لاسجردی در گفتگو با برنا:

حیات و بقای رژیم‌ صهیونیستی در گروی بحران آفرینی است

|
۱۳۹۳/۰۴/۲۵
|
۱۳:۲۶:۴۱
| کد خبر: ۲۰۴۰۲۷
حیات و بقای رژیم‌ صهیونیستی در گروی بحران آفرینی است
لاسجردی: صهیونیست‌ها به هر شکل خواهند کوشید تا مانع وحدت و اتفاق‌نظر میان جنبش حماس و فتح در فلسطین اشغالی شوند.

حسن لاسجردی استاد دانشگاه تهران و عضو شورای سردبیری «خبر آنلاین» معتقد است، مهم‌ترین دلیل تجاوز رژیم صهیونیستی به نوار غزه این است که گروه‌های مقاومت برای ورود به روند مذاکرات صلح شرط و شروط تعیین کرده‌اند؛ برای مثال جنبش حماس اعلام کرده است در صورتی حاضر به شرکت در مذاکرات صلح خواهد شد که، طرف مقابل – ایالات متحده آمریکا و رژیم‌صهیونیستی- بدون پیش‌شرط وارد فرآیند مذاکرات شوند.

هدف رژیم صهیونیستی از آغاز دور تازۀ تهاجم به غزه چیست؟
در ظاهر بهانۀ رژیم صهیونیستی برای آغاز دور تازۀ تهاجم به نوار غزه ربوده شدن و به قتل رسیدن سه تن از یهودیان ساکن رژیم صهیونیستی است. رژیم صهیونیستی مدعی است که مسئولیت این اقدام بر عهدۀ فلسطینی‌ها و جنبش حماس است؛ اما این تنها بهانه‌ای است که دلایل قانع‌کننده‌ای نیز برای تأیید آن وجود ندارد.

بنابر این دلایل این اقدام را چه می‌دانید؟
این اقدام رژیم صهیونیستی دلایل متعددی دارد:
الف) نخستین خواست رژیم صهیونیستی این است که با این اقدام مانع آشتی ملی میان گروه‌های فلسطینی فتح و حماس شوند. لازم به ذکر است این دو گروه فلسطینی طی فرآیند مذاکراتی حاضر به تشکیل دولت وحدت ملی شده‌اند. بنابراین صهیونیست‌ها به هر شکل خواهند کوشید مانع وحدت و اتفاق‌نظر میان جنبش حماس و فتح در فلسطین اشغالی شوند.
ب) به هر صورت پس از محاصرۀ چهار سالۀ غزه و با توجه به تحولات روی داده در مصر؛ در شرایط حاضر ارتباط غزه با دنیا بیشتر شده است و دیگر مانند دوران «حسنی مبارک» نیست. به همین دلیل رژیم صهیونیستی اکنون به این نتیجه رسیده است که شرایط پس از تحولات روی داده در مصر دیگر به سان گذشته نیست و گروه‌های فلسطینی در حال تقویت شدن هستند. بنابراین رژیم صهیونیستی می‌کوشد از طریق تجاوز و اقدام نظامی گروه‌های مقاومت را تضعیف کند.
پ) نکتۀ سوم که به اعتقاد مهم‌ترین نکته است این است که گروه‌های مقاومت برای ورود به روند مذاکرات صلح شرط و شروط تعیین کرده‌اند؛ برای مثال جنبش حماس اعلام کرده است در صورتی حاضر به شرکت در مذاکرات صلح خواهد شد که، طرف مقابل – ایالات متحده آمریکا و رژیم‌صهیونیستی- بدون پیش‌شرط وارد فرآیند مذاکرات شوند. تشکیل دولت مستقل فلسطینی از شعارهای طرح شده توسط اوباما بوده است، رئیس‌جمهور ایالات متحده پیش‌شرط احیای روند صلح را، شرط لازم برای تشکیل دولت مستقل فلسطینی دانسته است.
ت) مقامات و کارشناسان رژیم صهیونیستی به خوبی معتقدند که در درون فلسطین نیروهای مقاومت از پشتوانۀ محکمی برخوردار هستند؛ تحلیل‌های استراتژیست‌های نظامی اسرائیلی حاکی است که توان نظامی گروه‌های مقاومت در مقایسه با جنگ 22 روزه، 10 درصد ارتقاء یافته است. رژیم صهیونیستی به هیج وجه قدرت گرفتن گروه‌های مقاومت را به صلاح خود نمی‌داند.
ث) باید دقت داشت که حیات و بقای اسرائیل در تنش‌آفرینی و بحران‌آفرینی است چراکه اسرائیل زائیده بحران است و حیاتش تنها از طریق بحران‌زایی تداوم می‌یابد.

آیا شرایط داخلی رژیم صهیونیستی نیز در بروز این اقدام مؤثر بوده است؟
اگرچه برای آغاز تهاجم علیه نوارغزه تأثیر اهداف داخلی نیز می‌توان فرض کرد؛ با این وجود به اعتقاد من دلایلی که بیشتر تشریح کردم، اولویت بیشتری دارد. به هر حال با توجه به عدم استقبال گستردۀ مردم اسرائیل در جریان انتخابات پارلمانی از حزب لیکود و تشکیل دولت شکننده در سرزمین‌های اشغالی و با توجه به وخامت شرایط سیاسی و اقتصادی در فلسطین اشغالی، در حال حاضر شرایط افکار عمومی به نفع رژیم صهیونیستی نیست. با این وجود اگرچه نمی‌توان منکر تأثیر دلایل داخلی شد؛ اما این عوامل در وهلۀ دوم اهمیت قرار داد.

