فرصت تاریخی و طلایی در اختیار دولت امریکا و ایران برای حل پروندۀ هستهای وجود دارد
دکتر علی امیدی: سیگنالهای دیپلماتیک حاکی است که هر دو طرف غربی و ایرانی خواهان حل و فصل دیپلماتیک این قضیه هستند. من اعتماد دارم فرصت طلایی و تاریخی در اختیار دولت تدبیر و امید و دولت آمریکا برای حل و فصل صلحآمیز مناقشۀ اتمی از طریق دیپلماسی وجود دارد...
اگر مایل باشید در آغاز گفتگو به بررسی تعهدات طرفین در چارچوب برنامۀ اقدام مشترک بپردازیم؛ پرسشی که در این باره مطرح شده این است که آیا دو طرف تاکنون به تعهدات خود در چارچوب توافق ژنو پایبند بودهاند؟
بله، دو طرف تاکنون به تمامی تعهدات خود پایبند بودهاند.
به اختصار به برخی تعهدات متقابل دو طرف اشاره میکنید؟
تعهدات ایران اکسیده کردن ذخیرۀ اورانیوم 20 درصدی، کاهش سطح غنیسازی تا مرز 5 درصد و پذیرش نظارت بینالمللی بر فعالیتهای هستهای خود بوده است. طرف غربی نیز پذیرفت که حدود پنج میلیارد دلار از داراییهای بلوکه شده ایران را در پنج قسط پرداخت کنند. مهمترین نکته در این میان این است که هم طرف غربی و هم طرف ایرانی تاکنون به تمامی تعهدات متقابل خود عمل کرده و بدان پایبند بودهاند؛ در تازهترین گزارش منتشر شده از سوی آژانس انرژی اتمی نیز پایبندی جمهوری اسلامی ایران به تعهدات خود تأیید شده است. اینها رئوس مطالب و تعهداتی بوده است که تاکنون در چارچوب برنامۀ اقدام مشترک انجام شده است.
موانع اصلی بر سر دستیابی به توافق جامع از دید شما چیست؟
دو طرف در سه زمینه اختلافات اساسی و بنیادین دارند.
الف) ظرفیت غنیسازی در جمهوری اسلامی ایران
استدال طرف غربی در اینباره چیست؟
طرف غربی خواستار غنیسازی در سطح زیر پنج درصد و میزان انباشت مواد غنیسازی شده در یک حد مشخص است. کشورهای غربی تأکید دارد که تعداد سانتریفیوژهای ایران در یک حد محدود باقی بماند و ایران در مقطع کنونی از سانتریفیوژهای نسل جدید استفاده نکند. طرف غربی معتقد است جمهوری اسلامی ایران باید فرآیند غنیسازی را در حد پایلوت و نه در حد صنعتی انجام دهد. کشورهای غربی به خوبی میدانند که جمهوری اسلامی ایران تحت هیچ شرایطی از فرآیند غنی سازی دست بر نمیدارد؛ بنابراین تلاش غربیها بر محور دیپلماسی و چانهزنی برای محدود کردن سطح غنی سازی استوار شده است؛ غربیها نگاه پرستیژی به فرآیند غنیسازی در داخل خاک ایران دارد. میتوان به اختصار گفت در قضیۀ هستهای طرف غربی خواهان دستیابی به اهداف سه گانۀ ذیل است
الف) سطح غنیسازی زیر 5 درصد
ب) فعالیت تعداد سانتریفیوژهای محدود
پ) انجام غنی سازی در سطح پایلوت و نه در حد صنعتی و نظامی تأکید دارند.
استدلال طرف ایرانی در این زمینه چیست؟
جمهوری اسلامی ایران در چارچوب معاهدۀ «NPT» انجام فرآیند غنیسازی درسطح صنعتی را حق خود میداند؛ چرا که نه معاهدۀ «NPT» و نه حقوق بینالملل، جمهوری اسلامی ایران را از انجام غنیسازی در حد صنعتی منع نکرده است. بر این اساس میتوان گفت حق ذاتی ایران است که از علم و تکنولوژی در راستای توسعۀ کشور استفاده کند. علاوه بر این جمهوری اسلامی ایران معتقد است که تاکنون هزینههای بسیاری در این زمینه متحمل شده است و اگر قرار باشد غنیسازی را در سطح سمبلیک ادامه دهد، این مطابقتی با هزینههایی که تاکنون جمهوری اسلامی ایران در این زمینه محتمل شده است ندارد. با وجود این ایران حاضر است تمام تضمینهای لازم از قبیل نظارت و بازرسی بر تأسیسات هستهای خود را به منظور اعتماد سازی و اثبات صلح آمیز بودن فعالیتهای هستهای خود انجام دهد. در این رابطه جمهوری اسلامی ایران حاضر است تمامی تضمینهای لازم را به طرف غربی برای اثبات صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای خود ارائه دهد. برای مثال ایران پذیرفته است به منظور اعتماد سازی، جایگزینی سانتریفیوژهای نسل جدید با سانتریفیوژهای کنونی را به صورت تدریجی انجام دهد. متأسفانه هنوز طرف غربی به این منطق روشن ایران تن نداده است.
ب) مانع دوم مجمتع آب سنگین اراک است.
استدلال طرف غربی در این زمینه؟
همان گونه که میدانید یکی از راههای تولید بمب هستهای، تولید پولوتونیوم است. هنوز مجمتع صنایع آب سنگین اراک تماماً به بهرهبرداری نرسیده است. این در حالی است که در صورتی که این مجتمع به بهرهبرداری نهایی برسد و با ظرفیت واقعی خود کار کند، در سال 9 تا 10 کیلوگرم تولید میکند؛ این میزان پولوتونیوم برای ساخت یک بمب هستهای کفایت میکند. به همین دلیل طرف غربی خواهان این است مجتمع آب سنگین اراک تبدیل به آب سبک شود.
استدلال جمهوری اسلامی ایران در اینباره چیست؟
استدلال ایران این است که برای اثبات صلحآمیز بودن فعالیتهای مجتمع آب سنگین اراک نیازی به تبدیل آن به آب سبک نیست؛ بلکه برای ایجاد اعتماد میتوان میزان فرآوری پلوتونیوم در این مجتمع را به حداقل رساند، و برای مثال به جای تولید 10 کیلو پلوتونیوم، میزان تولید این ماده را به یک کیلوگرم تقلیل داد؛ به طور منطقی با این میزان تولید پلوتونیوم، ساخت یک بمب هستهای به ده سال زمان نیاز خواهد داشت و در صورت بروز هرگونه انحراف در فعالیتهای هستهای ایران، این مدت زمان – 10 سال- برای انجام اقدامات بازدارنده از سوی غربیها کافی است.
مانع سوم؟
پ)مانع سوم بحث تحریمهاست.
همانگونه که میدانید سیستم تحریمهای بینالملل – یکجانبه، چندجانبه و... فرآیندی پیچیدۀ حقوقی است و رفع آنها امری زمانبر خواهد بود.این در حالی است که لغو بخش اعظم تحریمها علیه ایران نیاز به تصویب شورای امنیت، کنگرۀ آمریکا و اتحادیۀ اروپا دارد و در نتیجه رفع و لغو آنها پروسهای زمانبر و تدریجی خواهد بود. تاکنون میزان کمی از تحریمهای غربی به حالت تعلیق درآمده است و آنگونه که غربیها اظهار میدارند در صورت شکست مذاکرات امکان بازگشت تحریمها وجود خواهد داشت. با این وصف غربیها نباید انتظار داشته باشند که جمهوری اسلامی ایران اقدامات اعتماد سازش را به یکباره انجام دهد؛ بلکه بهترین و عقلاییترین سیاست از جانب جمهوری اسلامی ایران این خواهد بود که در هر گام متناسب با اقدامات طرف مقابل، به اعتماد سازی در مورد اقدامات خود بپردازد.
با این وصف آیا دو طرف خواهند توانست ظرف چهار ماه آینده این اختلافات باقی مانده را رفع کنند؟
سیگنالهای دیپلماتیک حاکی است که هر دو طرف غربی و ایرانی خواهان حل و فصل دیپلماتیک این قضیه هستند. من اعتماد دارم فرصت طلایی و تاریخی در اختیار دولت تدبیر و امید و دولت آمریکا برای حل و فصل صلحآمیز مناقشۀ اتمی از طریق دیپلماسی وجود دارد.
به چه دلیل معتقدید که فرصت طلایی و تاریخی در اختیار دو طرف وجود دارد؟
دلیل این امر آن است که گزینۀ بدیل - یعنی گزینۀ جنگ - برای هر دو طرف مطابق با منطق هزینه و فایده نخواهد بود؛ مضافاً اینکه اوضاع را بدتر نیز خواهد کرد؛ چرا که تعقیب گزینۀ نظامی از سوی ایالات متحده باعث خواهد شد ایران از معاهدۀ «NPT» خارج و به سمت تولید بمبهستهای برای ایجاد بازدارندگی نظامی حرکت کند. از سویی دیگر شرایط ژئوپلتیک ایران به گونهای است که حملۀ نظامی نیز نمیتواند فعالیتهای هستهای ایران را به صفر برساند. در نتیجه تنها گزینۀ ممکن و مطلوب در پیشروی طرفین در حال حاضر، دیپلماسی است. علاوه بر این طرفین ثابت کردهاند که ارادۀ لازم را برای حل بحران ازطریق دیپلماسی دارند. در حال حاضر طرفین برای دستیابی به توافق مرضی الطرفین در حال چانهزنی و مذاکره هستند. با این وصف من نسبت به حل بخش اعظم مشکلات باقیمانده مابین طرفین در مدت زمان باقی مانده خوشبین هستم.
آیا به توافق نرسیدن طرفین در مدت زمان باقیمانده پایان دیپلماسی خواهد بود؟
برخی از مقامات غربی از قبیل وزیر امور خارجۀ آلمان و چین اعلام کردهاند که 4 ماه آینده، مهلت نهایی برای حل و فصل مناقشۀ اتمی از طریق مذاکره و دیپلماسی است. با این وجود شواهد و قراین حاکی است که پروندۀ هستهای ایران بنا به دلایلی باید تا پایان این مدت زمان خاتمه پذیرد. من با تعبیر شما – پایان دیپلماسی – در صورت به توافق نرسیدن مذاکرات موافق نیستم؛ به نتیجه نرسیدن مذاکرات را تنها میتوان بنبست در فرآیند مذاکرات و دیپلماسی تلقی کرد و نه پایان. من اعتقاد دارم در صورت شکست مذاکرات شرایط به سال 2013 میلادی یعنی زمانی که آقای سعید جلیلی مسئول پیگیری پروندۀ هستهای بود بازخواهد گشت و شاهد افزایش روند تحریمها خواهد بود؛ مگر اینکه ارادۀ سیاسی لازم در سطحی بالاتر - ریاستجمهوری- برای ادامه و بازگشت به فرآیند مذاکرات مطرح گردد. با این وجود باید اضافه کنم که من نسبت به موفقیت فرآیند گفتگوها و مذاکرات در فرصت 4 ماه آینده خوشبین و امیدوار هستم.
مواضع رادیکالها در آمریکا و ایران تا چه حد میتواند در ادامه بر جریان مذاکرات تأثیر بگذارد؟
متأسفانه در هر دو کشور مواضع رادیکالها میتواند تأثیر منفی بر فرآیند مذاکرات باقی بگذارد. با این حال مواضع رادیکالهای آمریکایی نقش و تأثیر منفی جدیتری دارد.
به چه دلیل؟
باید عنایت داشت که لابی صهیونیستی در ایالات متحدۀ آمریکا بسیار قوی است و این گروه فشار مایل نیست که پروندۀ هستهای ایران طی ماههای آتی از طریق مذاکره و دیپلماسی به نتیجه برسد. از سویی دیگر در حال حاضر اکثریت کنگرۀ آمریکا در اختیار جمهوری خواهان است. لابی صهیونیستی در کنار جمهوری خواهان موسوم به بازها میخواهند ثابت کنند که دیپلماسی برای حل بحران هستهای جمهوری اسلامی ایران ناکافی و ناکارآمد است و جنگ راه حل پایان دادن به بحران هستهای ایران است. بنابراین این گروه به دنبال شکست مذاکرات هستهای است.
موضع رادیکالهای ایران؟
در مورد مواضع گروه رادیکال در ایران باید گفت با توجه به مواضع مقام معظم رهبری و حمایت صریح و تمام قد ایشان از تیم مذاکرۀ هستهای؛ مواضع و اعمال اخلالگرانه افراطیون ایرانی نمیتواند خللی بر فرآیند مذاکرات ایجاد کند.
در پایان گفتگو میخواهم بدانم شما در مقام کارشناس روابط بینالملل افق و دورنمای مذاکرات را چگونه ارزیابی میکنید؟
نباید انتظار داشت که بحران در روابط جمهوری اسلامی ایران و کشورهای غربی به صفر برسد؛ چرا که ایدئولوژیهای حاکم در غرب و ایران در حاصل حاضر قصد سازش با یکدیگر را ندارند؛ البته باید به این نکته نیز توجه داشت که هیچگاه اختلافات مابین کشورها نیز صفر نخواهد شد؛ در کنار این مسأله باید توجه داشت که اختلافات مابین ایران و کشورهای غربی دیدگاهی و هنجاری است. ایران و غرب بر سر تعریف از نظم و نظام بینالملل، بحران فلسطین و حمایت غربیها از رژیم صهیونیستی با یکدیگر اختلاف بنیادین دارند. با این شرایط تنها باید انتظار تنشزدایی نسبی در روابط ایران و کشورهای غربی را داشت. من معتقدم در نهایت رابطۀ ایران و کشورهای غربی همانند رابطۀ کشور کوبا با طرفهای غربی خواهد شد و کماکان در روابط دو طرف تنش باقی خواهد بود.
با این وصف من نسبت به آیندۀ مذاکرات هستهای خوشبین هستم. دلیل این امر نیز همانگونه که پیشتر بیان کردم این است که گزینۀ بدیل یعنی جنگ برای هر دو طرف بسیار پر هزینه خواهد بود. از سویی دیگر شواهدی وجود دارد که نشان میدهد هر دو طرف اراده و جدیت لازم را برای دستیابی به توافق جامع دارند. برای مثال در نوامبر 2014 میلادی شاهد انتخابات کنگره در ایالات متحدۀ آمریکا خواهیم بود. به نظر میرسد باراک اوباما مایل است تا از دستیابی به توافق با ایران - در زمینۀ پروندۀ یازده ساله و بسیار پیچیدۀ هستهای ایران – به عنوان برگ برنده حزب دموکرات در جریان رقابتهای انتخابی پیشرو استفاده کند، این مسأله از آن رو برای مقامات ایالات متحده بیشتر حائز اهمیت است؛ چرا که عملکرد جریان دموکرات در زمینۀ مسائل داخلی از قبیل توسعۀ اقتصادی، کاهش تورم، کاهش نرخ بیکاری، خدمات بهداشتی و... محل ایراد و اشکال از سوی مخالفین دارد. از سوی دیگر باید توجه داشت که یکی از دلایل اقبال عمومی مردم به آقای روحانی در جریان رقابتهای انتخاباتی، وعدۀ وی در مورد مدیریت بحرانهای جمهوری اسلامی ایران در حوزۀ مسائل سیاست خارجی و به صورت مشخص مدیریت بحران هستهای و رفع تحریمهای بینالمللی است. بنابراین میتوان گفت طرف ایرانی نیز همانند طرف غربی مشتاق استفاده از دیپلماسی برای حل و فصل مناقشۀ بیش از یک دههای هستهای خود است.
گفتگو از محسن بیگی./