بحران غزه میوۀ تلخ سازشکاری و خیانت برخی از دولتهای اسلامی است
دکتر حسین مسعودنیا می گوید: یکی از عمده ترین عوامل یورش رژیم صهیونیستی به مردم بی گناه غزه، شکست صهیونیزم ازمقاومت مردمی در ابعاد مختلف از جمله در لبنان و فلسطین است. به طور طبیعی، با توجه به وضعیت رژیم صهیونیستی پس از شکست در جنگ 33 روزه وکسب نتایج فضاحت بار در آن میدان، باید انتظار چنین رفتارهای عصبی را از سوی اسرائیل داشت.
در آغاز گفتگو بفرمائید که از نظر شما ریشه های بحران اخیر در نوار غزه را باید در کجا جستجو کرد؟
به طور کلی می توان ریشه های بحران را در چند مورد خلاصه کرد.
به اختصار به بر خی از آنها اشاره میکنید؟
الف) سازش و خیانت برخی از دولتهای اسلامی
می توان حادثه غزه را میوه تلخ سازشکاری و خیانت دولتهای اسلامی دانست؛ این خیانت تا بدان پایه است که برخی ازسران کشورهای اسلامی به جای ابراز انزجار از رژیم صهیونیستی در کنفرانس ادیان، در کنار «شیمون پرز» قاتل مسلمانان می نشینند و گفتگو میکنند و رقص شمشیر انجام می دهند. سکوت مرگبار این دولتها در برابر موج تجاوزگری رژیم صهیونیستی، باعث شده است که آنها بی شرمانه به تجاوزات خود ادامه دهند.
ب)نقش آمریکا دربحران
آمریکا کشوری است که همواره از جنایات اسرائیل حمایت میکند و با تداوم حمایتهای بی دریغ خود از جنایات ضد بشری رژیم صهیونیستی، یکی از ریشه های اصلی بحران است؛ چرا که شرایط ایالات متحده در منطقه به لحاظ ژئوپلیتیک نامطلوب است و از ایدهآلهای مورد نظر این کشور بسیار فاصله دارد. از سوی دیگر، روند رو به رشد گروهای اسلامی درکشورهای مهم منطقه چون: ترکیه، لبنان و عراق و ایفای نقش رهبری معنوی ازسوی ایران، منافع آمریکا را در منطقه به خطر انداخته و آنان را با مخاطرات غیرقابل پیش بینی در آینده مواجه کرده است.
پ) شکست اسرائیل از گروههای مقاومت
یکی از عمده ترین عوامل یورش رژیم صهیونیستی به مردم بی گناه غزه، شکست این رژیم ازمقاومت مردمی در ابعاد مختلف در لبنان و فلسطین است. به طور طبیعی، با توجه به وضعیت رژیم صهیونیستی پس از شکست در جنگ 33 روزه وکسب نتایج فضاحت بار در آن میدان، باید انتظار چنین رفتارهای عصبی را از سوی اسرائیل داشت.
ت)اختلاف میان فتح و حماس
اختلاف میان فتح و حماس یکی دیگر از ریشه های این بحران است. از آنجا که دیدگاههای متفاوت و کاملاً متمایز از یکدیگر میان حماس و فتح درباره نحوه مبارزه بارژیم صهیونیستی مشهود است؛ از اینرو امکان رهبری واحد میان آن دو نیز وجود ندارد؛زیرا در وضعیتی که جنبش حماس در اساسنامه خود بر بیرون راندن اشغالگران از تمامی اراضی فلسطین تأکید می کند، جنبش فتح و هم پیمانانش با پذیرش قطعنامه 242 شورای امنیت سازمان ملل متحد به حضور درکنفرانس به اصطلاح صلح مادرید و امضای توافقنامه اسلو، تنها بر آزادسازی اراضی اشغالی 1967 م تأکید میکند؛ بر همین اساس بود که جنبش فتح که در 1959 م به دست عرفات و سایر دانشجویان فلسطینی در قاهره بنیان گذاشته شد وخود را در مبارزه با رژیم صهیونیستی در خط مقدم می دانست، در نوامبر سال 1994 م با کشتارمسجد فلسطین و سپس بین سالهای 1996 تا2000 م اقدام به دستگیری و ترور مبارزانی چون: محی الدین شریف و عماد عوض عبدالعزیز رنتیسی، ابراهیم مقادمه، ابوهنود و جمال منصور کرد.هنگامی که حماس در انتخابات، اکثریت آرا را به دست آورد، فتح و گروههای عضو ساف از مشارکت در کابینه امتناع کردند و به دنبال آن به سنگ اندازی علیه اسماعیل هنیه پرداختند. فتح که به لحاظ مالی از سوی غرب حمایت می شود، برخلاف حماس، موضوع آوارگان فلسطینی، شهرکهای صهیونیستنشین و دیوار نژادپرستانه قدس شریف را با سکوت و مذاکرات سازش به معامله با صهیونیستها گذاشته است. در عین حال، اختلافهای عمیق و ریشه ای فتح باحماس به عنوان معادله ای تعیین کننده به نفع صهیونیستها و ضرر انتفاضه تمام شده است.