در حال حاضر نگاه کشورهای غربی به حماس چگونه است؟
در بازخوانی کشورهای غربی از تحولات منطقه‌ای، جنبش حماس به عنوان عنصری برهم زنندۀ معادلات منطقه‌ای به حساب می‌آید و مجموعۀ کشورهای غربی این گروه به عنوان نیرویی معارض نگاه می‌نگرند و در مقابل از جنبش فتح و سازش‌کاران حمایت می‌کنند. از سوی دیگر غربی‌ها به خوبی می‌دانند که در تحولات فلسطین، حماس عنصری تعیین‌کننده به حساب می‌آید؛ اگرچه اظهارات مطرح شده از سوی برخی از مقامات جنبش حماس نیز حاکی از این است که برخی از آن‌ها نیز اهل مذاکره و معامله هستند. تمام تلاش کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی این بوده است که از تبدیل حماس به نیروی انقلابی ممانعت به عمل آورند و این جنبش را به نیرویی سازش‌کار و غیر سیاسی تبدیل کنند. به رغم همۀ این تلاش‌ها حماس کماکان به عنوان جنبشی انقلابی مطرح است.

قدرت‌های بزرگ نظام بین‌الملل چگونه به تحولات غزه می‌نگرند؟
رفتار قدرت‌های بزرگ بین‌المللی در قبال بحران‌های غیر خودی بر مبنای معادلۀ هزینه و منفعت است. منطق سود و منفعت اقتضاء می‌کند که هر کجا این معادله بیشتر به نفع کشور شما بود؛ وارد عمل شوید. بر مبنای منطق همین معادله است که در شرایط حاضر کشورهای غربی در کنار رژیم صهیونیستی قرار گرفته‌اند و در منازعات و مناقشات جاری مابین رژیم صهیونیستی و فلسطین سخت جانب اسرائیل را می‌گیرند. در این زمینه باید گفت علی‌رغم مطرح شدن شعارهای حقوق بشری و کرامت انسانی از سوی غربی‌ها، این کشورها در عمل نشان می‌دهند؛ که در روابط خارجی و صحنۀ بین‌المللی تنها براساس منطق هزینه و منفعت به مسائل نگاه می‌کنند و بر اساس الزامات همین منطق؛ منافع این کشورها در حال حاضر اقتضاء می‌کند که از مواضع رژیم صهیونیستی پشتیبانی کند. در جریان بحران اخیر نیز در نهایت این کشورها به ارائه چند طرح آتش بس و درخواست برای مذاکرات میان طرفین بسنده می‌کنند و عامل آن چنان‌چه پیشتر بیان کردم منطق سود و فایده است.

در جریان بحران اخیر غزه شاهد سکوت معنادار نهادها و مجامع بین‌المللی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای هستیم؛ دلیل این امر را چه می‌دانید؟
در این زمینه باید دقت داشته باشیم که نظامات بین‌المللی کنونی، بر اساس تفکرات غربی و پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفته‌اند. چون این سازمان‌ها در این فضا شکل گرفته‌اند، ناگزیر نیز بر اساس منطق هزینه و منفعت فعالیت می‌کنند. نباید از یاد برد که مناسبات بین‌الملل بر مبنا و اساس خواست کشورهای غربی طرح ریزی شده‌اند و به طر منطقی حافظ منافع این کشورهایند. در نهایت موضع نهادهای بین‌المللی محکوم کردن اقدامات رژیم صهیونیستی؛ بدون اقدامی عملی برای مقابله با آن خواهد بود. در این میان آن‌چه جالب این است که سازمان‌های منطقه‌ای نظیر سازمان همکاری اسلامی که با هدف حمایت از آرمان بیت المقدس شکل گرفته است؛ امروز به دلیل تسلط کشورهای محافظه‌کار و میانه‌رو بر مواضع این سازمان، مواضع محافظه‌کارانه اتخاذ می‌کنن. دلیل اصلی سکوت محافل بین‌المللی همان‌گونه که پیشتر تحلیل کزدم؛ به خاستگاه بنیادین نظام‌های بین‌المللی باز می‌گردد.
 
چشم انداز فراروی بحران روی داده در نوار غزه را چگونه تحلیل می‌کنید؟
در چند سال گذشته روال عادی رژیم صهیونیستی بدین‌گونه بوده است که هر از چندگاهی به بهانه‌ای به ساکنین نوار غزه تجاوز می‌کند و تلفات بی‌شماری به مردم – عمدتاً غیر نظامی ساکنن نوار غزه وارد می‌آورد. رژیم صهیونیستی در حملات خود استحکامات و زیربناهای مهم مثل منابع برق و منابع انسانی را هدف قرار می دهد به گونه‌ای در جریان جملات اخیر شاهد کشتار کودکان بی‌گناه هستیم. در نهایت نیز بحران با پای درمیانی و وساطت سازمان‌ملل و یا نهادها و کشورهای غربی؛ طرح آشتی خود را مطرح می‌کنند و با عذرخواهی غیر مستقیم مسائل را خاتمه می دهند. این روال را در حمله به جبالیا، رام‌اللخه و در 4 سال گذشته همین روال ادامه داشته است. اگر چه اسرائیلی ها تظاهر به قدرت و اقتدار می کنند اما موازنه قدرت در حال حاضر به نفع ضد یهود نیست و آن‌ها ملاحظات امنیتی بسیاری دارند. برای مثال با توجه به اصابت موشک‌های جنبش حماس به «تل آویو» دیدیم که این شهر به شهر ارواح تبدیل شد. بنابراین اسرائیلی‌ها می‌کوشند تا هر چه زودتر ضربه مورد نظر خود را به گروه‌های مقاومت وارد سازند و پس از آن عملیات نظامی را با طرح سازشی که از سوی کشورهای غربی و برخی کشورهای عربی سازمان ملل اتحادیه اروپا و .. مطرح می شود به پایان برسانند.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه