مدعیان حقوق بشر کجا هستند؟
مهدی کریمی: جریان رادیکال بر اساس خوانشی رادیکال از دین یهود، فلسطین سرزمین موعود یهودیان است و بر این اساس نه تنها باید ساکنین غیریهودی این سرزمین، سرزمین موعود را ترک کنند. در نگاه جریان راست فلسطین اشغالی باید از سکنۀ اسرائیلی خود خالی گردد و آنانی نیز که در سرزمین باقی میمانند باید هویت مذهبی خود را تغییر دهند. بنابراین در یک کلام میتوان گفت علت اصلی مناقشات و تجاوزات اخیر در نوار غزه قرائت رادیکال هر دو طرف از متون مذهبی است. در عین حال این پدیدۀ بینالمللی نیز همانند دیگر پدیدهها دلایل دیگری نیز دارد و باید از نگاه تک علیتی به آن پرهیز کرد، اما باید گفت که علت اصلی همان خوانشها افراطی از متون مذهبی و به طور منطقی شکلگیری دیدگاههای افراطی است.
چرا رژیم صهیونیستی دور تازۀ حملات خود را به نوار غزه آغاز کرده است؟
دلیل این امر را باید در مواضع تندروهای رژیم صهیونیستی و جریان راستگرای این کشور جستجو کرد. علاوه بر این باید به این نکته عنایت داشت که جریان رادیکال در انتخابات پارلمانی اخیر در رژیم صهیونیستی پیروزی شکنندهای به دست آوردهاند. جریان رادیکال در یک نقطه با یکدیگر اشتراک دارند و آن این است که در نگاه جریان رادیکال بر اساس خوانشی رادیکال از دین یهود، فلسطین سرزمین موعود یهودیان است و بر این اساس نه تنها باید ساکنین غیریهودی این سرزمین، سرزمین موعود را ترک کنند. در نگاه جریان راست فلسطین اشغالی باید از سکنۀ اسرائیلی خود خالی گردد و آنانی نیز که در سرزمین باقی میمانند باید هویت مذهبی خود را تغییر دهند. بنابراین در یک کلام میتوان گفت علت اصلی مناقشات و تجاوزات اخیر در نوار غزه قرائت رادیکال هر دو طرف از متون مذهبی است. در عین حال این پدیدۀ بینالمللی نیز همانند دیگر پدیدهها دلایل دیگری نیز دارد و باید از نگاه تک علیتی به آن پرهیز کرد، اما باید گفت که علت اصلی همان خوانشها افراطی از متون مذهبی و به طور منطقی شکلگیری دیدگاههای افراطی است.
به برخی از دلایل دیگر اشاره میکنید؟
از دیگر دلایل این امر میتوان به خواست مقامات رژیم صهیونیستی برای تضعیف موقعیت و جایگاه حماس، وادار کردن جنبش حماس به تغییر رویکرد و خلع سلاح، آزمودن رویکرد مصر و دیگر کشورهای منطقه در قبال اسرائیل با توجه به تحولات اخیر در منطقه.
چگونه میتوان مانع افراطیون صهیونیست شد؟
در این زمینه باید از ظرفیت افکار عمومی جهانی استفاده کرد. باید توجه داشت که ما شاهد تحول مناسبات در روابط بینالمللی هستیم. در عصری که به تعبیر برخی از نظریهپردازان ما با فرآیند جهانی شدن مواجه هستیم، افکار عمومی جهانی مانعی جدی بر سر سیاستهای توسعهطلبانه است. برای تأثیر بر افکار عمومی نیز باید از ظرفیت رسانههای جهانی استفاده کرد؛ استفاده از ظرفیت رسانههای همگانی موجب آشکار شدن تصویر و چهرۀ واقعی صهیونیسم مطرح میشود و ایجاد پرسش میکند.
استفاده از ظرفیت رسانههای همگانی چه تأثیر مشخصی خواهد داشت؟
مهمترین تأثیر آن آشکار شدن ماهیت صهیونیستها در پیشگاه افکار عمومی جهانی و البته تغییر نگرش و ایجاد نفرت جهانی پیرامون افراطیون صهیونیست است.
چرا نهادهای بینالمللی در سطح منطقهای و جهانی در برابر جنایات صهیونیستها موضع نمیگیرند؟
همان گونه که شما به درستی اشاره کردید، در حال حاضر سؤال بزرگ سکوت مجامع بینالمللی و عدم برخورد جدی در قبال این بحران است. علاوه بر این پرسش بزرگ دیگر این است که مدعیان حقوق بشر کجا هستند؟ اما در پاسخ پرسش شما باید بگویم؛ علت اصلی سکوت مجامع بینالمللی ماهیت شکلگیری این نهادها و سازمانها در ساختار نظام بینالملل پس از جنگ جهانی دوم است. این نهادها در شرایطی شکل گرفتهاند که بازتاب دهندۀ خواستها و اهداف قدرتهای بزرگ در نظام بینالملل هستند.
رویکرد کنونی جنبش های فلسطینی و به صورت مشخص فتح و حماس در قبال بحران فلسطین چیست؟
در این زمینه دو رویکرد مشخص و عمده وجود دارد. رویکرد اول معتقد به مذاکره و گفتگوست – به تعبیر دیگر رویکرد سازش- و رویکرد دوم مقاومت و مبارزه برای تحقق خواستها و آرمانهای فلسطینی است. در مورد رویکرد نخست باید گفت که تاکنون نتیجۀ مشخصی از گفتگوها حاصل نشده است؛ به گونهای که میتوان گفت مذاکرات سازش با شکست مواجه شده است. تجربه تاریخی نشان میدهد که موفقترین رویکرد تاکنون رویکرد مقاومت بوده است؛ نمونههای نشانگر این مسأله را میتوان در لبنان مشاهده کرد.
بر اساس تقسیمبندی که انجام دادید، جنبش فتح و حماس از کدام یک از این رویکردها حمایت میکنند؟
جنبش فتح دو دورۀ مشخص را تجربه کرده است؛ این جنبش در بخشی از تاریخ خود رویکرد مقاومت را در پیش گرفته بود، اما در پس از انجام «مذاکرات اسلو» به سمت رویکرد گفتگو تغییر جهت داده است. رویکرد مقاومت را حماس و جهاد اسلامی نمایندگی میکنند.
نگاه قدرتهای بزرگ نظام بینالملل به تحولات روی داده در غزه چیست؟
رفتار قدرتهای بزرگ بینالمللی در قبال بحرانهای غیر خودی بر مبنای معادلۀ هزینه و منفعت است. منطق سود و منفعت اقتضاء میکند که هر کجا این معادله بیشتر به نفع کشور شما بود؛ وارد عمل شوید. بر مبنای منطق همین معادله است که در شرایط حاضر کشورهای غربی در کنار رژیم صهیونیستی قرار گرفتهاند و در منازعات و مناقشات جاری مابین رژیم صهیونیستی و فلسطین سخت جانب اسرائیل را میگیرند. در این زمینه باید گفت علیرغم مطرح شدن شعارهای حقوق بشری و کرامت انسانی از سوی غربیها، این کشورها در عمل نشان میدهند؛ که در روابط خارجی و صحنۀ بینالمللی تنها براساس منطق هزینه و منفعت به مسائل نگاه میکنند و بر اساس الزامات همین منطق؛ منافع این کشورها در حال حاضر اقتضاء میکند که از مواضع رژیم صهیونیستی پشتیبانی کند. در جریان بحران اخیر نیز در نهایت این کشورها به ارائه چند طرح آتش بس و درخواست برای مذاکرات میان طرفین بسنده میکنند و عامل آن چنانچه پیشتر بیان کردم منطق سود و فایده است.
چشمانداز بحران اخیر را چگونه تحلیل میکنید؟ از نظر شما بهترین راه خاتمه دادن به این بحران چیست؟
به اعتقاد من راهحل منطقی که هم به نفع اسرائیلیهای معتدل - و نه رادیکال – و در عینحال فلسطینیها باشد این است که در درجۀ اول بین گروههای فلسطینی وحدت تحقق یابد و در مرحلۀ بعد با کمک مجامع بینالمللی و دولتهای منطقهای رژیم صهیونیستی را مجبور به پذیرش دولت مستقل فلسطینی در سرزمینهای اشغالی بکند. این اقدام از یکسو میتواند به قاعدهمندی و هنجارمند شدن رفتار فلسطینیها در چارچوب ساختار دولت – ملت منتهی شود و از سویی دیگر هزینۀ اقدامات یکجانبۀ اسرائیلیها بر علیه یک دولت بینالمللی را افزایش دهد. اگر این امر متحقق نشود و ما کماکان شاهد افتراق آراء و جدایی میان گروههای فلسطینی باشیم؛ در چنین شرایطی بحرانها نظیر آنچه در شرایط حاضر در غزه شاهدیم کماکان تداوم خواهند داشت و تکرار خواهند شد.
گفتگو از مسلم بیگی/