ث) سکوت مجامع بین المللی
در حالی که مردم غزه این روزها تحت ظلم و کشتار و محاصره وحشیانه صهیونیستها قرار گرفته اند، شاهد سکوت مرگبار مجامع بین المللی هستیم که همواره ازحقوق بشر و انسانیت دم میزنند. سکوت این سازمانها باعث جریتر شدن رژیم صهیونیستی شده است. کشورهای طرفدار دموکراسی وحقوق بشرنه تنها با این جنایتها برخورد نمی کنند؛ بلکه حامی عاملان آن نیز هستند.
به نظر شما تحولات غزه در سطح داخلی برای رژیم صهیونیستی و دولت حماس چه پیامدهایی خواهد داشت؟
به نظر میرسد بحران غزه در درون حاکمیت رژیم صهیونیستی، شکاف سیاسی را بین سران و اجتماع نامتجانس گردآوری شده در این سرزمین عمیق تر خواهد کرد و از سوی دیگر موقعیت و وزن سیاسی حماس را ارتقاء میبخشد.
این بحران چه پیامدهایی برای کشورهای منطقه به دنبال دارد؟
به طور قطع این بحران در کشورهای عربی حامی اسرائیل بحران مشروعیت و مقبولیت به وجود می آورد و در نتیجه شکاف سیاسی را بین حکمرانان خودکامه و مردم افزایش می دهد و نیز در سطح منطقهای تفکر ظلمستیزی و بازگشت به عزت اسلامی را با الگوگیری از انقلاب اسلامی رونق خواهد داد.
به نظر شما رژیم صهیونیستی با حمله به غزه چه اهدافی را دنبال می کند؟
رژیم غیرمشروع اسرائیل از این حملات، اهدافی را دنبال میکند که مهم ترین آنها عبارتند از:
الف) سرپوش نهادن به شکست سنگین در جنگ 33 روزه سال 2006 م. با حزب اللّه لبنان
همانگونه که میدانید در این جنگ، نه حزب اللّه نابود شد و نه سیدنصراللّه شکست خورد و حتی باعث قدرتمند شدن و محبوبیت وی در جهان شد. در این میان، این رویارویی نتیجه معکوس برای آنها داشت و باعث بحرانهای سیاسی بسیاری در این رژیم شد و بسیاری ازمقامات آن را مجبور به استعفاء کرد.
ب) هدف دیگر از حمله به غزه و ارتکاب جنایت انسانی، در واقع تغییر در سرنوشت فلسطین است
این هدف ادامۀ همان هدفی است که آمریکاییها و هم پیمانان بین المللی آن و کشورهای عربی خاورمیانه در سالهای اخیر دنبال می کنند تا با تشکیل دولت ضعیف و فرمانبردار فلسطینی که هیچ مزاحمتی برای رژیم صهیونیستی نداشته باشد، داستان فلسطین را برای همیشه به نفع اسرائیل خاتمه دهند.
پ) نابودی حماس
یکی دیگر از اهداف ننگین اسرائیلیها، به حاشیه کشاندن ونابودی مهمترین و قدرتمندترین مخالف خود درغزه؛ یعنی دولت مردمی حماس، میباشد. تا به زعم خود با خیال آسوده بتوانند به جنایات دیگری مشغول شوند. از اهداف نگین این قبیل تحرکات به رهبری آمریکا، تسلط کامل بر کل منطقه خاورمیانه می باشد، با این تصور که فلسطین را ام المسائل خاورمیانه میدانند و به تصور خود در صورت پیروزی برمردم غزه و فلسطین می توانند بر کل منطقه مسلط شوند.
جمهوری اسلامی در رابطه با حل بحران غزه چه کمکی میتواند انجام دهد؟
به اعتقاد من دولت جمهوری اسلامی ایران در وهلۀ اول میتواند با استفاده از تمامی ابزارهای دیپلماتیک و رسانهای عدم مشروعیت نهادهای بین المللی را در فضای دیپلماسی جهانی نهادینه کند. در مرحلۀ بعد دستگاه دیپلماسی ایران میتواند با توجه به جنایات وحشتناکی که در حال روی دادن است، عدم کارآیی حقوق بشر سکولاریستی را پیگیری و بر نهادینه شدن حقوق مردم تأکید کند. وقتی عنوان «حقوق بشر اسلامی» به کار می بریم یعنی انفعال و پذیرش استیلای غرب. در حالی که ما باید مفاهیم «حقوق مردم و حقوق بین الملل اسلامی» را مطرح کنیم.
