انگیزه های رژیم صهیونیستی در تهاجم به غزه

|
۱۳۹۳/۰۵/۰۴
|
۱۹:۰۵:۲۲
| کد خبر: ۲۰۶۸۱۴
انگیزه های رژیم صهیونیستی در تهاجم به غزه
اصلی ترین دلیل حمله كنونی غزه ممانعت از ایده تشكیل كشور فلسطین است، ایده ای كه جامعه جهانی پیش از هر زمان دیگری از آن حمایت می كند

سعید آقاعلیخانی : اسراییل از سال٢٠٠٥ كه غزه را ترك كرد تا امروز سه بار به غزه حمله كرده و در نهایت بی هیچ دستاوردی عقب نشسته است به عبارت دیگراسرائیل از سال 1967 که بیت المقدس را تسخیر كرد تا کنون در هیچ جنگ شهری پیروز نشده است و از جنگ سال تا کنون نیز هیچ جنگی را با پیروزی به پایان نرسانده است.حمله سال 1978 اسراییل به لبنان شكست خورد ، حمله 1982 آنها نیز یك اشتباه استراتژیك بود و در هیچ یک از بمباران های سال 1993 و نه حتی بمباران های سال 1996 لبنان نیز دستاورد نظامی قابل اعتنایی نداشته است اما سوال این است كه دلیل اصلی هجوم چهارم به غزه و شكستن ركورد بكارگیری ٧٥٠٠٠ سرباز چیست؟

 اصلی ترین دلیل حمله كنونی غزه ممانعت از ایده تشكیل كشور فلسطین است، ایده ای كه جامعه جهانی پیش از هر زمان دیگری از آن حمایت می كند و فضای بین المللی برای آن كاملا مهیاست، اهتمام آمریكا برای این مساله به عنوان تنها راه حل منطقی و ممكن موجود از یك سو و "وضعیت خاص" كشورهای مهم عربی از سوی دیگر، عمده ترین دلایل تشدید حمله به غزه است اما منظور این "وضعیت خاص كشورهای عربی " چیست؟ در حوادث اخیر، آنچه كمتر مورد توجه تحلیلگران قرار گرفته آن است كه برای اولین بار پایتخت هیچكدام از كشورهای عربی مهم - برخلاف شهرهای اروپایی و آمریكایی- شاهد اجتماع اعتراض آمیز نبوده و حتا كشورهای مصر، عربستان و امارات در كنار اسراییل قرار گرفته اند.طرح های مورد تایید این کشورها همان چیزی بوده است که مصر عنوان نموده است و مصر نیز در طرح های پیشنهادی خود چنین نشان داده است که چندان توجهی به منافع فلسطینیان ندارد.به نحویكه حماس علنا طرح های ارایه شده از سوی مصر و مورد حمایت عربستان و امارات را طرح هایی در جهت تامین منافع اسراییل خوانده است. نتانیاهوبه خوبی می داند كه چنین حمایت تلویحی از اسراییل در داخل جهان عرب بی سابقه است. اسراییل دلیل این وضعیت خاص را هم می داند: كشورهای مزبور بعد از انقلابهای عربی و كاهش روزافزون مشروعیت در داخل همزمان با شدت گرفتن بی ثباتی در بیشتر كشورهای عربی( از یمن و عراق تا سوریه و لیبی) بیش از هر زمان دیگری از بالاگرفتن احساسات مردمی، ناآرامی و از همه مهمتر برجسته شدن جنبش اخوانی حماس در هراسند.به عبارت دیگر دامنه بحران مشروعیت و فوبیای دموكراسی اكنون تا بدان پایه رسیده است كه امروز سران كشورهای عربی عطای " اسراییل ستیزی" به عنوان ابزار فرافكنانه حاكمیت استبدادی را نیز به لقایش بخشیده اند و این بار نگاه به مساله غزه را نه درقالب عربی و اسلامی كه در حیطه حداقلی حفظ ثبات خود می بینند و در نتیجه تامین منافع خویش را نیز در گرو همکاری امنیتی با اسراییل می بینند چنانکه ماه مه در بروكسل دو رییس سابق سرویس های مخفی یعنی شاهزاده تركی الفیصل سعودی و ژنرال آموس یادلین اسراییلی به صورت علنی به تبادل نظر پرداختند. یادلین همكاری امنیتی با مصر و كشورهای ساحل خلیج را مورد ستایش قرار داده و«بی نظیر» خوانده بودبا این توضیح كاملا طبیعی است كه اسراییل با درك موقعیت متزلزل قدرت های عمده عربی و به گمان وضعیت نامطلوب حماس در ماجرای سوریه چنین تصور کند که بهترین زمان ممکن برای فیصله دادن به ماجرا ی حماس ، امکان ائتلاف آن با جنبش فتح و تشکیل دولت فلسطینی فرا رسیده است.

پژوهشگر امور خاورمیانه

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر