و باز هم مظلومیت فلسطین ...
و باز مظلومیت فلسطین ... نگاه كودك حیران به آسمان خیره مانده بود. جرقه های آتش و نور شدیدی كه اطراف را به روشنی روز مبدل كرده بود، خاطرات آتش بازی آخر سال را در ذهنش تداعی می كرد. ناگاه صدایی رعب آور و هراس انگیز رشته افكارش را در هم ریخت، ترس و دلهره عجیبی را در ذهن و قلب كوچكش ایجاد کرد. از همهمه اطرافیان و فریاد و ضجه های زنان و كودكان، اشك در چشمانش حلقه زد. دیواری كه به آن تكیه داده بود، با صدایی دهشتبار فرو ریخت... با دهانی باز و خاك گرفته، نگاهش را به مادر دوخت كه سراسیمه به طرف او می دوید. دیگر هیچ احساس نكرد...
ناگاه درد شدیدی سراپای وجودش را فرا گرفت. چشمانش را كه باز كرد، چشمان گریان مادر و خواهرش را دید كه نگران به او خیره مانده بودند. با ناله او، خنده بی فروغی بر لبان مادر نشست. به اطراف نگاهی انداخت. پر از مجروحانی بود كه آشفته و خونین زمین و تخت های بیمارستان را اشغال نموده بودند. صورتهای خاکستری، نه! محمولهای از بدنهای پاره پاره و در حال خونریزی، برکههایی از خون، بانداژهای آغشته به خون كه سنگ فرش اورژانس را مفروش به نقشهایی رنگین نموده است.
خاطرات گذشته به یكباره به ذهنش خطور كرد. گویی دیر زمانی است كه شادی از كوی و دیارشان رخت بربسته... دیگر از جست و خیز های كودكانه در كوچه خاكی محلهشان خبری نیست. سوالش را چه كسی یارای پاسخ دادن داشت؟...
به كدامین گناه فرصت بازی و خنده های شادمانه كودكی از او گرفته شده بود. از بزرگترها می شنید كه به دیارشان حمله كرده اند تا آنان را از خاك و كیانشان بیرون بیندازند. آرزو می كرد ای كاش بزرگ بود و سنگ در مشت، از خانه و كاشانه اش دفاع می كرد. قلب كوچكش، عجیب فشرده بود و به حال دیارش غزه افسوس می خورد...
این شرح حال صدها كودكی است كه روزهاست در زیر آتش بار اسرائیلیان غاصب جان می دهند و خون بی گناهشان سنگ فرش كوچه ها را رنگین می كند. كجا هستند حامیان حقوق بشر كه این قتل عام و انسان كشی را به خرده و سخره گرفته اند؟
آیا مهدی صاحب زمان صبر و تحملش به انتها نرسیده تا به یاری این مظلومان بشتابد و با شمشیر عدالت گسترش ، عرصه زمین را از این فجایع پاك و طاهر سازد؟
غزه كجاست؟ در كدام نقطه از این كره خاكی قرار دارد كه خارش چشمان بسیاری را نه نابینا، كه از حدقه بیرون آورده است؟ با كدامین دیار هم مرز است كه باید با خون و گوشت و جانش حساب پس بدهد؟ آیا نه این است كه مسلمانان فلسطین از دست جور رژیم صهیونیستی به این نوار باریك پناه برده و به اجبار متراكم ترین منطقه مسكونی جهان را بوجود آورده اند؟
حق چیست و احقاق حق به كدامین نوشته و سند قابل اجراست؟ آنچه در حال حاضر در این خطه می بینی، خرابه هایی است كه در گوشه گوشه اش نمایان است. دیگر نه خط راهآهنی وجود دارد و نه گذرگاهی كه بتوان مایحتاج مردم را تامین نمود. همجواریش از شرق و شمال با اسرائیل موجب آن گردیده تا هر گونه ورود و خروج کشتی ها به منطقه غزه از راه دریا ممنوع شود.
ظلم و ستمی كه هر لحظه دایره خود را تنگ تر و محدود ترمی كند، موجبات همبستگی مردم را بیشتر فراهم آورده است. مرد و زن، پیر و جوان، دارا و ندار، همه دست در دست هم به صیانت و كیانت از دیار خویش برخاسته اند. قهرمانان در آمبولانسها و تمام بیمارستانهای غزه بدون وقفه و استراحت تلاش می كنند. هماره می توانی نظاره گر تعدادی نیروهای خودجوش باشی كه همه جا هستند، سریع زمین را از خون پاک میکنند و باندها، موها، لباس و هر چیزی که ازکشتهها مانده را بیرون میریزند...
تا دوباره آماده شوند، تا همه چیز دوباره تکرار شود. برای بیمارستان ها، این تعداد نیرو کافی نیست اما شکایتی هم دیده نمی شود. صورتهایشان از خستگی و بار کاری، ناجوانمردانه تیره است. از بیماران مراقبت میکنند، وضعیتشان را بررسی میکنند و سعی میکنند هرج و مرج غیرقابل درک پیکرها، اندازهها، دست و پاها، راه رفتن یا نرفتن، نفس کشیدن یا نکشیدن، خونریزی کردن یا نکردن آدمها را بفهمند. آدمها!
اکنون یک بار دیگر با این آدمها مانند حیوان رفتار شده است به وسیله «اخلاق مدارترین ارتش جهان»! سمفونی نفرتانگیز ارکستر ماشین جنگی اسرائیل به طور دائم می نوازد و صدای دهشت بارش قلب كودكان را به لرزه می آورد.
آری ای مسلمان و ای شیعیان مولایمان علی... اینك زمان آن رسیده تا در این روزهای عزیز و گرانقدر ماه مبارك رمضان، دستهای پاكت را به سوی قادر عادل بالا ببری و در حق این مظلومان، خالصانه دعا كنی و با شركت در روز حماسه ساز قدس با فریاد اعتراضت پیكره غاصبان و رژیم صهیونیست را به لرزه در آوری.
باشد كه خداوند بلند مرتبه صدای ناب تو را شنیده و قلم پایان بر این ظلم و ستم بكشد.
به امید آن روز.
مرضیه استاجی/خراسان رضوی