جایگاه سازمان ملل را در حل بحران اخیر در غزه چگونه ارزیابی میکنید؟
پیش از پرداختن به نقش سازمان بینالملل در بحران اخیر لازم میدانم به نکتهای اشاره کنم.
کدام نکته؟
به اعتقاد من نزدیکی بین شیعه و سنی در جهان و تظاهرات گستردهای که توسط مردم در جهان برقرار می شود، نشان دهندۀ پدید آمدن یک هویت جدید در ملت های جهان است. با به هم خوردن ساختارهای خاورمیانه، ساختاری به وجود خواهد آمد که نمی تواند وضعیت ناهنجار موجود را تحمل کند و نظام تک قطبی در روابط بینالملل از بین خواهد رفت. امریکا نظرش این است که ساختار نظام بینالملل را با وجود خود، تعریف کند. به همین دلیل سازمان ملل، امروز به شورای حکومتی امریکا تبدیل شده است و دیگر نمی تواند از جنایات و کشتار مردم جلوگیری کند. این قبیل سازمانهای بین المللی که پس از جنگ جهانی دوم پدید آمده اند، دیگر فاقد توانایی اجرای برنامههای خودند، بنابراین کل مشروعیت آنها از میان رفته است. اگرچه بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد اسرائیل و فلسطینیها را ترغیب کرده است که "نبردها را متوقف" و گفتگوها را برای پایان دادن به مناقشه غزه شروع کنند، اما به نظر نمی رسد که سازمان ملل بتواند گام مهمی درجهت حل بحران بردارد.
آیا تاکنون طرحی جهت برقراری آتش بس بین دو طرف پیشنهاد شده است؟
بله . در این زمینه مصر طرح آتش بس فوری را به مقامات رژیم صهیونیستی و حماس پیشنهاد داده است. بر اساس طرح آتش بس، دو طرف باید حملات خود را به یکدیگر متوقف کنند و رژیم صهیونیستی نیز گذرگاههای غزه را برای عبور و مرور اشخاص و حمل و نقل کالا بازگشایی کند. علاوه بر این، پایان محاصره غزه از سوی رژیم صهیونیستی و باز شدن گذرگاه مرزی ˈرفحˈ با مصر از شروطی است که این جنبش تاکید دارد، که در هر توافق آتش بسی باید گنجانده شود. همچنین،حماس خواستار آن است که اسرای آزاد شده در مبادله با «گیلعاد شلیط» نظامی صهیونیست، که به بهانه ربوده شدن سه نوجوان فلسطینی مجددا بازداشت شدهاند، آزاد شوند. این در حالی است که «فوزی برهوم» سخنگوی جنبش حماس در واکنش به این طرح گفت هرگونه آتش بس با رژیم صهیونیستی مشروطبه موافقت این رژیم با شرط های مقاومت فلسطین از جمله پایان دادن به حصر غزه وتوقف حملات است.
در پایان گفتگو میخواهم بدانم شما در مقام کارشناس مسائل سیاسی افق و دورنمای تحولات غزه را چگونه ارزیابی میکنید؟
این نکته که تلفات اسرائیل در درگیریهای دو هفته با حماس اندک بوده، عمدتاً به این خاطر بوده است که اکثر راکتهای شبه نظامیان حماس یا توسط پدافند هوایی'گنبد آهنین' رهگیری و نابود شده یا به نواحی غیرمسکونی اصابت کرده است ، همین امر باعث شده که نتانیاهو - علیرغم فشارهای داخلی راستگرایان افراطی - مجبور به گسترش سریع دامنه جنگ نباشد و در عمل زمان کافی برای افزایش تدریجی فشارها و مذاکرات آتش بس را داشته باشد. با این حال من معتقدم، وارد شدن درگیری به فاز عملیات زمینی و طولانی و خونینترشدن احتمالی آن در روزهای آینده می تواند اوضاع را برای نخست وزیر 'محتاط' رژیم صهیونیستی پیچیده کند. بنابراین از یک طرف نخست وزیر رژیم صهیونیستی به دلیل پیچیده شدن اوضاع و به خطر افتادن موقعیتش ممکن است آتش بس موقت را بپذیرد و از سوی دیگر نیز به دلیل هدف قرار گرفتن غیرنظامیان که عمدتاً زنان و کودکان هستند، حماس نیز باهدف کاهش تلفات انسانی و خروج غیرنظامیان از منطقه ممکن است آتش بس موقت را بپذیرد. بنابراین به نظر می رسد در آینده نزدیک شاهد آتش بس موقت بین دو طرف باشیم، اما این امر موقتی است و این بحران همچنان ادامه خواهد داشت و حل دائمی آن امکانپذیر نیست.