد برای من نامه بنویس و از (تندرستی) من و کودکانم آسوده‌خاطر باش. روغن را زود بفرست.».

«هستیجان» تنهاست . . .

اما نعمتی درباره سایر یافته‌های این غار چنین می‌گوید: «اشیاء کشف شده در این غار همگی منحصر به فرد هستند، اما دو شیء خاص‌تر از مابقی بوده اند، یکی پلمب سُربی یا همان سیم و سرب امروزی که کشف فعلی نشان می‌دهد اولین نمونه آن مربوط به اواخر دوره ساسانی است و دیگری، یک «قلم نی» که تاریخ استفاده از آن با کشف فعلی جا به جا شد، چرا که تا پیش از این کشف، قدمت «قلم نی» به دوره صفوی بازمی گشت، اما حالا می‌توانیم با قطعیت بگوییم که قلم نی قدمت ساسانی دارد و به ۱۴۰۰ سال پیش باز می‌گردد.

این غار در وهله اول نیاز به حفاظت برای جلوگیری از غارت دوباره  و قرار گرفتن در فهرست ثبت ملی برای حفاظت بیشتر دارد، در مراحل بعدی حفاظت و مرمت از پارچه‌ها و چرم نوشته‌ها باید در اولویت قرار گیرد و تلاش شود تا چرم نوشته‌ها و پارچه نوشته‌ها از سایر موزه‌ها و دانشگاه‌های اروپایی و آمریکایی به ایران بازگردد.

«هستیجان» تنهاست . . .


همچنین این غار امکان تبدیل شدن به یک سایت گردشگری را پس از پایان کاوش‌ها و اقدامات حفاظتی دارد، حتی می‌توان از این ظرفیت برای راه اندازی یک موزه محلی در دلیجان هم استفاده کرد.»

«هستیجان» تنهاست ...

اما علی رغم تمام این صحبت‌ها و بیان تمام این دل نگرانی ها، امروز «هستیجان» تنهاست و به عنوان یک میراث در خطر، هنوز کوچک‌ترین اقدامی در راستای حفاظت از آن صورت نگرفته و این تلح‌ترین اتفاقی است که به صورت سریالی در حوزه میراث فرهنگی شاهد آن هستیم، حوزه‌ای که نفس هایش به شماره افتاده و اگر دست نجنبانیم، نقش تخریب و نابودی بر چهره ته مانده‌های میراث کشور هم می نشیند.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر